
به سلامتي و مباركي اولين مراسم فرش قرمز براي تئاتر نيز برگزار شد؛ رسمي وارداتي كه در افتتاحيه فيلم «محاكمه در خيابان» ساخته مسعود كيميايي و در سينمايي واقع در مركزشهر انجام شد، سپس عوامل توليد فيلم «آل» نيز آن را تكرار كردهاند و كمكم در ميان سينماييهاي ايران در حال باب شدن است. حال اين مراسم به دنياي تئاتر راه پيدا كرده و در نخستين اجراي نمايش «نامههايي به تب» و به كارگرداني سيامك احصايي، در تماشاخانه استاد سمندريان ايرانشهر فرش قرمز برپا كردهاند. گويا همه مشكلات فني و غير فني نمايشهاي ايراني حل شده و تنها چيزي حلقه گم شدهاش براي رسيدن به سطح جهاني فرش قرمز بود كه آن هم به همت دوستان اجرا شد.
فرش قرمز يوناني
فرش قرمز (red carpet) به عنوان مراسمي براي آغاز پخش فيلمهاي سينمايي يا شروع فستيوالي جشن گرفته ميشود، اين آيين رسمي و معمول در سينماي جهان و به خصوص در هاليوود است. در فرش قرمز با عبور عوامل تهيه و توليد فيلم و بهخصوص كارگردان و بازيگران اصلي از روي فرش قرمز به سوي محل برگزاري جشن و مراسم افتتاحيه، همراه با ورود ميهمانان و با حضور خبرنگاران و علاقهمندان، به صورت رسمي آغاز پخش فيلم يا شروع رخدادي خاص در سينما اعلام ميشود.
مراسم فرش قرمز در استقبالهاي رسمي گروههاي سياسي و مذاكرات ديپلماتيك نيز ديده ميشود اما شهرت اصلي آن به دنياي سينما بازميگردد. با آنكه تاريخ دقيقي از استفاده از فرش قرمز در دست نيست اما شواهد حاكي از اين است كه پيشينه اين مراسم به يونان باستان بازميگردد، در داستان يكي از نمايشهاي يوناني، زني براي خوشامدگويي به همسرش فرش قرمزي در ورودي خانه پهن ميكند. اين رسم يوناني همان طور ادامه داشته و در مراسمات سياسي و فرهنگي جاري نيز به صورت بخش جدا نشدني از مراسم تشريفات درآمده است.
تقليد بيهدف
نفس اينكه براي شروع پخش يك فيلم يا آغاز اجراي يك نمايش مراسم و جشني برگزار شود و به نوعي از عوامل توليد آن اثر قدرداني گردد، كار پسنديدهاي است. با اين كار ضمن معرفي چهره به چهره دست اندركاران و هنرمندان، ارتباط مستقيمي بين آنها و تماشاگران ايجاد ميگردد، اما شيوه عمل است كه جاي سؤال و بحث دارد. سينما و تئاتر هر دو هنرهاي وارداتي محسوب ميشوند و ما بسياري از اسلوبها و آموزههاي خارجي را در سينما و تئاتر رعايت ميكنيم، اما تقليد كردن در مراسمي مانند جشن يا افتتاحيه فيلم نشانگر چه چيزي خواهد بود؟
در فرهنگ ما براي ميهماني و پذيرايي از ميهمان آداب و سنن بسيار غني و زيبايي داريم. با نگاهي به تاريخ ايران ميبينيم كه بخش اعظمي از بناي بزرگ و باشكوه تخت جمشيد براي مراسم تشريفات در نظر گرفته شده است.
حال چرا با اين سابقه تمدني بياييم و بر اساس رسمي يوناني آن هم برگرفته از يك تئاتر باستاني اين كار را ادامه دهيم؟ مراسمي كه يادآور افتتاحيه فيلمهاي آنچناني هاليوودي است را حتماً بايد مو به مو پياده كنيم كه مثلاً ما هم ادعاي هنر و هنرمند بودن داريم؟ تقليد در ظواهر امر چه كمكي به بالا بردن سطح كيفي كارها ميكند؟
چه گلي بر سر هنر زده شد؟
در مراسمهاي فرش قرمز هاليوودي لباسهاي بازيگران معمولاً خارج از عرف جامعه بوده اما هيچ وقت كشوري مانند امريكا ادعاي ارزشي بودن ندارد يا هنرمندانش خود را متعهد به اخلاق نميدانند، اين جمهوري اسلامي است كه ميخواهد هنر متعالي داشته باشد و هنر را در خدمت فرهنگ و انسانيت و ارزشهاي اسلامي قرار دهد، شايد در جامعه غربي بازيگراني با لباسها و پوششهاي نامناسب همراه با باديگارد و نگهبان، مسئله عادي و حل شده باشد ولي دركشور ما كه اكثريت مردم زندگي متوسطي دارند، ديدن سر و وضع آنچناني بازيگران با اتومبيلهاي آخرين قيمت و لباسهاي مارك دار و در بعضي اوقات همراه با آرايشهاي زننده چه تصوري از آن بازيگر را كه مثلاً در فيلمهاي ارزشي نقش بازي كرده در ذهن تماشاگران اين مراسم ايجاد ميكند؟ اينها بخشي از انتقاداتي بود كه ميتوان به برگزاري مراسم فرش قرمز فيلمهاي سينمايي ايراني گرفت حال چه اصراري است كه پاي مراسم فرش قرمز را به تئاتر باز كنيم كه ادعاي مردميتر بودن نسبت به سينما دارد و مسئولانش ميخواهند شعار تئاتر براي همه را پياده كنند؟ مگر با برپا كردن مراسم فرش قرمز ميزان استقبال از فيلمهاي سينمايي افزايش يافته كه ميخواهند با انجام آن در تئاتر مخاطبانش را افزايش دهند؟ اصلاً تئاتر ظرفيت انجام چنين كارهايي را دارد؟ مشكلات تئاتر ايران بسيار بالاتر و مهمتر از اين است كه با چنين كارهاي فانتزي انتظار حل شدن مسائل را داشت.