نبود فیلمنامه مناسب و قوی بزرگترین آسیب سینمای دفاع مقدس به شمار میرود چرا که همیشه در ارتباط با این سینما غالباً شاهد ساخت یک سری فیلم جنگی بودهایم و آدمهایی را به مخاطب نشان دادهایم که حضورشان در آثار سینمای دفاع مقدس به حضور نظامی ختم شده است نه حضور انسانی و باورپذیر که مخاطب بتواند با دیدن آن اثر احساس کند که رزمنده قهرمان فیلم، برادر او، پسر عمو یا همسایه آنهاست. این آسیب و نبود ارائه الگوی بصری مناسب برای مخاطب ایرانی در آثار سینمای دفاع مقدس بهانه ای بود که به سراغ پوران درخشنده، کارگردان نام آشنای سینمای ایران و عضو انجمن سینماگران انقلاب و دفاع مقدس برویم و پای صحبتهای وی درباره چرایی و دلایل این آسیب در بدنه سینمای دفاع مقدس کشور بنشینیم. حاصل این گپ و گفت به صورت کامل در زیر از خاطر شما میگذرد. برخی بر این اعتقادند که سینمای دفاع مقدس این روزها نسبت به یک دهه قبل در جذب مخاطب ضعیفتر است. البته «اخراجیها» را استثنا میکنیم. شما دلیل این امر را در چه مسألهای میدانید؟ جواب این سؤال ساده و در عین حال عمیق و دردناک است. به زعم بسیاری از منتقدان و حتی هنرمندان، یکی از بزرگترین آسیبهای سینمای ما در حالت کلی و به ویژه سینمای دفاع مقدس، ضعف فیلمنامه است، چرا که اکثر آدمهای نشان داده شده در اغلب آثار سینمای دفاع مقدس از انسانهای واقعی دور هستند و این امر باورپذیری را برای مخاطب سخت و حتی غیرممکن میکند. دلیل این نوع شخصیتپردازی نیز از فیلمنامههای کلیشهای و ضعیفی سرچشمه میگیرد که به جای ایجاد جاذبه برای مخاطب بیشتر با برانگیختن حس دافعه او، سبب دوری مخاطب از اثر میشوند. دلیل این حس دافعه که بیان کردید، چیست؟ آیا ما فراموش کردیم که چه نکاتی را باید در آثار سینمایی بازتاب میدادیم؟ اکثر شخصیتهای سینمای دفاع مقدس ما در فیلمها به گونهای ترسیم شدهاند که انگار از جنس ما نیستند و در همین جامعه و در کنار ما زندگی نمیکردند. آنها بیشتر به انسانهای جدا از ما تبدیل شدهاند و انگار تافتهای جدا بافتهای بودند که به جبهه رفتهاند. امروز که به تمامی آن افرادی که برای نجات و دفاع از ما و سرزمینمان جان خود را فدا کردهاند، نگاه میکنم و به سینمای دفاع مقدسمان که قرار بود آنها را ترسیم کند، فکر میکنم هم به عنوان یک ایرانی و هم به عنوان یک هنرمند خجالت میکشم که ما چه کردیم برای معرفی آنها و چقدر توانستهایم قدر آنها را بدانیم و تا چه حد توانایی درک ایثار و از خود گذشتگی آنها را داشتیم و از همه مهمتر تا چه حد این مسائل را انتقال دادهایم. دلیل این امر هم در این نکته نهفته است که ما آن چیزی که باید نشان میدادیم و بیان میکردیم را انجام ندادیم و به همین جهت است که امروزه به درستی درک نمیکنیم که چرا آن افراد برای نجات ما و سرزمین ایران جان و زندگی خود را در راه عقیدهشان قربانی کردند، این دست از مسائل و بسیاری دیگر ازمهمترین نکاتی است که باید در فیلمهای دفاع مقدس مورد پرداخت قرار میگرفت و برای مخاطب عرضه میشد اما هیچکدام از این نکات را انجام ندادهایم و به همین خاطر است که من و بسیاری دیگر از هنرمندان و منتقدان سینما بزرگترین آسیب سینمای دفاع مقدس را در ضعف فیلمنامههای آن جستوجو میکنیم. دوری سینماگران ما از فضای جبهه و جنگ تا چه حد میتواند در دوری فضای آثار آنها از ارائه تصویر باورپذیر برای مخاطب حائز اهمیت باشد؟