کد خبر: 456214
تاریخ انتشار: ۲۱ آذر ۱۳۹۰ - ۱۱:۱۳
ازهبوط آدم تا سقوط در بهشت!
از کجا آمده ام؟
آمدنم بهر چه بود؟
به کجا می روم آخر...؟
سالیانی است که در فکر پاسخ به این سه سوال اساسی در زندگی هستیم، همان سه گانه ای که از ابتدای خلق انسان مطرح بوده و تا قیام قیامت هم مهمترین پرسش نسل بشر خواهد بود.به گزارش نداي انقلاب هبوط آدم(علیه السّلام) از بهشت و توبه اش، تا حدی مسائل را برای ما رمز گشایی نمود و رسولان الهی نیز آمدند تا انسان را به آنچه نادیدنیست بینا نمایند و کم کم محیای سفری جاودانه به ماوراها نمایند. آری، از همان نخست(۱) باورش سخت بود که انسان، اشرف مخلوقات و دارای همه زیبایی ها از طرف خالق و ربِّ خود شود و حال که تاریخ پیش روی ماست، نه تنها آن را ممکن می دانیم، بلکه همچون ضرورتی می بینیم که دوری از آن به هر نحو، انسان را به مردابی با گل های نیلوفر تبدیل می کند و امروز شاهد چنین صحنه ای هستیم؛ سقوط در بهشت.

دمِ درِ بهشت یا فرار از حقیقت!
قرار نیست کسی ماندگار شود، همه مسافرند، دیر یا زود ساعت حرکت فرا می رسد. هر آنچه را که لازم است باید جمع کرد، نشستن و خیال در باره نداشته ها فقط اضطراب و درد سفر را بیشتر می کند وبس. طبیب و دارُالشّفاء هردو منتظرند، ولی این بیمار است که خود را در قفسِ خیالیِ روزی که سالم خواهد بود، ندانسته، حبس کرده و همین روزهاست که افسوسِ، نمکِ زخم هایش شود.

«ذهنت را آزاد کن»...
«ذهنت را تغییر بده»...
«نگاهت را عوض کن»...
«حال به آنچه می بینی عشق بورز»...
«این زندگی توست، عاشقش باش». (جملاتی از تبلیغات بازی«زندگی دوم»)

هر چه می گذرد، بشر خود را در باغی از آرزوها بیش از پیش حبس می کند، گویی همواره از واقعیت خود ناراضی است . به دنبال راهی برای «فرار» می گردد و آنچه نصیبش می شود، سرگردانی در دنیایی خیالی است که در آن می تواند، بسیاری از «می شود» ها را خلق کند، مثلاً وقتی که می تواند انسان باشد، در قالب یک حیوان بازی کند، اگر مرد است به صورت زن باشد، اگر فقیر است به هیبت ثروتمندی ظاهر شود، زیبایی نداشته خود را کسب کند و «اگر می شود نمُرد و به بهشت رفت» این را هم بدست آورد. در یک کلام «خودش نباشد» بلکه شخصیتی خود ساخته و مجازی باشد تا شاید سرگردانی و درد ناشی از زندگی در قفس را تسکین دهد. این همانی است که «آواتار» نام دارد، یعنی هر آنچه می خواهی را در ذهن خود مجسم کن و بعد در فضای بازی آن را خلق کن تا خیال کنی همانی هستی که می خواهی. بعد از اتمام بازی، بار دیگر با همان چهره خسته و درمانده ای مواجه می شود که جز غم، مفهومی ندارد. مجبور می شود بار دیگر وارد دنیایی شود که مملوّ از خوشی هاست، آری بهشتی که تصوّر می کرد، اینجاست!

در این دنیای جدید(Second life) حدود «نُه» میلیون نفر عضو هستند که روزانه بیش از نیم میلیون دلار، بین بیش از یك و نیم میلیون نفر از ساكنانش دست به دست می‌شود. ساكنان این شهر از بیش از یكصد كشور جهان گرد هم آمده‌اند. به طور متوسط شصت درصد ساكنان آن، مرد و چهل درصد زن هستند و طیف سنّی آن‌ها بین هیجده تا هشتاد و پنج سال است. در این بازی آنلاین، نه تنها آواتارها بلکه انواع شرکت ها، هتل ها، دانشگاهها، مراکز تفریحی و رستوران ها از سازنده آن یعنی «شرکت تحقیقاتی لیندِن» زمین هایی خریداری کرده اند و به بازاریابی، فروش محصولات و ثبت نام در دوره ها می پردازند.

