
او در طول دوران جنگ موفق شد حدود ۲۰ جنگنده عراقي را شكار كند. کار مصاحبه و تحقيق اين کتاب از شهريور ماه سال ۱۳۸۷ آغاز و سال ۱۳۸۹ در ۲هزار نسخه و در ۲۶۴ صفحه منتشر شد. کتاب نبرد در آسمان تا کنون به چاپ سوم رسيده و كتاب سال ارتش در سال ۹۰ شناخته شده است. در اين کتاب سعي شده است زندگي زمان جنگ يک خلبان روايت و به تصوير كشيده شود که بتوان به راحتي همذات پنداري كرد و لحظه به لحظه در کنار قهرمان کتاب همگام شد. گفت وگو ما با «محمد معما» نويسنده ۳۴ ساله كتاب نبرد در آسمان را ميخوانيد.
چه شد كه به فكر نوشتن اين كتاب با موضوع زندگي يك خلبان افتاديد؟ فكر ميكنم علاقه به پرواز چيزي است كه هر فردي را به سمت خود جذب ميكند و اين علاقه وقتي با زندگي در يك خانواده نظامي آن هم نيروي هوايي همراه باشد دوچندان ميشود. من نيز به واسطه شغل پدرم از بچگي به اين موضوع علاقه داشتم و شايد نزديك به پنج سال پيش به اين فكر افتادم كه شروع به نوشتن مطلب كنم و حماسههايي كه در هشت سال دفاع مقدس تيزپروازان نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي خلق كردند را براي همگان بازگو كنم. اول شيوه من كار كردن در شبكه اينترنت بود بعد از آن شروع به نوشتن مقالات جهت مجلات كردم و بعد از مدتي به فكر اين موضوع افتادم كه چرا اين مطالب را به صورت پراكنده، جمعآوري كنم و چرا به سراغ يكي از قهرمانان جنگ يا به عبارتي شهداي زنده نروم. اين شد كه از ابتداي سال ۸۷ شروع به نگارش اين كتاب كردم.
شيوه جمعآوري اطلاعات و نگارش كتاب نبرد در آسمان به چه نحوي صورت گرفت؟
جمعآوري اطلاعات کتاب به صورت مصاحبه و ضبط صدا بود. پس از پياده كردن آن روي كاغذ شروع به بازنويسي مجدد ميكردم. بعد از پياده كردن موضوع حس كردم نوشتهها چيزي كم دارد و بايد به داستانم كمي پر و بال ميدادم و براي اصطلاحات توضيحاتي را اضافه كردم، تغييرات را طوري اعمال كردم كه به داستان ضربهاي وارد نشود و سعي كردم هرگز بزرگنمايي نكنم ولي باز هم به دلم نچسبيد، تصميم گرفتم نوع نگارش را تغيير بدهم تا قبل از اين من تعريفكننده ماجرا بودم. با خودم گفتم بهتر است قهرمان داستانم خود راوي زندگياش باشد تمام متنها را كنار گذاشتم و همه چيز را از نو شروع كردم هرچند ۵۰ صفحه نوشته بودم ولي ارزش اين را داشت و به اين شكل ادامه دادم.
در زمان جنگ شما چند سال داشتيد و آيا كتابهاي دفاع مقدس و كتابهايي را كه درباره جنگ نوشته شده است، مطالعه ميكنيد؟
من در زمان پايان جنگ ۱۱ سال داشتم و با توجه به زندگي در خانواده نظامي ما نيز به شكلي ديگر درگير جنگ بوديم. تعداد زيادي كتاب درخصوص جنگ به خصوص آن دسته از كتابهايي كه مربوط به نيروي هوايي بوده است را خواندهام و به مطالعه اينگونه آثار علاقهمند هستم.
چقدر با نويسندگان اين حوزه آشنا هستيد؟
كم و بيش و دورادور تعدادي از اين عزيزان را ميشناسم ولي به طور خاص با آقاي حميد داوودآبادي در ارتباط هستم و ايشان جهت نگارش اين كتاب خيلي به من كمك كرد.
واكنش اطرافيان به خصوص خانواده معظم شهدايي كه كتاب را درباره آنها نوشتهايد، چگونه بوده است؟
اطرافيانم همه راضي و خوشحال بودند و با توجه به زمان زيادي كه نگارش كتابم به طول انجاميد آنها هميشه در كنارم و مشوق من بودند. پدرم كه خود بازنشسته نيروي هوايي است جزو مشوقان اصلي من بود، در اين ميان همسرم نيز از هيچ كمكيدريغ نكرد.