اکثر قهرمانان فیلمنامههای دفاع مقدس ما انسانهای دور از ما و حقیقت پیرامون ما و غیر واقعی و غیرقابل باور هستند و این ضعف نیز ناشی از همان ضعف فیلمنامه و فیلمنامهنویسانی است که این مسأله را به درستی درک و لمس نکرده اند و به عبارت دیگر چون در کنار رزمندگان نبودند نتواستند که آنها را آنطور که بودند، ترسیم کنند و به همین سبب آنها را طوری که خودشان میخواستند، ترسیم کردند و حاصل همان دوری و غیرقابل باورپذیری آنها در آثار سینمایی شد و به همین دلیل است که ما تنها بعد جنگی افراد را میبینیم و مفاهیم جاری و ساری مانند عظمت حماسه دفاع مقدس، پاکی رزمندگان، صداقتها، باورها، غیرت، شرف و مردانگی را در این دست آثار بسیار کم نمیبینیم. سینمای متعهد و ارزشی دفاع مقدس ما تا چه حد توانسته سهم خود را در انتقال ارزشهای دفاع مقدس و آشنایی جوانان نسل جدید که دو دهه با آن دوران فاصله دارند، ایفا کند؟ با نهایت تأسف باید گفت که بسیار کم! در قیاس با سرعت تبلیغات سوء غربیها و توفان اینترنت، ما بسیار کند حرکت کردیم و بدون تعارف باید گفت که از قافله عقب ماندیم، اعتراف و اذعان به این قضیه جای تأسف دارد. در حقیقت ما فکر نمیکردیم که این اتفاق با چنین شتابی رخ دهد و سرعت طوفان رسانههای بیگانه تا این حد باشد که همه چیز را در درون خود ببلعد. ما حتی تصور این را نمی کردیم که زمان با این سرعت بگذرد و آن مسائلی که به راحتی با چشم قابل رویت بود در دل این طوفان آنچنان گرفتار شود که حتی با چشم مسلح نیز توانایی دیدن آنها را نداشته باشیم تا با رشد، پرورش و معرفی آنها به نسل بعد از جنگ رسالت خود را به درستی ایفا کرده باشیم. وظیفه ما بود که با انجام کار فرهنگی این فرصت را برای فرزندان این مرز و بوم فراهم آوریم تا با این پدیده و جزئیات آن آشنا شوند و متوجه شوند چه از سر تاریخ حماسی و شکوهمند انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدسمان گذشته است. ما چه میخواستیم چه نمیخواستیم بر این امر واقف بودیم که غربیها برای نابودی حماسهسازی دلاور مردان این مرز و بوم در هشت سال دفاع مقدس دست به کار میشوند اما واقعاً غفلت کردیم و نتوانستیم با سلاح آگاهی و با سرعت زمانه، خودمان را در برابر هجمه فرهنگی بیگانگان مسلح کنیم. این غفلت تا آنجا پیش رفت و رسوخ کرد و این هجمه بیگانگان تا آنجا رشد یافت و شدت گرفت که اکنون ما چیز خا صی در برابر این حمله ناجوانمردانه غربی ها برای دفاع از فرزندانمان نداریم. کوتاهی ما سبب شد که جوانان ما با اولین هجوم در این طوفان حل شوند و امروز کمتر شاهدیم که فرزندان ایرانی نشانی از فرزندان روزهای اول انقلاب و دوران هشت سال دفاع مقدس داشته باشند حتی آنها در فیزیک و پوشش نیز گرفتار هجمه فرهنگی غربیها شدهاند و اوج فاجعه را زمانی درک میکنیم که شاهدیم «غیرت» ایرانی که یکی از صفات برجسته ما به شمار میرفت در فرزندان و نسل جدید رنگ و بوی کمتری به خود گیرد. این غفلتی که به آن اشاره کردید، موجب بروز چه آسیبهایی میشود؟