
مهدی یزدانی - با پایان یافتن جشنواره تئاتر کودک و نوجوان در همدان، بهانهای دست داد تا در مقولهای هر چند کوتاه به کندوکاو تئاتر نوجوان بپردازیم و با رویکردی متفاوت به آن بنگریم و علل کمکاری و سطحینگری جامعه تئاتر کشور را در این مقوله جویا شویم. بسیاری از هنرمندان و کارشناسان هنر تئاتر بر این باورند که تئاتر نوجوان در زیر سایه همراه همیشگیاش، یعنی تئاتر کودک هویت و جایگاه خود را باز نیافته است و بهرغم داعیه پرداختن به تئاتر نوجوان در مقایسه با تئاتر کودک، هیچ اقدام چشمگیرانه و قابل توجهی که موجب تحول و بازنگری آن شود، صورت نگرفته است. این در حالی است که تئاتر نوجوان به واسطه ایجاد ارتباط با نوجوانان میتواند نقش تعیینکنندهای را در راستای پرورش و هدایت این گروه حساس سنی که طیف آیندهساز کشور خواهند بود، برعهده گیرد. پوشیده نیست که مقطع نوجوانی در زندگی انسان اهمیت بسزایی دارد، زیرا این دوران، زمان گذار از دنیای بازیهای کودکانه و پا نهادن به عالم آدم بزرگهاست. در این سن انسان به بلوغ جسمی و استقلال روحی دست مییابد و به واسطه تغییر شرایطی که برایش رخ میدهد، به مرحله جوانی گام مینهد، از همین رو، تأثیرات روابط و برخوردهای والدین و اطرافیان که نخستین تجارب دوران استقلال فرزند است در ذهن و ناخود آگاه او باقی میماند و به اشکال و وجوه گوناگون بروز خواهد کرد، به همین علت چگونگی این رویارویی چه از طرف نوجوان و چه از سوی والدین و اطرافیان بسیار مهم است، به گونهای که با برخورد درست و منطقی این نهال بارور میشود و در غیر این صورت کشمکشها و سرکوب شدنهای این دوران به صورت معضلات اجتماعی، در آینده بروز داده میشود. بنابر همین علت و بر اساس مقتضیات جسمی و روحی نوجوان، جامعه و به خصوص قشر هنرمند باید به این دوره مهم از زندگی توجیه بیشتری را نشان دهد و با توجه به نیازهای نوجوان، زمینه فعالیت هنری و فرهنگی مختص به این مقطع را فراهم سازد.
در اینجاست که هنر تئاتر به عنوان یکی از راهکارهای فرهنگی مهم و تأثیرگذار مطرح میشود؛ راهکاری که خود با چالشهای اساسی در تئاتر کشور روبهرو است. نخستین مشکل را میتوان نداشتن هویتی مستقل و مشخص از تئاتر کودک و نوجوان دانست، همین امر موجب شده تا نوجوانان در پی تئاتری فراخور سن خویش، سردرگم باشند. آنانی که تازه پا به دوران نوجوانی نهادهاند، سعی میکنند همچنان مخاطب تئاتر کودک باقی بمانند و آنان که به میانه نوجوانی رسیدهاند، تلاش دارند تئاتر بزرگسال را درک کنند، البته این بدین معنا نیست که واژه کودک از نوجوان مجزا شود، بلکه مقصود جدایی در بخش تصمیمگیرنده و مجری است. هر چند اگر جدا کردن این دو واژه میتواند حیطه فعالیتشان را نیز جدا سازد، پس بد نیست این تغییر هم صورت گیرد. مشکل بعد، فقدان متولی برای تئاتر نوجوان در کشور است، نبود واحد یا ارگان مشخصی که تمامی فعالیتهای خود را معطوف به تئاتر نوجوان کند و در صورت انتقاد پاسخگو باشد، دیگر مشکل کوچکی نیست که بتوان با یک تغییر در جمله بندی چارهجوییاش کرد. شاید بتوان به جرأت گفت که مهمترین علت حاشیهگیری تئاتر نوجوان و کمرنگ شدن آن در بین اصناف مختلف تئاتر همین مشکل است، البته تالار هنر، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، آموزش و پرورش و کم وبیش فرهنگسراها به این موضوع میپردازند، اما نظامبندی مشخصی در قسمت مدیریتی برای تئاتر نوجوان موجود نیست و همین موضوع موجب میشود تا در تخصیص بودجه، توجهی به تئاتر نوجوان نشود و از کانون توجهات دور شود، دیگر آنکه نبود مدیریتی پیگیر، توجه نکردن به نگارش متون نمایشی در این بخش را به همراه خواهد داشت که پیامد اصلی آن، آثار نمایشی ضعیف خواهد بود و در نهایت باید به مهمترین عامل کمکاری تئاتر در حوزه نوجوان که همان فقدان متون نمایشی است اشاره کنیم، بدیهی است نبود نمایشنامههای چارچوبداری که با موضوع نوجوان به رشته تحریر درمیآیند، موجب میشود تا کارگردانان عرصه تئاتر کودک و نوجوان، بیشتر به مقوله کودک بگرایند و به سمتی حرکت کنند که از نظر نگارش متون نمایشی، آنان را تأمین کند. با نگاهی به متون نمایشی منتشر شده درمییابیم که نمایشنامههای با موضوع نوجوان و برای این گروه سنی، بسیار معدود یا سطحی و فاقد قدرت و کشش لازم هستند، البته میتوان به آثار ترجمه شده نیز رجوع کرد، ولی آیا در متون خارجی میتوان نیازهای نوجوان ایرانی را جستوجو کرد؟ بدون شک در این زمینه مدیران تئاتر کلید مشکل خواهند بود، آنان میتوانند با دعوت از نویسندگان و کارشناسان علوم اجتماعی و روانشناسان طی نشستها و تعاملات میان آنان در ارتقای سطح دانستنیهای نویسندگان از نوجوانان همت گمارند و نیز با ایجاد امکانات لازم برای کاوشهای میدانی نویسندگان و حمایت مادی و معنوی، موجبات رونقگیری عرصه نمایشنامهنویسی تئاتر نوجوان را فراهم کنند، در این صورت شاهد به صحنه رفتن آثاری خواهیم بود که مخاطبان اصلیاش نوجوانان خواهند بود، باید توجه داشت که سرمایهگذاری در این مسیر باعث ایجاد نمایشهای فاخر و نیز گرایش کارگردانان به حیطه تئاتر نوجوان میشود و با ادامه این روند میتوان امیدوار بود که در آینده، تئاتر نوجوان هویت و جایگاه واقعی خود را بیابد، هر چند برای رسیدن بدین مقصود هنوز اتفاق مهمی رخ نداده است.