آن هنگام که بیشترین هزینه جامعه ای صَرف ساختن دنیایی باشد که فقط در فضای غیر واقعی تحقّق پیدا می کند، انتظار رشد معنویت در آن از بین خواهد رفت. در اینجا رضایت انسان جلب می شود، امّا نه به خاطر عملکرد خودش، بلکه صرفاً از حیث نقشی که آدمک های رایانه ای بازی می کنند. پس هر کسی در پَسِ نقابی است، و روزی که همه این نقاب ها برداشته می شود، همه از یکدیگر فراری خواهند بود.

در میان همین جوامع، انسانهایی با حداقل امکانات مادی پا به عرصه زندگی نهادند که این عالم را مجازی برای حقیقت بالاتری می دانستند و تمام همِّ خود را برای دست یابی به آن به کار می بستند. آنان که منشأ تحولات گسترده شدند و هماره به نیکی یاد می شوند؛ عروجشان به بهشت مبارکشان باد که از شناختِ حقیقتِ انسانیشان شروع نمودند و جلواتی از آن را دریافتند. در عین حال، علی رغم کسب تمام دارایی ها، آن را اعتباری بیش نمی دانستند و کوشیدند تا با همه رنج ها و غم ها، توشه سفرهای آسمانی خویش را مهیّا سازند. و این دقیقً همان درسی است که سفیران الهی به بشر آموختند.

