
«تبليغ» و «اطلاعرساني» بخش مهم و جدي در هر رويدادي محسوب ميشود اما وقتي اين مسئله به «اصل موضوع» تبديل ميشود، آن وقت بايد كمي نگران آخر و عاقبت كار بود. ۶۰ روز ديگر قرار است سيامين جشنواره بينالمللي فيلم فجر برگزار شود؛ جشنوارهاي كه به دليل ماهيت آن هميشه براي سينماي ايران جشنوارهاي مهم و تعيينكننده بوده و در سرنوشت سينماي ايران تأثيري جدي و مهم گذاشته است، به همين دليل در اغلب دورهها، برگزاركنندگان جشنواره دور از خطوط فكري و سياسي تلاش كردهاند تا اين رويداد را به شكلي آبرومند و خوب برگزار كنند.
دبير جوان جشنواره
«محمد خزاعي» نسبت به تمامي دبيران پيشين جشنواره فيلم فجر دبير جوانتري است. او از بدنه سينماست و تا اينجاي كار حضورش باعث خرسندي طيفهاي مختلف سينماگران شده اما برخي اقدامات و حركتهاي اخير او در مقام دبير جشنواره ممكن است در آيندهاي نه چندان دور- و تا پيش از برگزاري جشنواره- سطحي از خواستهها و توقعهاي غير معقول را در ميان اهالي سينماي ايران ايجاد كند كه عملي شدن آن غيرممكن و تبعات آن براي جشنواره سنگين خواهد بود.
چه كسي تصميمگيرنده نهايي است؟
«دبير جشنواره» در هر جشنوارهاي عاليترين مقام اجرايي و تصميمگيرنده درخصوص آن جشنواره است. او در تمامي زمينهها و امور حق دخالت و تصميمگيري دارد. براي جشنواره فيلم انتخاب ميكند، فيلمي را از جشنواره حذف ميكند و گاه نظر خود را بر هيئت انتخاب و داوري تحميل ميكند. اين عرف پذيرفتهشدهاي در جشنوارههاي مختلف است كه شركتكنندگان نيز با علم و آگاهي به آن در جشنواره حضور مييابند و گاه به همين دليل مشمول لطف رئيس جشنواره شده و جايزه دريافت ميكنند اما طبق مقررات جشنواره فيلم فجر در اين رويداد «شوراي سياستگذاري» تصميمگيرنده نهايي است و طبق اعلام مقررات جشنواره «تفسير و رفع ابهام از مقررات و اخذ تصميم نهايي درباره موضوعات پيشبيني نشده به عهده شوراي سياستگذاري جشنواره است»!
حال كه خزاعي فراخوان داده و از اهالي صنوف درخواست كرده تا داوران خود را براي شركت در هيئتهاي انتخاب و داوري جشنواره معرفي كنند، به معني آن نيست كه تصميم نهايي به عهده خزاعي است. راستي اگر صنوف افرادي همچون رخشان بنياعتماد، محمدمهدي عسگرپور، مجتبي ميرطهماسب، جعفر پناهي و افراد اينچنيني را براي عضويت در هيئتهاي انتخاب و داوري پرتعداد جشنواره معرفي كنند و خزاعي بنا به دلايلي امكان پذيرش آنها را نداشته باشد چه وضعي پيش خواهد آمد؟ آيا ايجاد اين توقع نامعقول در اين زمان و عدم پاسخگويي درست به آن در زماني ديگر باعث بروز اعتراضها و اغتشاشهاي خبري نخواهد شد؟
خبرنگاران، اولويت اول!
خبرنگاراني كه تجربه و توفيق حضور در جشنوارههايي كه توسط «محمد خزاعي و تيمش» برگزار شده را داشتهاند، ميدانند در اين رويدادها او تلاش كرده به خبرنگاران و نمايندگان رسانههاي گروهي «خوش» بگذرد! حالا خزاعي در جشنواره فيلم فجر امسال هم قدم اول را در همين زمينه برداشته و از خبرنگاران درخصوص مكان سالن رسانهها نظرخواهي كرده است!