با توجه به اينكه موضوع كتاب من درباره زندگينامه يكي از خلبانان نيروي هوايي است كه در حال حاضر در قيد حيات است قاعدتاً بايد فقط به ايشان پرداخته ميشد ولي با توجه به اينكه جناب جاويدنيا كه كتاب درباره ايشان است در تمامي مدت مصاحبه از شهيدان ياد ميكردند به اين فكر افتادم كه يك بخش به كتاب اضافه كنم كه شايد مستقيماً به زندگي قهرمان داستانم مرتبط نباشد بدون اينكه با جناب جاويدنيا هماهنگ كنم به منزلشان رفتم و گفتم ميخواهم نظر شما را درباره اين اسامي بدانم، شروع كردم: جعفر داني، هاشم آلآقا، عباس بابايي، عليرضا بيطرف و... روايت دلاورمردان از زبان جاويدنيا شروع شد و روايت مردان مردي كه رشادتهاي بسيار كردند و بغض صدايش وقتي از دوستان شهيدش ميگفت و نمناكي صورتش وقتي از مظلوميت آنها ميگفت دلم را به درد آورد، با گريههايش همراه شدم. نام شهدا به ما جان تازهاي داده بود و فصل آخر كتاب به زيباترين شكل ممكن به رشته تحرير درآمد.
كتاب شما به چه سبك نوشته شده است و بيشتر سعي كردهايد به چه موضوعاتي توجه كنيد؟
كتاب من زندگينامه است، قهرمان داستان با زبان خود زندگياش را شرح داده است. كتاب در هفت فصل نوشته شده و در هر بخش با توجه به ماهيت آن به يكسري از مسائل توجه بيشتري كردم به طور مثال وقتي سال ۶۱ را بررسي كردم سعي كردم فتح خرمشهر را در آن به طور پررنگ بررسي كنم يا در سال ۶۵ سعي كردم عمليات كربلاي۵ و نوع پروازهاي جناب جاويدنيا را در اين عملياتها بررسي كنم كه همين موضوع باعث شد جذابيت كار بيشتر شود. كتاب را به صورت روزشمار نوشتم يعني وقتي سالي را بررسي كردم تمامي وقايعي را كه براي جناب جاويدنيا در آن سال اتفاق افتاده است را با ذكر روز و تاريخ آن شرح دادهام.
كتاب شما چه رتبههايي كسب كرده است؟
كتاب من در اولين دوره انتخاب كتاب سال ارتش به عنوان بهترين كتاب سال ارتش در حوزه دفاع مقدس در سال ۹۰ انتخاب شد.
بيشتر چه كتابهايي مطالعه ميكنيد؟
اگر بگويم بيشتر كتابهاي دفاع مقدس ميخوانم بيراه نگفتهام ولي در كنار آن به شعر نيز علاقه دارم.
تصاوير چه نقشي ميتواند در انتقال پيام جنگ داشته باشد؟
نوشتن درباره جنگ و واقعيتهاي جنگ به سرحد بزرگنمايي كاري بزرگ و پسنديده است.
تصاوير نقش غيرقابل انكاري دارند و ميتوانند مخاطب را به حال و هواي آن هنرها ببرند وقتي مطلبي را ميخوانيد و غرق در آن هستيد تصوير مرتبط ميتواند ذهن شما را به آن سمت سوق دهد و به نوعي شما را به آن روزگار ببرد.
آيا حمايتي از سوي ارگان خاصي در نگارش و چاپ كتاب شما صورت گرفته است؟
در زمينه نگارش و چاپ كتاب هيچ ارگان مرتبطي از من حمايت نكرد. شايد آنها فكر ميكردند كه اين كار با توجه به اينكه اولين جرقه من بود به سرانجام نميرسد ولي من دست بردار نبودم. خودم با كمك يكي از دوستانم (شهرام جانفشان) كار مصاحبه را شروع كرديم و بعد از پايان كار اداري تا ديروقت مشغول نوشتن ميشدم از هر فرصتي استفاده ميكردم تا كار را جلو ببرم، در نهايت هم همانطور كه قبلاً گفتم با كمك دوست خوبم آقاي داوودآبادي موفق شدم كتاب را توسط مؤسسه عماد به چاپ برسانم.
برنامههاي آتي شما در زمينه نوشتن كتاب جنگ چيست؟
در حال حاضر مشغول نگارش كتاب دوم خودم هستم كه بيشتر مصاحبهها را انجام دادهام و انشاءالله تا پايان سال كار نگارش آن را به اتمام ميرسانم. نگارش كتاب سوم را نيز در برنامه دارم كه فعلاً در مرحله تحقيق است.
آيا توانستهايد نظرات مخاطبان را جمعآوري و رتبهبندي كنيد؟
نظرات مخاطبان و اساتيدي كه كتاب را خواندهاند براي من بسيار مهم و گرانقدر است و نكاتي كه اشاره كردهاند را جمعآوري و دستهبندي كردهام كه در كارهاي آتي از آنها استفاده خواهم كرد.