
محمد مصطفینژاد - نمیدانم حکمتش در چیست که همیشه هر برج سر به فلک کشیدهای بر فراز بنایی تاریخی قد علم میکند، هر سدی حریمهای تاریخی را میجوید، هر جادهای در دل ویرانهای تاریخی میلولد. انگار سیل علاقه زیر ساختهای درون شهری و برونشهری به یادمانهای فرهنگی روز به روز بیشتر میشود.
نظیر آنچه کهاین بار برای خانهای زیبا در یکی از قدیمیترین خیابانهای تهران در حال وقوع است. خانه پروفسور عدل یا همان پژوهشکده هنر واقع در خیابان ولیعصر، بالاتر از چهار راه امام خمینی، نبش کوچه شهید حسن سخنور اگرچه بیش از 79 سال قدمت ندارد اما یادمانی فرهنگی است که با تکیه بر ستونهایش میتوان یاد و خاطره چهره آشنای پزشکیایران را در خیابان قدیمی ولیعصر زنده نگه داشت. کاجهای این عمارت زیر باران حوادث، استوارایستادهاند و حرفهای زیادی از بیماران ناامیدی دارند که دستان توانمند صاحبانشان بر زخمهای کهنه بیماران مرهم گذاشته است.
خانه پروفسور عدل یا بهتر بگویم پدر جراحی ایران دارای مساحتی حدود 2700 متر مربع و زیربنای حدود 1000 متر مربع است.این بنا شامل یک طبقه ساختمان اعیانی با زیر زمین همراه با آپارتمان سرایدار و سینمایی خانگی است. از کتیبه سر دراین بنا چنین بر میآید که تاریخ ساختش سال 1310 هـ . ش باشد. بنا به اظهار وکیل مالک، معماراین اثر را میتوان به لئومارکوف روسی که در دو دهه اول قرن معاصر در تهران فعالیت داشته منتسب نمود. پلاناین بنا به همین خاطر از نوع روسی شامل بخشهای خصوصی، پذیرایی، محل بیتوته مهمان، مطب، منزل سرایدار و راننده و خدمه، همراه با سه ورودی است. باربرهای بنا آجری با پوشش خرپای شیروانی از طبقه همکف، طاق ضربی در زیر زمین و تیرآهن اطاق ضربی در قسمت سرایداری است. از نظر تزئینی سطوح داخلی بنا با اندود گچ ساده است اما در گیلویی و سقف از کارهای گچبری استفاده شده است. در بخش شرقی بنا نیز از کاشیهای خشتی منقوش در ازاره دیوار استفاده شده است. نماهای خارجی ترکیبی از آجر و گچ سفید است که در محل رخ بام با گچبری تزئیین شده است.
این عمارت زیبا با سه راه ورودی به فضای وسیع باغ مرتبط است و در سال 1377 به ثبت آثار ملی رسیده است. هرچند که امروز محوطهای حدود 500 متر و چسبیده به دیوار جانبیاین بنای تاریخی توسط مسئولان متروی شهری محصور گشته و قرار است برای حمایت از خط اصلی متروی شهری حدود 30 متر از آن گودبرداری شود.
در هر حال هر بنایی که به ثبت میراث فرهنگی رسیده باشد دارای حریمیتعیین شده است واین بار هم خط اصلی متروی شهری باید درست از نقطهای حمایت شود که در کنارش یادمانی فرهنگیایستاده است. مسئولان پژوهشکده هنر میگویند که یکی از مسئولان مترو در واکنش آنها به گودبرداریها گفته است: «ما همانهایی هستیم که بنای کوروش را خراب کردیم، بسیاری از اماکن بازار را هم تخریب نمودیم و تخریب این بنا دیگر جای خود دارد!»
کمیتأمل لازم است تا معنی این سخن را دریافتن. شایداین روزها تخریب فرهنگ و تاریخ به افتخاری بزرگ تبدیل شده که هر که از راه میرسد اینگونه با بیحرمتی به فرهنگی با ریشه و تاریخی بس کهن، ریشه و تبار خاندان خود را زیر سؤال میبرد.