نگاهی به شروع 7 جیرانیعبور از رپرتاژ و تقلید، ضروریترین نیاز90 سینماییابراهیم زاهدی مطلقجمعه شب سرانجام برنامه 7 یا همان نود سینمایی با اجرای فریدون جیرانی آغاز شد. برای تحلیل محتوای این برنامه هنوز زود است، اما میتوان نشانههایی را در آن دید که سمت وسوی برنامه را نشان میدهد. در عالم سینمای ایران که تقلید از غرب بیداد میکند، رسیدن به یک برنامه سینمایی مستقل که بوی ایرانی داشته باشد و حامل فرهنگ نقد و انتقادیاش هم ایرانی باشد، انتظار چندان درستی نیست. بخصوص از برنامهای که از همان بنیادش گفته شده است « نودسینمایی»؛ یعنی یک کپی از یک برنامه که در جایگاه خودش هم در مسأله خودش که فوتبال باشد، تأثیرگذار نیست. مگر در جنبههای جلب مخاطب گسترده که آن هم به دلیل زرد شدن و پرداختن به حواشی فوتبال، اما آیا هدفگذاری 7 صرفاً جلب مخاطب است؟ اگر هست آن وقت یک مجری تروتازهتر لازم دارد با موهای ژل زده، نه یک کارگردان صاحب اعتبار.
سن و سال برنامه برنامه 7 که به یک هنر از هنرهای هفتگانه میپردازد، باید مبتکر باشد، نه مقلد. جمعه شب همه آنان که به تماشای 7 نشستند، یک عادل فردوسیپور میانسال را مشاهده کردند که سعی داشت سینما را تبدیل به فوتبال کند و به دست مخاطب برساند. شاید این هم از سیاستگذاریهای سیما بود. اما هرچه بود، به دل نمینشست. نه اقتضای سن و سال جیرانی بود که جوانیهای عادل را نمایش دهد و نه شأن سینما که در قرن حاضر تبدیل به عنصر عضوگیری برای جریانات سیاسی جهان شده است. اگرچه منتقدان دهه 50 و 60 خودمان، برخیها سینما را اساساً موضوعی چیپ میدانند، اما همانها هم سینما را پدیدهای نمیبینند که باید برای نحوه بیانش فوتبال را ملاک کرد که اگر کردیم، همانی را مشاهده میکنیم که در 7 عرضه شده بود. برنامه جیرانی میخواست به سینما بپردازد، اما به علی معلم پرداخت و فیلمهایش و بازیگرانش و دیدگاههایش ! برنامه 7 در این روش، نه تنها شبیه 90 نشده بود که اتفاقاً خیلی شبیه برنامههای ورزشی با مختصات رپرتاژی درآمد که در سیما فرصت کار دارند. از تبلیغ « آل » به بهانه نقد بگیر تا فرصت سخنرانیهای تهیه کنندهاش و ... .
سؤالات بیپاسخ برنامهای که میخواست یک فیلم را نقد کند، اصلاً معلوم نکرد دلیل انتخابش از آن فیلم چه بود. مثلاً چرا از بین همه فیلمهای در حال نمایش این یکی گزینش شد تا نقد شود؟ و یا چرا از بین همه تهیه کنندگانی که نه تریبون دارند و نه صدایشان به جایی میرسد، چرا علی معلم که اتفاقاً خودش صاحب تریبون است، باید میآمد و دیگران نه؟!ظاهراً برنامه سازان ما گمان میکنند « برنامه زنده یعنی برنامهای که مستقیم پخش میشود » حال آنکه زنده بودن باید در متن برنامه هم جاری باشد. برنامه زنده یعنی برنامهای که حضور هر یک از عوامل ـــ چه مهمان و چه موضوع ـــ باید مسأله روز و زنده باشد. یا دلیلی برای طرحش بیان شود که بیننده را مجاب به دیدن آن کند.
تربیون تقدیم به شما 7 جیرانی به بهانه نقد آل، فرصت گرانبهایی تقدیم بهرام بهرامیان (کارگردان فیلم) کرد تا مفت و مجانی، هم تبلیغ کند و هم خودش را برای برنامه بعد هم دعوت کند! برنامهای که فرصت منتقد برای نقد کمتر از یک ششم وقت کارگردان و بازیگر فیلم بود. به نظر نمیرسد همه این اتفاقات، اتفاقی باشد. برنامه 7 در انتها کم کم تبدیل به یک مناظره تلویزیونی ـــ از جنس همان که یامینپور هم با عناوین دیگرداردـــ میشد که دیگر ربطی به نود سینمایی نداشت. البته در این قسمت هم علی معلم مثل مهمانانی که حتم دارند سر سفرهای رسیدهاند که ممکن است دیگر نرسند و باید جیبهایشان را هم از اطعمه و اشربه پر کنند، تند و تند حرفهایش را زد که مبادا هفته بعدی نباشد و او این تریبون را از دست بدهد؛ او حتی به قیمت بیحرمتی به یکی دو شهر یا یکی دو فیلم و کارگردانش حرف زد و با این استدلال که نباید تعارف کرد و یا باید واقعیات را گفت، ضمن ابراز برخی حرفهای درست که کسی هم نسبت به آنها شک ندارد، خیلیها را زیر سؤال برد. حتی شاید رفیق عزیزش را که مجری برنامه بود. فعلاً باید به مسؤولان سیما به خاطر آغاز یک برنامه جدید و چالشبرانگیز تبریک گفت ؛ اما برنامهای که چالشبرانگیزیاش برای موجودیت برنامه نباشد؛ بلکه برای کژیها و کاستیها باشد. برنامه سازان 7 و اتاق فکر این برنامه لابد قبول دارند که همه اهالی سینما به کمبودها واقف هستند. مشکلات را هم همه میدانند، اما آنچه باید بررسی شود، روش اصلاح است. فریدون جیرانی باید شیوهای را در پیش بگیرد که در محیط پر از سوء تفاهم سینما، گروهی بر گرهها افزوده نشود.