
آزاده غلامی - «کوچه نقاشها» عنوان کتابی است که اخیراً و با سروصدای تبلیغاتی زیادی از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است. با وجود اینکه مراسم رونمایی از این کتاب پس از انتشار و حتی نقد و نظرهای رسانهای در ارتباط با آن انجام گرفت که خود در جای دیگری محل سؤال و نقد است، اما این بار راوی کتاب بود که در مصاحبه با «جوان» از موضعی صحبت به میان میآورد که تا پیش از این در ارتباط با کتابهایی در این حوزه و از سوی راویان آنها بیسابقه بوده است.
با وجود اینکه نگارنده این کتاب «راحله صبوری» و راوی «سیدابوالفضل کاظمی» است، این بار اما کاظمی است که مدعی است مطالب بسیاری در قالب خاطره از سوی راوی مطرح شده است که در متن کتاب نیامده است و حتی در جایگاهی بالاتر برخی از آنها ، بدون اطلاع وی دچار سانسور از سوی نویسنده و ناشر شده است. «جوان» در صحبتی دوستانه با راوی کتاب با وی درباره چرایی و چگونگی مطالب و خاطرات حذف شده از این کتاب به گفتوگو نشسته است که در ادامه از نظر شما میگذرد.
علت اینکه بخش زیادی از مطالبی که بیان کردید حذف شده را در چه میدانید؟
علتش را نمیدانم. این که برای چه چیزی این اقدام صورت گرفته خودم هم متعجبم و مخاطبم در این پرسش، مرتضی سرهنگی است و کسانی که در مرتبههای بالاتر قرار دارند و روی چاپ این کتاب نظر دادند. به عقیده برخی از آنها، برخی از مطالبی که عنوان شده است، خط قرمز است و نباید مطرح شود و قابل چاپ شدن نیست.
چه بخشهایی از صحبت های شما حذف شده است؟
خاطراتی از حاج احمد متوسلیان حذف شده است. به عقیده ناظران چاپ کتاب، بیان خاطرات درباره این سردار سپاه، باعث میشود که رژیم صهیونیستی از ماهیت نظامی او خبردار شود. آنها فکر میکنند که رژیم صهیونیستی بر این تصور است که متوسلیان نظامی نیست، بلکه دیپلمات است. در حالی که در این کتاب درباره فرماندهی وی مطالبی ارائه شده است.
در کتاب صحبتهایی درباره اینکه حاج احمد ناگهان ناپدید شد، مطرح شده است. چه اتفاقی افتاد بعد از این که با حاج احمد رفتید سوریه؟
حاج احمد با رزمنده ها رفت سوریه. این اعزام بعد از عملیات بیت المقدس بود. این که برای چه کاری وی به سوریه و بعد لبنان رفت و چه اتفاقی افتاد جزو قسمتهایی است که حذف شده است. این بخش از خاطراتی است که من برای صبوری، نگارنده کتاب گفتم، ولی هیچ چیزی از آن در کتاب آورده نشده است.
حرف های زیادی در اینباره زدم و در کتاب فقط اشارهای به این مطلب شده است. هیچ صحبتی درباره این که چرا به سوریه و لبنان رفتند، چه اتفاقاتی در آنجا افتاد در کتاب آورده نشده است.
این بخش از خاطرات که متوسلیان به سوریه میرود را بیشتر برایمان شرح بدهید. آیا ماجرای طرح نشدن به دزدیده شدن حاج احمد باز میگردد، یا موضوع دیگری هم در این خاطرات بوده است؟
حاج احمد سوریه بود و من چون در نخست وزیری بودم، رفتم سفارت ایران در سوریه و خودم را به آنها رساندم. متوسلیان یک سفر در طی این مدت اقامت ما در سوریه، به تهران و مجدداً به سوریه داشتند که احتمال فرمان حضرت امام خمینی(ره) به ایشان مبنی بر این که به کشور برگردند، نیز وجود دارد.
اینکه در آنجا چه اتفاقهایی افتاد، بیان نشده است اما حدود 40 تا 50 صفحه از آن، خاطراتی است که درباره حاج احمد گفته شده است.
رزمنده ها حدود 17 روز در سوریه بودند. من بیشتر ماندم شاید 20 و چند روز طول کشید تا به تهران برگردم. پس از بازگشت ما، عدهای ماندند و کارهایی کردند از آن جمله، گرفتن یک اسیر برای مبادله با حاج احمد بود، که در این عملیات تعدادی از آنان از جمله شهید رستگار و شهید موحد، به شهادت رسیدند. مطالب دیگری هم بوده که چاپ نشده است و گفته اند احتمال دارد به چاپ برسانند.
