
«بدون تو بن لادن» نخستین فیلم آبیشک شارما کارگردان جوان هندی است. موضوع جنجالیای که تروریست مشهور و رهبر القاعده را دست انداخته است برای کارگردان کم و بیش دردسر درست کرده است اما خود وی معتقد است منظور خاصی نداشته است. از طرف دیگر او را متهم کردهاند که از تروریستها حمایت کرده است. شارما حالا با این همه دغدغه باید به فکر فروش فیلم هم باشد چون اگر کار اول او موفق نباشد بعید است بتواند در آینده کارگردانی را ادامه دهد و شاید مجبور شود دوباره به سراغ نوشتن متنهای کمدی بود. او در این گفتوگو از حال و هوای خودش و «بدون تو بن لادن»میگوید.
برای ما شرح دهید که «بدون تو بن لادن» چگونه فیلمی است؟
«بدون تو بن لادن» در حقیقت نوعی طنز جنونآمیز است. کمدیای است که در دوران پس از 11 سپتامبر میگذرد. شخصیت اصلی فیلم علی حسن یک روزنامه نگار پاکستانی است که رویایی امریکایی در سر دارد. او از چهره بن لادن استفاده میکند تا نام و آوازهای برای خود دست و پا کند و رؤیای خود را تحقق بخشد. این فیلمی مفرح و سرگرم کننده است که میخواهد به شکلی زیرکانه پیام صلح و آرامش را به جهان منتقل کند. ما به نوعی جهان مضحک امروز را دست انداختهایم. من مطمئنم که همه بینندگان این فیلم خواهند توانست با موضوع آن ارتباط برقرار کنند و نتیجهگیری خاص خود را داشته باشند.
چرا از خواننده پاپ پاکستان علی ظفر خواستید تا نقش اصلی کار را بر عهده بگیرد؟
فیلمنامهای که ما داشتیم نیازمند بازیگری بود که بتواند نقش یک روزنامه نگار پاکستانی را بازی کند، همچنین او باید خوش قیافه باشد و بتواند از عهده کار طنز بر بیاید. روزی علی ظفر را در یکی از کانالهای تلویزیونی دیدم که داشت برنامه اجرا میکرد، به نظر میرسید که او همه ویژگیهای لازم برای این نقش را دارد. بنابراین او را برای تست فراخواندیم. وقتی فیلمنامه را برای او خواندم خیلی راحت پذیرفت که بخشی از فیلم باشد و به این ترتیب او هم به پروژه پیوست.
آیا حقیقت دارد که شما کار خود راترک کردهاید تا این فیلم را بسازید و 10 بار هم تا به حال طرح را بازنویسی کردهاید؟
من نخستین طرح را در سال 2006 نوشتم، در این سال موضوع به ذهنم رسید. من در استودیویی به عنوان مدیر اجرایی کار میکردم اما تصمیم گرفتم تا به طور تمام وقت روی کارم تمرکز کنم. چون تمرکز روی دو جا کار کردن خیلی دشوار بود. وقتی نخستین طرح را خواندم دیدم که هنوز جای کار دارد، بنابراین دوباره سرگرم نوشتن شدم. دوباره نوشتم و دوباره برای نویسندگان فیلمنامه طرح را خواندم، این کار بارها تکرار شد... و بله درست است، من 10 طرح برای این فیلم نوشتم. امروز که فیلم را میبینم احساس میکنم که به آن همه زحمت میارزید همیشه کار سخت ارزشش را دارد.
فکر نمیکنید که ساخت فیلمی با موضوع اسامه بن لادن و حوادث 11 سپتامبر تا حدودی کهنه است؟
شخصیتی مثل اسامه بن لادن هرگز کهنه نمیشود. او هنوز هم دستگیر یا کشته نشده است و ما هنوز در دوران بعد از 11 سپتامبر به سر میبریم. بنابراین من معتقدم که موضوع هنوز به دوران ما ارتباط دارد. هنوز هم کشورهایی مثل پاکستان، عراق و افغانستان هر ساعت درگیر جنگ و تروریسم هستند.
به نظر میرسد چاشنی فیلم شما زبان پنجابی است. فکر میکنید استفاده از این زبان باعث شود فیلم مقبولیت کمتری نزد مخاطبان داشته باشد یا اینکه فیلمنامه اینطور ایجاب میکرد؟
بله، این چاشنی برای فیلم ضرورت داشت چون زبان پنجابی زبان پاکستان است. زبانی که در فیلم من استفاده شده است بسیار آسان و قابل فهم است. فکر نمیکنم این زبان مانعی برای مخاطبان ایجاد کند. من مطمئنم همه اهالی جنوب هند قادرند گفتوگوها را بفهمند.