امروزه اکثر ارزشهای فرهنگی، ملی، مذهبی و آیینی خود را از دست رفته میبینیم و دلیل آن را نیز باید در همان غفلت در تولید آثار فرهنگی مناسب جهت انتقال داشتهها و معرفی ارزشهای معنوی به نوجوانان و جوانان جستوجو کنیم و این مسأله خود مهر تأییدی برای عقب ماندن ما از قافله جهانی است و غربیها نیز از این سستی ما نهایت استفاده را بردند. ما در واقع در برابر چیزی که نمیخواستیم تسلیم شدیم و این همان خطری است که ما و فرزندانمان و حتی آیندگانمان را لحظه به لحظه تهدید میکند. حقیقت امر این است که نمیدانم چرا امروز نیز با وجود درک تمام این غفلتها در حالی که حتی میتوانیم با ساخت آثار کوچکی مانند یک «کلیپ» (نماهنگ) به معرفی مبانی و مفاهیم ارزشی بسیاری برای نوجوانان این مرز و بوم اقدام کنیم باز هم دست روی دست گذاشتهایم و چشم به آیندهای نا معلوم دوختهایم. ما با این سستیها و کوتاهی تا آنجا پیش رفتیم که به بیگانگان اجازه دخالت در امور کشور خود مانند مسأله انتخابات را دادهایم و به آنها رخصت دادیم که اتحاد و همدلی ما را بر هم بزنند حتی گاهی گستاخانه به ما بگویند که آنچه شما فکر میکنید، درست نیست و درست آن مسألهای است که ما میگوییم. دلیل این همه سکوت و غفلت ما چیست؟ نمیدانم چرا ما تا این حد سکوت کردهایم و اجازه تخریب روحی و روانی خود را به بیگانگان داده ایم. وظیفه ماست که در برابر آیندگان پاسخگو باشیم. امروزه شرایط به گونهای است که امواج تخریب و هجمه بیگانگان به صورت مداوم در حال پخش و گسترش است و ما نمیتوانیم به نوجوانان و جوانان خود بگوییم که به سمت آن امواج حرکت نکنند چرا که اگر آنها هم بایستند امواج خود را به آنها میرسانند اما میتوانیم به نسل جوان و آیندهسازان ایران فردا بگوییم در برابر این امواج چه کارهایی میتوانند انجام دهند تا تسلیم نشوند. به دلیل برداشته شدن دیوارهها و مرزهای جغرافیایی باید با آموزههای فرهنگی و انتقال ارزشهای معنوی کشورمان به تکتک افراد سپر ایمنی برای مبارزه و مقابله با این امواج را برای آنها ایجاد کنیم. برای برون رفت از این ضعف ها و معایبی که برشمردید از انجمن سینمای دفاع مقدس یا سایر نهادهای متولی امر سینما چه انتظاری می توان داشت؟ وقتی به نمونههایی مانند شهید باکری یا فرماندهان بزرگی که در غرب کشور ایستادگی کردند تا دشمن به خاک و ناموس این کشور مستولی نشود، فکر میکنم و پاسخی نمییابم که ما برای نشان دادن و معرفی این اشخاص و داستان ایثار و جانفشانی آنها چه کردهایم، تنها عرق شرم بر پیشانیام مینشیند. این دست از افراد سمبل عشق به وطن، عشق به انسانیت، عشق به تمام داشتههایشان بودند ولی ما هیچ وقت آنها را نشناختیم و برای شناساندن آنها به نسلهای بعد هم کاری در خور و شایسته مقام این بزرگ مردان انجام ندادهایم. من از انجمن سینمای دفاع مقدس انتظار و توقع دارم که با تولید آثار فرهنگی یاد و نام این انسانهای بزرگ را گرامی دارد و این مسألهای است که باید هر چه سریعتر برای آن برنامهریزی منسجم صورت گیرد. نمیتوانیم بنشینیم و دست روی دست بگذاریم تا هر روز بیگانگان و دشمنان این انقلاب و خاک و نام ایران تمام داراییهای معنوی ما را غارت کنند باید با ساخت آثار ارزشی توسط سینماگران و هنرمندان دفاع مقدس تبلور این صفات ویژه و ممیزه ایرانی را در جامعه شاهد باشیم و به تصویر بکشیم و با افتخار به همگان نشان دهیم.