مطرح شدن مطالبی در کتاب کوچه نقاش ها که خود به نوعی شکستن خط قرمزها بوده است، این سؤال را در ذهن مخاطب ایجاد می کند که چه خاطراتی بیان شدهاند که در حدود 500 صفحه از کتاب که به این خاطرات مربوط بوده اند، حذف شده است و این چه نوع خط قرمزی بوده که در بسیاری از خاطرات کتاب، نویسنده و ناشر از آنها گذر کرده اند؟
کتاب آلان ـ بعد از گذشت دو ماه از انتشار ـ به چاپ پنجم رسیده است. قرار بود در این چاپ تغییراتی در مطالب و عکس ها داده شود که «مرتضی سرهنگی»، مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت این موضوع را به چاپ هفتم موکول کرد.
همین طور یکسری خاطرات است که درباره موضوعات عاطفی و احساسی گفته شده بود و نحوه به شهادت رسیدن برخی از دوستان را در عملیات کربلای پنج بیان می کرد.
در همین رابطه حاتمی کیا هم با من گفت و گویی درباره ساخت فیلمی مربوط به شهید چمران و پاوه داشت و از من لیست کسانی را خواست که در پاوه بودند و بر این اساس کوچه نقاش ها در این رابطه هم مؤثر بود.
یعنی این امکان وجود دارد که در ویراست دوم، آن سری از خاطراتی که حذف شده است، ارائه شود؟
شاید به مرور زمان برخی از خاطرات به چاپ نرسیده، منتشر شوند. این مطالب الآن موجود و در اختیار آنان است.
خود شما نظرتان درباره بخش هایی از کتاب که در قالب خاطرات شما از سردار سپاه بوده و حذف شده است، چیست؟
برخی اوقات ارائه اطلاعات امکان پذیر نیست. در این حالت اگر بخواهیم همه مطالب را بازگو کنیم، شاید امکان انتشار کل کتاب داده نشود و همین موضوع را بدتر کند. ولی اگر همین موضوع را از کتاب حذف کنیم، بتوان با اشاراتی مطالب را بیان کرد.
خاطرات سفر به سوریه هم مربوط به متوسلیان بوده است و داستان ربوده شدن یک نفر آمریکایی به دست پنج نفر از رزمنده هایی که قصد آزادی حاج احمد را داشتند، مطرح شده بود که بعد از ربودن، او را به تهران آوردند و یکی از آنان برای مبادله این اسیر با متوسلیان راهی لبنان می شود که در نهایت سه نفر از این پنج نفر شهید می شوند و دو نفر هم اکنون در قید حیات هستند.
به غیر از مطالبی که درباره حاج احمد بود، خاطرات دیگری هم هست که به عنوان خط قرمز حذف شده باشد؟
الآن دقیقاً در ذهنم نیست. موضوع به خیلی وقت پیش مربوط میشود. خاطراتی مثل قطع شدن دست حاج عباس از جمله خاطراتی است که حذف شده است. میگویند برخی از این موارد را به دلایلی نمیتوان بیان کرد. موضوعات دیگری هم وجود دارد که متفاوت است و به تشخیص آنان نباید ارائه شود. شب پاوه و اسارت من در دست کردها از آن جمله است.
گفته شده که مصاحبه های شما سه ماه طول کشیده است، ولی در صحبتهایی که شده مشخص است که این میزان بیشتر از آن چیزی است که عنوان شده است.
خانم صبوری چند ماهی برای مصاحبه پیش من میآمدند، اینکه حالا میگویند سه ماه، نمیدانم بر چه اساس است. دقیق یادم نیست که چند ماه شد، ولی مطمئنم که خیلی بیشتر از این میزان بود. آنان میگفتند که هر جای این مطالب که موضوع سیاسی و منفی است باید برداشته شود.
خاطرات قشنگ احساسی هم بود که متأسفانه در کتاب آورده نشده است. برای مثال خاطرات جنگی که نوشتم و برای تجدید چاپ به آنها دادم. برخی از این خاطرات منتشر نشده است. مثلاً خاطرات شهید مدنی و شهید مظاهری. رفتن رزمندهها روی مینها به صورت نامنظم و ....
یادم است خاطرهای از حمید مظاهری گفته بودم که وی در تمنا و گریه بود، برای اینکه میخواست روی میدان مین بخوابد! ولی این خاطره هم حذف شده است. دست آخر هم روی میدان مین خوابید و کف پایش پرید. از این دست موضوعات زیاد است، تعدادی را یادداشت کردم و به صبوری دادم که متأسفانه در کتاب مطرح نشده است.
گفته شده که تعداد جلسات مصاحبه شما یک روز در میان بوده که هر کدام دو ساعت طول میکشیده است. پس با توجه به تعداد ماههایی که شما فرمودید، باید تعداد ساعات مصاحبه و نوشته ها بیشتر بوده باشد.
صحبت از 1040 صفحه بود.
اما آقای یاحسینی در جلسه نقد کتاب از 1200 صفحه صحبت کرد.
صبوری در برگه های بزرگ مینوشت، شاید به همین خاطر بیشتر به نظر آمده است، ولی احتمال دارد که 500 صفحه از مطالب حذف شده باشد که مربوط به خاطرات جنگ و حاج احمد متوسلیان بوده است.