
سلطانيان كه جزو اولين فارغ التحصيلان دانشكده هنرهاي دراماتيك دانشگاه تهران است، در حال حاضر سريال «وضعيت سفيد» را روي آنتن دارد كه در اين سريال نقش «بهرام» پسر بزرگ خانواده و همسر خانم پوراندخت مهيمن را بازي ميكند و به تازگي سريال «ستايش»، يكي ديگر از كارهايش به پايان رسيده است. از مهمترين بازيهاي سلطانيان ميتوان به «بايسيكلران»، «دستفروش» و «كافه ترانزيت» اشاره كرد. اين بازيگر محبوب و مردمي دعوت ما را براي بازديد از غرفه جوان در هجدهمين جشنواره مطبوعات پذيرفت و در اين مجال دقايقي را با وي به گفتوگو نشستيم كه در ادامه خواهد آمد.
جناب سلطانيان، در ابتدا از معيارهايتان براي بازي در سريال وضعيت سفيد بگوييد.
راستش را بخواهيد من قبل از بازي در وضعيت سفيد با دفتر آقاي شفيعي تهيه كننده سريال چند كار انجام داده بودم كه يكي از آنها سريال رستگاران بود كه آقاي سعيد نعمتالله برادر آقاي حميد نعمتالله كارگردان وضعيت سفيد كه نويسندهاند فيلمنامه آن را نوشته بودند. اين بود كه براي وضعيت سفيد به من پيشنهاد بازي شد و از آنجايي كه من سعيد نعمتالله را خيلي دوست داشتم و قلمشان را ميشناختم و با سابقه آشنايي با دفتر آقاي شفيعي به دفتر ايشان رفتم و قرارداد بستم.
اولين كار با حميد نعمتالله چطور بود؟
من قبلاً از آقا حميد يعني از معرفت و دانششان و كارهايي كه كرده بودند، خيلي شنيده بودم. اما اول كار فكر كردم آقاي سعيد كارگرداني وضعيت سفيد را به عهده گرفته، وقتي به دفتر رفتم من را به آقا حميد معرفي كردند و از شنيدههايي كه از قبل راجع به ايشان در ذهن داشتم در همان برخورد اول، صادقانه ميگويم دريافتم شخصيت و دانش ايشان بيش از آنچه بود كه شنيده بودم و از كار با ايشان واقعاً لذت بردم. چون در كمال آرامش و شور و نشاط مدام به بازيگران و گروهي كه در اختيار دارد انرژي مثبت ميدهد و همين امر باعث كيفيت كار تك تك اعضاي گروه توليد ميشود. اين بود كه من قبل از خواندن فيلمنامه چشم بسته قرارداد بستم و در عرض دو سال و نيم كه با ايشان كار كردم صادقانه ميگويم كه روز به روز و لحظه به لحظه از ايشان ياد گرفتم.
در حال حاضر فعاليتهايتان در حوزه بازي به چه كارهايي در مرحله توليد و پيش توليد محدود ميشود؟
راستش دو سريال به من پيشنهاد شد كه يكي از آنها را قرارداد بستهام كه كار آقاي تاجبخش فناييان است. و يك كار ديگر سريالي است به كارگرداني آقاي سعيد ابراهيميفر. چون از قبل فيلم ناروني آقاي ابراهيميفر را ديده بودم و از ساليان دور ايشان را ميشناختم بدون خواندن فيلمنامه پذيرفتم كه قرار است روز دوشنبه نهم آبان ماه كارهاي نهايي را انجام دهيم و منتظر كليد خوردن اين سريال باشيم.
خود شما وقتي در كسوت مخاطب به وضعيت سفيد نگاه ميكنيد چه شاخصههاي بارزي را در اين سريال ميبينيد كه جاي آنها در غالب سريالهاي توليدي اين روزگار خالي است؟
من وقتي سريال را ميبينم، آن تعاريفي كه از كار بومي و ملي شنيدهايم (و از سينما و تلويزيون توقع توليد چنين كارهايي داريم) را در اين كار ديدهام. به نظر من اين سريال تمام جزئياتش مربوط به فرهنگ و تاريخ ماست. و از بازي و ميزانسن گرفته تا دكور و آكسسوار،اتمسفر و فضاي فيلم كلاً ايراني است و براي اكثريت قريب به اتفاق مخاطبان آشناست و مشخصه فرهنگ ايراني اسلامي است. كه به نظر من اين ويژگي منحصر به فرد وضعيت سفيد است.
بازي كاراكتر «بهرام» در وضعيت سفيد نسبت به بازيهاي ديگرتان چه جايگاه و مرتبهاي دارد؟
بازي در اين سريال يكي از كارهايي است كه واقعاً آن را دوست دارم و فكر كنم در مقايسه با كارهاي ديگرم در سطح بازي در فيلمي مثل باي سيكلران، قرار ميگيرد. براي همين خيلي كنجكاو بودم و دوست داشتم مونتاژ كار و پخش آن را هر چه زودتر ببينم.
