
واژه انیمیشن مترادف است با تخیل و جولان تصورات در ذهن انسان. بیشک لذتی که از دیدن یک انیمیشن خوب نصیب ما میشود از همین اشتیاق انسان به بازی با خیال سرچشمه میگیرد و این احساس لذت تنها به کودکان و دنیای آنها اختصاص ندارد. همه انسانها نیازمند خیالپردازی هستند. شگفتی و هیجانی که فانتزی انیمیشن نصیب انسان میکند با کمتر هنری قابل مقایسه است. از همین رو با استفاده از هنر انیمیشن میتوانیم خیلی از ناممکنها را به تصویر بکشیم. دردنیای انیمیشن ایران هم به نظر میرسد بعد از آنکه سریالهای انیمیشنی «شکرستان» و «داستان پهلوانان» توانستند مخاطبان زیادی برای تلویزیون جذب کنند حالا وقت آن رسیده که انیمیشن ایرانی کم کم راه خودش را دررسانه ملی و حتی سینما باز کند و جدایی از داستانهای امروزی به سراغ ساخت فیلمهایی از روی داستانهای کهن ایرانی بپردازد.
امروزه انیمیشن این امکان را به فیلمسازان ما میدهد که جدا از داستانهای امروزی قصهها و افسانههای قدیمی ایرانی را به طور ارزشمند و با هزینه کمتر به تصویر بکشد. داستانهای اسطورهای و افسانهای که پرداختن به آنها در قالب فیلم داستانی و سینمایی هزینهبر است با استفاده از انیمیشن هم جذابتر شده و هم هزینه کمتری خواهد داشت. داستانهایی که خیلی از فیلمسازان و کمپانیهای فیلمسازی آن ور آبی سخت دنبالشان هستند و بیشک اگر ما سراغ ساخت چنین آثاری نرویم آنها هیچ مانعی برای ساخت پیش روی خود نخواهند دید و بیمعطلی از فیلم سینمایی و انیمیشن گرفته تا کمیک استریپ از این داستانها برای ساخت اثر استفاده خواهند گرفت. نمونه عینی این کارهم کمیک استریپهای سه بعدی است که یک کمپانی آمریکایی از شخصیت رستم شاهنامه ساخته است و یک شرکت انگلیسی هم انیمیشن آن را در دست تولید دارد. شنیدهها حاکی است حتی این کمپانیها برای کارهای جدید خود قرار است سراغ داستانهای مولانا شاعر نامی ایران بروند. البته این کار فینفسه و در ذاتش ایرادی ندارد ولی نکته و پرسش اساسی در اینجاست که چرا ما خودمان سراغ ساخت فیلم و انیمیشن از روی این داستانهای اسطورهای و افسانهای نمیرویم و دست روی دست گذاشتهایم تا دیگران میراث کهن ما را با نگاه و خوانش خودشان به تصویر بکشند. البته این امر مشروط به این است که طرح ما از داستان و روایت درستی برخوردار و از کلیشههای همیشگی دور باشد. این امر ممکن نمیشود مگر این که از ساخت چنین کارهای حمایت مالی بشود. در حال حاضر بزرگترین سدی که بر سر راه اقتباس از داستانهای کهن و اسطورهای در انیمیشن ایران وجود دارد نداشتن سرمایه و امکانات کافی برای چنین کاری است. در شرایطی که کمتر تهیهکنندهای حاضر به سرمایهگذاری در این حوزه است نمیتوان به انیماتورها و هنرمندان این حوزه ایراد گرفت که چرا سراغ ساخت کارهای فاخر انیمیشنی نمیروند. به نظر میرسد مدیران سینمایی و فرهنگی کشور همانطور که در سینمای داستانی تعریفی برای فیلم فاخر ارائه دادهاند و از ساخت چنین کارهای حمایت میکنند باید برای هنر انیمیشن هم چنین تعریفی داشته باشند. موفقیتهای انیمیشنهای نظیر شکرستان در خارج از کشور نشانگر این موضوع است که ظرفیت انیمیشن و هنرمندان این عرصه به جایی رسیده است که مسئولان با نگاهی دقیقتر و ویژهتر به انیمیشن ایرانی نگاه کنند. شکرستان که از روی داستانهای کهن ایرانی ساخته شده به خوبی نشانگر این بود که اگر به هنرمندان ایرانی سرمایه و امکانات کافی بدهند کار خوبی تولید خواهد کرد و دیگر منتظر نخواهیم نشست که دیگران برای ما رستم و سهراب کارتونی بسازند.