بهشت لازم نیست جهنّم ببریدش!
خانواده جامعه کوچکی است از پدر، مادر و فرزندان. روابط عاطفی و جنسی پدر و مادر هم موجب آرامش آنهاست و هم زمینه ای برای تولید نسلی سالم و صالح می باشد. امّا تصمیم سازان جوامع، با شکافِ فکریِ عمیق از آموزه های الهی، روز به روز بر درهم ریختگی، جنگ ها و بحران های فرهنگی و اقتصادیِ آن ها افزودند. در همین حین، برای کاهشِ رنج ها و نارضایتی ها، زندگی دومی را برای انسان تعریف کردند به نام «Second Life» که در نتیجۀ آن، رؤیای تشکیل خانواده به افسانه ها پیوست زیرا عمل ناپسندی که روزی فقط عینی بود و همگان آن را زشت ترین کارِ یک انسان می دانستند، از آن وقت، نه تنها رایج شد، بلکه با ورودش به دنیای جدیدِ ذهنی(زندگی دوم)، کسی جز خود فرد نیز از آن مطلع نمی شد. آری، منظور عمل شنیع «زنا»ست که حتی در ذهن زوجین و در هنگام هم بستری با هم، نقش می بست و هر کدام با تخیل زن و مرد دیگری ارضاء می شدند. کمترین اثر مخرّبِ آن، پدیده ای است به نام «طلاق عاطفی» که زوجین به ظاهر در کنار یکدیگرند ولی در خیال خود به فردِ دیگری عشق می ورزند و بدینسان، ممکن است روابطِ خارج از منزل خود را با آن زوج دیگر برقرار کنند. این پدیده حدّ و مرزی ندارد، به همین خاطر، کسانی که اداره کنندگان جامعه جهانی بودند! و انسان را «احمق» می پنداشتند(۲)، با ساخت انواع سریال، فیلم و سایت هایی که به نوعی به نمایش زنان و مردانی با پوشش های تحریک آمیز می پرداخت، به مساله «زنای ذهنی»(Sexual Fantasy) در سطوح جهانی دامن زدند که علاوه بر فروپاشی خانواده ها و از پیِ آن بیماری های روانی و فسادهای اخلاقی گسترده، فرزندانی که متولّد می شدند، تحت چنین آموزشهایی، به فحشا با جنس موافق نیز روی می آوردند و حتّی همین حاکمان مسیر را به سمتی منحرف کردند که هر یک از این گروههای غیر اخلاقی، به رسمیت شناخته شدند که هم اکنون نیز شاهد چنین مسائلی در جهان هستیم!
علاوه بر تداوم چنین وضعیتی، وقتی زمینه کنترلِ «بشرِ فراری از خود» را از دست دادند، او را درگیر دنیایی دیگر نمودند تا از این طریق آرزوهای خیالی این «حیوان!» که فقط در پی راهی برای ارضای شهوت مال، خوراک، پوشاک و از همه مهمتر روابط عاطفی و جنسی خود بود، برآورده شود تا شاید در قفس خود آرام گیرد.
مستند بی بی سی با نام «Wonderland»(سرزمین عجایب) گوشه ای از این واقعیت را مکشوف می کند که در آن زنی در آمریکا، بدون توجه به شوهر و فرزندان خود، روزانه حدود ۱۵ ساعت وارد این بازی(second life) می شود و با مرد مجردی در انگلیس، زندگی مجازی و تمام روابط عاطفی و جنسی خود را پی می گیرد. این جریان به دیدار آنها در عالم واقع نیز می انجامد؛ در حالی که شوهر آن خانم اصلاً راضی نیست و در مصاحبه خود آن را به صراحت اعلام می دارد. به همین دلیل یکی از سایت های غربی در تیتر خود این مستند را درباره «زنای محصنه ذهنی» می داند و در تحلیل خود بر این بازی می نویسد: «زندگی دوم، همه چیز درباره سکس است...دو زندگی زناشویی را به نمایش می گذارد که در یکی، مرد و زن هر کدام با افرادی در عالم واقع در ارتباطند و در دیگری، یک زن متاهل و مرد مجرد با هم زندگی زناشویی را رقم می زنند.»* و باز برهمین اساس، امروز ۲۵۰۰۰۰۰۰(بیست و پنج میلیون) سایت پورن(مسائل جنسی) به صورت رسمی در آمریکا فعّالیت می کنند!
پس در حالی که بشر در «خیالِ خود ساخته» خود سقوط کرده بود، بهشتی برایش ترسیم می شود که نه ساکنان آن واقعی اند، نه ویژگی های آواتارها، نه شخصیت های پشت آنها دارای چنان خصلت هایی اند و نه اثرات پیش بینی شده را دارند. پس درحالی «دنیاهای موازی»#(ذهنی) برای بشر طراحی و اجرا می شود که باعث فروپاشی خانواده، بحران شخصیت و از همه مهمتر دوری از اصل خود شده است، یعنی او را از همه لحاظ، از دلبستن به خالق و پروردگار موجودات و آمادگی برای زندگی با بکارگیری استعدادهای فطری جدا کرده است. همان هدفی که «Second Life» دنبال می کند.
بهشتی به سبک لاس وگاس! عکس یادگاری با شیطان، ممنوع!
