کتاب خوب باشد،
مخاطب میخواند
رضا احسانپور
«انسان بر چیزی
که از آن منع میشود، حریصتر است.»
این حدیث امام علی(ع)
از آن جمله حدیثهایی است که مثل سایر گفتارهای این بزرگوار مظلوم واقع شده است. این
حدیث را مثل احادیث دیگر میشود در برنامهریزیها و کارهای اجرایی سرلوحه کار
قرار داد ولی چرا این کار صورت نمیگیرد، خدا میداند ولا غیر!
نگاهی به بازار
کتاب بیندازیم. درست که باید یک حداقلهایی داشته و هرکتابی اجازه انتشار نداشته
باشد ولی تلاش بیهودهای که در جهت جلوگیری از انتشار و خوانده نشدن یکسری از کتابها
میشود، شاید نه تنها اثرگذاری لازم را ندارد بلکه مخاطب خاص و بعضاً عام را نیز
ترغیب به خواندن این گونه از کتابها میکند. هیچ گاه نمیتوان جلوی خوانده شدن یک
کتاب را گرفت پس چه بهتر که این هزینه و وقت در جایی دیگر صرف شود.
آتش اگر دیده
بشود میشود آن را کنترل و در صورت نیاز مهار کرد ولی به زیر خاکستر رفتنش، آن را
خطرناکتر و غیرقابل پیشبینی میکند.
امروز در پیادهروها
شاهد فروش کتابهایی هستیم که خلاف چارچوبهای فرهنگی و بعضاً شرعی هستند و اکثر
آنها بهصورت غیرمجاز در چاپخانههای به اصطلاح زیرزمینی چاپ میشوند. در میان بسیاری
از این کتابها، کتابهایی را میبینیم که نویسنده آن شاید نظراتی خلاف قوانین، شرع
و عرف حاکم بر جامعه ما داشته باشد ولی این لزوماً به معنای بیمحتوا و سخیف بودن
این کتابها نیست.
روح کنجکاو و
تشنه مخاطب کتاب، او را به سمت و سوی خواندن این کتابها میکشاند و از این گریزی
نیست ولی اگر آثاری به همان نسبت قوی و در عین حال همسو با تفکرات همان مخاطب به
او ارائه شود، آیا او و امثال او منعی برای مطالعه خواهند داشت؟
هرچند چاپ کتابهایی
در نقد این کتابهای به اصلاح غیرمجاز، حرکتی منفعلانه تفسیر میشود ولی وقتی
مخاطب هر دو کتاب را با هم بخواند، از لحاظ فکری اسیر و بنده تفکرات نویسنده کتاب
نمیشود و با قضاوت و دیدی باز به مطالعه میپردازد.
تغییر ذائقه و
سطح سلیقه مخاطبان کاری دشوار و درازمدت است ولی دور از دسترس نیست؛ اتفاقی که در
مورد کتاب «دا» افتاد و استقبالی که جامعه ایرانی به آن نشان داد شاید بتواند تا
مدتها مورد بررسی قرار گیرد و از آن برای ارائه راهکارهای عملی و در عین حال اجرایی
برای حوزه کتاب استفاده کرد.
نکته مهم دیگر این
است که باید با یک فاصله زمانی مشخص امثال رمان «دا» روانه بازار کتاب شود تا
ارتباط مستمر با این مخاطبی که علاقهمند به مطالعه آن هم مطالعه ارزشمند شده است،
حفظ شود و الا که یک عده را مشتاق کتاب و کتابخوانی کردهایم و برای آنها خوراک
خوب مهیا نکردهایم. این میشود که همین یک عده هم جذب زردخوانی میشوند.
علاوه بر مسئولان،
بخش عمدهای از کار بر عهده خود مردم است که یکدیگر را ترغیب به خواندن کتابهای
خوب کنند. تبلیغ رودررو و دهان به دهان از ابزارهای مفید تبلیغاتی است که در جامعه
ایرانی جواب میدهد. مطمئن باشید بعد از مدتی خواهید دید که کتابفروشیهای گوشه خیابان
که شاید فقط دغدغه امرار معاش دارند و برای آنها محتوای کتابی که عرضه میکنند
تفاوتی ندارد، به فروش کتابهای ارزشمند روی خواهند آورد.