نميدانم اين عرف كدام رويداد و جشنواره بينالمللي است كه در آن از ميهمانهايي كه هيچ هزينهاي براي حضور در جشنواره هم نميپردازند، درخصوص محل استقرار آنها سؤال شود اما آيا واقعاً موضوعي مهمتر از اين در جشنواره فيلم فجر وجود ندارد كه تا اين اندازه خبري شده و درخصوص آن بزرگنمايي صورت بگيرد؟
بديهي است خزاعي خواسته تا با اين اقدام موجي رسانهاي ايجاد كند و به خبرنگاران اين پيام را بدهد كه به نظر آنها توجه ميكند اما كيست كه نداند همين «سالن رسانهها» خود يكي از معضلات جدي جشنواره است؟! اينكه در طول ۱۰ روز برگزاري جشنواره جمع زيادي از اهالي رسانههاي هنري در مكاني به نام «سالن جشنواره» جمع شوند، امر مثبتي است اما اين سالن در سالهاي اخير به مكاني براي صرف ناهار و شام و... تبديل شده و جز در موارد خاص، كمتر فيلمي است كه مخاطب زيادي داشته باشد! اما آيا هزينههاي صرف شده براي اين سالن با خروجي آن انطباق دارد و آيا بهتر نيست در يك بازنگري كلي، سالن كوچكي براي منتقدان اختصاص داده شود و خبرنگاران در سالنهاي ديگر استقرار يابند تا به مردم و مخاطبان اصلي جشنواره نزديكتر باشند؟
از طرفي براساس چه منطقي بايد به نظر واقعي خبرنگاران درخصوص «سالن مطلوب» رسيد؟ آيا همين نظرهاي محدود اعلام شده كفايت ميكند يا بايد به سراغ تكتك ۲۰۰۰ نفري كه سال گذشته در سينماي مطبوعات حضور داشتند رفت و نظر آنها را جويا شد؟!
جشنواره صاحب شعار شد
جشنواره امسال قرار است با شعار و رويكرد «اخلاق، آگاهي و اميد» برگزار شود. اين اولين بار است كه براي جشنواره فيلم فجر شعار انتخاب ميشود! شعار مخصوص جشنوارههاي موضوعي، استاني و منطقهاي است و بعيد به نظر ميرسد فجر با تعاريف، چارچوبها و مشخصههاي خاصي كه دارد نياز به انتخاب «شعار» داشته باشد.
جشنواره است و فيلمهايش!
«يك جشنواره خوب محل نمايش فيلمهاي خوب است»! اين اصل اگر در هر جشنوارهاي رعايت شود، حتي اگر فيلمها در سالني بيكيفيت نمايش داده نشود و غذاي خبرنگاران از رستورانهاي گرانقيمت شهر هم تهيه نشود، باز هم خبرنگاران فيلمها را خواهند ديد و رويدادهاي جشنواره را به خوبي پوشش خواهند داد.
با در نظر گرفتن اينكه امسال تنها فيلم هايي در جشنواره پذيرفته ميشوند كه سال گذشته فرم شركت در جشنواره را پر نكردهاند، در جشنواره سيام فيلمهاي چندان زيادي وجود ندارد كه تماشاي آن بتواند هيجانانگيز و جريانساز باشد. فرزاد مؤتمن، ماني حقيقي، سامان مقدم، آرش معيريان، همايون اسعديان، رضا درميشيان، محمدعلي باشهآهنگر، خسرو معصومي، احمد اميني، رسول صدرعاملي، عباس رافعي، مهدي كرم پور، مهدي صباغزاده، حميد امجد و داريوش مهرجويي فيلمسازاني هستند كه اين روزها اثر آنها در مراحل مختلف قرار دارد و البته معلوم نيست اين فيلمها تا جشنواره آماده شود يا نه. ممكن است برخي از اين فيلمسازان نيز آثار خود را به جشنواره ارائه نكنند. با اين حساب به طور حتم امسال شاهد «جشنوارهاي متوسط» خواهيم بود كه برگزاري آن هم چيزي از شأن و منزلت جشنواره فجر كم نميكند. «از كوزه همان تراود كه در اوست» و قرار نيست جشنواره فجر در يك دوره شاهد «معجزه» باشد