بازخورد سريال چطور بود؟
خوشبختانه اين سريال از طرف هنرمندان، هنردوستان، منتقدان و به طور كلي مخاطبان تلويزيون تا اين لحظه نمره خوبي گرفته و مردم در برخورد با ما نهايت محبت را ميكنند و از كار راضي هستند. من خوشحالم كه در اين كار بازي كردهام چون فكر ميكنم يكي از بازيهاي شاخص من همين كار است و به يكي از كارهاي ماندگار من در كارنامهام،اضافه خواهد شد.
در چند روز اخير سريال ستايش به اتمام رسيد كه در اين سريال نقش «حسن آقا» را بازي ميكرديد كه پايبند مرام و معرفت بود، شخصيتي كه امروزه جاي خاليشان به شدت احساس ميشود. در مورد اين كاراكتر و گفتنيهاي اين سريال بفرماييد.
راستش اول قرار بود كه اين سريال را آقاي ايرج قادري كار كند كه متأسفانه ايشان كسالت پيدا كردند. بعد آقاي اصغر هاشمي مدتي روي اين سريال كار كرد و مرا دعوت كردند. آن زمان من مشغول بازي در سريال يوسف پيامبر بودم و با اين وجود پذيرفتم و خدمت آقاي هاشمي رسيدم.
اما متأسفانه همسر محترم آقاي هاشمي فوت كردند و كار ايشان منتفي شد و در نهايت با آقاي سلطاني كار كردم. جالب اينجاست كه اين سه بزرگوار مرا براي نقش حسن آقا انتخاب كرده بودند.
از طرفي چون من در سريال وضعيت سفيد هم بازي داشتم به آقاي مهران متولي مدير توليد و برنامهريز وضعيت سفيد جريان بازي در ستايش را گفتم، ايشان هم محبت كردند و برنامه مرا طوري تنظيم كردند كه زمان اين سه سريال با هم تداخل پيدا نكند. جالب اينجاست كه من گاهي در شبانه روز شبها سر كار وضعيت سفيد بودم، روز سر صحنه ستايش ميرفتم و در كنارش هم درگير بازي در يوسف پيامبر بودم و به هيچ عنوان نميشد اين برنامهريزي را به هم زد. اما با اينكه اين روند برايم خيلي خسته كننده بود اما خوشحالم كه در اين سه كار بازي كردهام. در مجموع حسن آقا جزو شخصيتهايي است كه زماني در جامعه زياد داشتهايم. اين كاراكترها خصلت جوانمردي و ايثار داشتند.
خودشان را فداي همنوعان و هموطنان ميكردند و معرفت و انسانيت را هميشه به منافع مادي و مالي ترجيح ميدادند و همينها بركت زندگي بودند و طبقات محروم جامعه را حمايت ميكردند. من تمام توانم را براي بازي نقش حسن آقا به كار گرفتم اما نتيجهاش را بايد از مردم عزيزمان پرسيد كه آيا موفق بودهام يا خير؟
نقش حسن آقا نقش كوتاهي بود. چطور با اين قضيه كنار آمديد؟
واقعيت اين است كه تنوع در بازي برايم مهم است. من هيچ وقت به طول نقش فكر نميكنم بلكه عرض و عمق نقش برايم مهم است و حتي اگر در يك سكانس يا يك پلان باشم، برايم مهم نيست. آنچه كه برايم مهم است خود شخصيت و كاراكتر كار است كه قدرتمند كار شده باشد. اگر يك اثر شناسنامه خوبي داشته باشد و كاراكتري كه ميخواهم بازي كنم خوب شخصيتپردازي شده باشد، آن را ميپذيرم. بدون اينكه به اندازه ديالوگ و مدت حضور در كار و اين معيارها فكر كنم. گرچه در كنار اين معيار،تيم و كارگردان كار هم برايم مهم است.
با اين اوصاف بازخورد بازي در ستايش چطور بود؟
صادقانه ميگويم كه بازخورد بازي در نقش حسن آقا خيلي خوب بوده است.
گاهي مردم مرا به اسم حسن آقا صدا ميكنند و خيليها با ادبيات خاص خودشان ميگويند «ايول حسن آقا كه ستايش را براي تصاحب يك پيكان صفر لو ندادي و با وجود اينكه در فقر مالي بودي دست ستايش را گرفتي.» اين براي من كافي است چون نشان دهنده همذات پنداري مخاطب با اين كاراكتر است. اميدوارم اين نقش روي خودم هم اثر بگذارد و بتوانم به معرفت «حسن آقا» برسم.