کمی آشنایی با رسانه ها وبازی های موجود، که از محصولات غرب هستند، از این حقیقت پرده بر می دارد که هماره در پی القاء و «حقنه» کردنِ یک روش زندگی در امور مختلف فردی و اجتماعی هستند بدون اینکه اشخاص در مورد آن تفکّر کرده باشند و با سنجش عقلی و رضایت حاصل از آزادی انتخاب پذیرفته باشند. در این میان تنها معیارِ انتخاب، «لذّت شخصی» است و وقتی مبنای هر حرکتی این مؤلّفه باشد، آنچه دیگر اهمّیّت نخواهد داشت، «حیا»ست و دیگر هیچ!
بازی «Second Life» زندگی دومی را برای اشخاص به نمایش می گذارد که افراد محدودیتی در برقراری روابط اقتصادی و زناشویی ندارند و نه تنها افرادِ جوامع، بویژه غربی، را بیش از پیش درگیر آرزوهای بی سرانجام می کند، بلکه آنها را از زندگی خانوادگی جدا و به بیابان سردرگمیِ ناشی از فروپاشی خانواده ها می سپارد. هرچند دانشگاهها و مراکز آموزشگاهی در آنجا نمایندگی هایی برای جذب و آموزش تاسیس کرده اند ولی باید دانست که این نیز خود دعوتی برای زندگی در فضایی مجازی و ذهنی است که کارکرد اصلی آن غرق شدن در اقیانوس سرد و تاریکی است که گرچه سطح آن، آینۀ الماس های دنیای واقعی است والبته جذّاب، ولی شخص همینطور که در اعماق آن فرو می رود، سر را بالا گرفته و محو جمال زینت ها شده است و آنگاه چشم به زیر پای خود می اندازد که نفسی برای او نمانده که خود را از سیاه چاله های اقیانوس نجات دهد! و اینجاست که حسرت بر دلِ او می ماند... این صحنه ها را بی بی سی در مستند «سرزمین عجایب» به تصویر می کشد!
«لاس وگاس» نه اینکه تنها شهری در میان شهرهای آمریکاست بلکه راهِ رسیدن به بهشتِ گمشدۀ بشری است که چیزی جز «حیوان» شمرده نمی شود! شیطانی که عظمت آدم را فهمید و سجده نکرد نیز در اینجا جایی ندارد! عکس یادگاری با شیطان ممنوع است! چراکه اینجا ساخته آنانی است که به گواه یکی دیگر از مستندات بی بی سی به نام «قرن خود»، حدود یک قرن پیش در کنارِ رؤسای جمهور آمریکا قدم می زدند و در فکر نقشه ای برای فروش کالاهایشان بودند و شاه بیت نظریه هاشان این بود: «انسان، حیوانی احمق است.»
سفری به رنگِ آبیِ آسمان های بی کران!
روزگاری، در همین حوالی، شخصی در پی یافتن گنج به راه افتاد ولی هر چه می گشت اثری نداشت. تا آنکه بزرگواری به او رسید و گفت:«به دنبال چیزی هستی که نمی یابی؟» جوان پاسخ داد:«آری، روزها در پی یافتنِ گنج به همه جا رفتم ولی چیزی عایدم نشد.»، آن پیر، قدری تأمّل کرد و راه را به او نشان داد و گفت:«این تیر و کمان را بردار و آنگاه که تیر را در چلّه گذاشتی، آن را رها کن. هر جا که افتاد، گنج همانجاست.» جوان مسرور شد و طبق برنامه، به مکانی رفت و تیر را در جای مخصوص گذاشت و پرتاب کرد. به سرعت، محل پایین آمدن تیر را کَند، امّا چیزی نیافت. بارها این عمل را تکرار کرد، باز هم چیزی عایدش نشد. خسته و ناراحت به سراغ آن بزرگ مرد رفت و ضمن شرح ماجرا، از او گله و شکایت کرد. آن عارف، اشکال کار او را با ظرافتِ بسیار اینگونه توضیح داد که:« گفتم تیر را رها کنید نه پرتاب، که در این صورت زیر پای خودت می افتد که گنجِ نهفته ات اینجاست، یعنی در خود جستجو کن و آنچه را که یافتی، دارایی و گنج تو خواهد بود». پس آنکه باید مهِیّای مسافرتی طولانی در آسمان ها و لذّات بی پایانِ پرواز در افقِ عوالمِ آفرینش شود، چرا برای شناخت همه چیز تلاش می کند، جز حقیقتِ خودش را که غیر از این بدنِ مادی است. روحی که می تواند هر آنچه نادیدنی است ببیند و بفهمد و برای همگان بازگو کند، و این استعدادی فطری است که خالق و پروردگار عالم به او عطا کرده است.
____________________
۱- اشاره به سخنی که ملائکه به خداوند متعال عرضه داشتند که آیا انسانی را خلیفه خود قرار می دهی که در زمین فساد می کند و خون یکدیگر را می ریزند؟«وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فيها مَنْ يُفْسِدُ فيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ» (البقره/آیه۳۰)

۲-در یکی از مستندهای بی بی سی با عنوان «قرن خود»، این سخن بارها از سوی «ادوارد برنایز» مشاور تبلیغاتی رؤسای جمهور آمریکا در نیمه نخست قرن بیستم بیان می شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار