
ایزد مهرآفرین - «تو را به جان هر کسی میپرستید بگویید فیلم درست و حسابی بسازند تا تلاش کسانی که او را به سختی دستگیر کردند، هدر نرود.»
«باید به لحاظ کیفیت ساخت از هر نظر و اصول زیباشناسی و هنری عالی باشد تا تأثیر داشته باشد. »
اینها فقط دو نمونه از چندین پیامها و به قول معروف کامنتهایی است که خوانندگان سایت جوانآنلاین برای اولین بار زمانی که خبر ساختهشدن فیلمی براساس زندگی جنایتکار و تروریست معروف «عبدالمالک ریگی» روی سایت قرار گرفت، گذاشتند.
تماشاگران مشتاق
از روی همین نوشتهها به سادگی میتوان به عمق علاقه، احساس و حساسیت مردم به ساخت چنین فیلمهایی پی برد؛ فیلمهایی که برای تماشاگر ایرانی دیدنش لذتبخش و هیجانآور است.
درست اسفندماه سال گذشته بود که معاونت مؤسسه سینمایی سوره در نشستی خبری با خبرنگاران از ساخته شدن این فیلم خبر داد ولی متأسفانه هنوز با گذشت چندین ماه از این موضوع هیچ خبری از عوامل ساخت و حتی معرفی کارگردان این فیلم سینمایی نشده است.
ظاهراً هنوز ساخته شدن فیلم ریگی به هیچ سرانجامی نرسیده که مرکز سیمافیلم خبر از ساخته شدن تلهفیلمی بر اساس ماجرای ربوده شدن شهرام امیری داده است.
ماجرای ربوده شدن شهرام امیری در نوع خودش جالب بود و کلی سر و صدا به پا کرد و خیلیها خواستند از این آب گلآلود ماهی بگیرند؛ فیلمهایی که در فیسبوک هم سر و صدا به پا کرد، اما بالاخره شهرام امیری به وطن برگشت تا سر و صدای این قضیه هم بخوابد و ختم به خیر بشود. حالا سیمافیلم در تلاش است از این رویداد سیاسی یک رویداد هنری تولید کند، یعنی ساخت فیلم تلویزیونی گروگانگیری شهرام امیری.
خام دستی در کاری بزرگ
این خبر را امیرحسین آشتیانیپور مدیر گروه اجتماعی سیما فیلم داده است و گفته: هماکنون نگارش این فیلمنامه توسط گروهی از فارغالتحصیلان جوان فیلمنامهنویسی آغاز شده و قرار است که پس از خاتمه کار نویسندگان این کارگاه، وارد فاز تولید آن شویم.
به نظر میرسد سیما فیلم در خشت اول دچار سهلانگاری شده که کار را با بزرگان و باتجربهها شروع نکرده است.
پیش از این در کشور ما فیلمهای زندگینامهای ساخته شده است که همیشه هم مورد استقبال تماشاگران قرار گرفته اما کمتر دیدهایم که بلافاصله پس از یک اتفاق کسی به فکر تولید فیلمی بر پایه آن رخداد بیفتد، این در جای خودش جای تقدیر دارد ولی اگر قرار است کاری خوب تولید شود باید به چند نکته توجه ویژه داشت.
در سینما ژانر زندگینامهای از جمله گونههایی است که علاقهمندان بسیاری دارد، حتی ما مخاطبانی که خیلی از این شخصیتها را نمیشناسیم یا برای آنها چندان اهمیتی قائل نیستیم وقتی چنین فیلمهایی را میبینیم لذت میبریم و تازه به صرافت آن میافتیم که درباره آنها بیشتر بدانیم، چون بخش اعظمی از این فیلمها اطلاعات و رویدادهای واقعی است که برای تماشاگران دیدنش لذتبخش است.
فیلمهای دستگیری عبدالمالک ریگی و گروگانگیری شهرام امیری هم خارج از این مستثنا نیستند. بیشک بعید است سازندگان این دو فیلم هم بدون همراهی نهادهای امنیتی بتوانند دقیق و درست ماجرا را روایت کنند، چون آنچه در پشت پرده گذشته اتفاقاً میتواند جذابترین بخش فیلم باشد، چرا که در چنین فیلمهایی آنچه از تخیل مهمتر است، واقعیت است و اطلاعات واقعی، پس برای اثرگذاری بیشتر فیلم لازم است سازندگان این فیلمها با نهادهای امنیتی در تعامل زیادی باشند و البته این نهادها هم در ارائه اطلاعات تا حد مقدور همراه شوند.
معاون سینمایی حوزه هنری در آن نشست به درستی اشاره کرده که قرار است کارگردانی «مجرب» فیلم ریگی را بسازد. اگر قرار است اینگونه فیلمها موفق باشند حتماً باید عوامل فنی حرفهای از فیلمنامهنویس گرفته تا فیلمبردار و بازیگر به کار گرفته شوند. در خود غرب هم برای ساخت و بازی در چنین فیلمهایی سر و دست میشکنند، چون یک بخش قضیه را موضوع فیلم حل کرده است: مردم از آن خوششان میآید و دلشان میخواهد درباره آن بدانند که بخصوص اگر شخص هنوز در قید حیات باشد جذابیت کار دوچندان میشود، مثلاً همه دوست دارند بدانند فلان بازیگر چطور حرکات فلان شخص را تقلید میکند.
در پایان خوب است تأکید کنیم که جای چنین نگاهی در سینمای ما به شکل محسوسی خالی است و باید از ترویج این نگرش استقبال کرد، البته نه به صورتی که فیلمنامهای در قواره شهرام امیری را از فیلمنامهنویسان قدر و صاحبنام دریغ کنیم.