همیشه دوست داشتید چنین فیلمی بسازید؟
دلم میخواست طنز موقعیت بسازم. ما باید یاد بگیریم که به مسائل و مشکلات خود بخندیم. خندیدن به مشکلات بامزه است و به ما احساس خوبی میدهد. اینکه چطور موضوع فیلم به ذهن من رسید هم خود داستانی عجیب مثل فیلم دارد. یک شب سردرد شدیدی داشتم به طوری که پیراهنی را به سرم بسته بودم که شبیه دستار شده بود. ریشهایم هم بلند بود. یک نفر به محض اینکه مرا دید گفت چقدر شبیه اسامه بن لادن شدهای! همین باعث شد تا جرقه فیلم در ذهنم زده شود.
این نخستین فیلم شما بود. چه احساسی داشتید؟
عالی است. هنوز هم وقتی فکر میکنم اولین فیلمم را ساختهام احساس کرختی میکنم. وقتی نخستین صحنه را ضبط میکردیم صدایی در درونم گفت:«من کارگردانم.»
صحنه اول و آخر فیلم را همزمان ضبط کردیم و این خیلی جذاب بود.
فکر نمیکنید که ساخت نخستین فیلمتان درباره تراژدی 11 سپتامبر برایتان دردسر درست کند؟
به نظرم مردم دنبال مفاهیم جدید هستند و دیگر حوصله فیلمهای قدیمی بالیوود را ندارند. مردم مشکلات فراوانی دارند و آخر روزی میخواهد کمی سرگرم شوند. آنها دنبال مفاهیم تازه میگردند. مردم به چیزهای جدید نیاز دارند.
گفتید فیلم درباره یک روزنامهنگار پاکستانی است. خارج ازآن بخش طنز که با 11 سپتامبر ارتباط دارد قصه فیلم دقیقاً چیست؟
این فیلم درباره یک روزنامهنگار پاکستانی است که راهی امریکا میشود. زمان پس از 11 سپتامبر است و به او اجازه ورود نمیدهند. بنابراین او تلاش میکند تا کاری کند که ورود او به ایالات متحده سریعتر و آسانتر شود. او با کشاورزی روبهرو میشود که بسیار شبیه اسامه بن لادن است و حسن با چرب زبانی از او میخواهد تا ویدئویی برای او ضبط کند تا با استفاده از آن بتواند وارد امریکا شود.
این فیلم از چند نظر اول است: اولین فیلم شما، اولین فیلم علی ظفر و اولین فیلم تهیه کننده...
درست است، هرچند این جمله کلیشهای است اما ما همگی با هم مثل یک تیم کار کردیم. من تمام تلاشم را کردم تا کار خوبی از آب در بیاید. تهیه کننده به من اعتماد کرد و امیدوارم جواب اعتماد او را داده باشم.
چه انتظاری از فیلم دارید؟
نمیدانم به این سؤال چطور پاسخ دهم. امیدوارم فیلم فروش خوبی داشته باشد. دوست دارم فیلم موفق باشد.
فیلم تا حدودی جنجال درست کرده است. نظرتان چیست؟ در پاکستان کلمه «لادن» را از عنوان فیلم برداشتند.
من بسیار تلاش کردم تا حساسیتها را در نظر بگیرم و جنجالی درست نکنم تا به کسی برنخورد. حذف کلمه «لادن» از عنوان تیتر تصمیم پخشکننده بود چون آنها هم نمیخواستند تنشی درست کنند. اوضاع بدی در پاکستان حاکم است. ما نمیخواستیم جان مخاطبان را به خطر بیندازیم. البته در هر جای دیگر که فیلم به نمایش درآید با همان عنوان «بدون تو بنلادن» خواهد بود.
گزارش شده بود که شما را تهدید کرده بودند که فیلمی درباره بن لادن نسازید؛ حقیقت دارد؟
هیچ تهدیدی از طرف بن لادن یا افرادش نبود. فقط یک نامه بدون امضا و نام و نشان دریافت کردم که ترجیح میدهم درباره آن حرف نزنم تا کسی تحریک نشود. شاید هم نامه به شوخی فرستاده شده بود چون نامی نداشت. ما البته از بنلادن تجلیل نکردهایم، فقط کمی او را دست انداختهایم. اصلاً علاقهای به جنجال ندارم، این فقط یک فیلم است و دعا میکنم همه چیز به خوبی پیش برود.
کار دیگری در ذهن دارید؟
نه. فعلاً که نمیتوانم به چیزی جز این فیلم فکر کنم. من بیشتر علاقه دارم بنویسم به خصوص متنهای کمدی. شاید تا آخر سال به فکر فیلم دیگری باشم.