شبکههای اجتماعی به خودی خود لزوماً فضای تولید اعتماد نیستند، بلکه بیشتر فضایی هستند که اعتمادِ از قبل شکلگرفته را منتقل و تسهیل میکنند جوان آنلاین: معصومه نصیری، دبیرکل باشگاه مدیریت رسانه و توسعه سواد رسانهای یونسکو – ایران در گفتوگو با «جوان» میگوید: شبکههای اجتماعی به خودی خود لزوماً فضای تولید اعتماد نیستند، بلکه بیشتر فضایی هستند که اعتمادِ از قبل شکلگرفته را منتقل و تسهیل میکنند، یعنی اگر فرد یا مجموعهای پیشینه و اعتبار مشخصی داشته باشد، همین شناخت قبلی میتواند مبنای اعتماد و مشارکت افراد در فضای مجازی قرار بگیرد. مشروح گفتوگو با وی در ادامه میآید.
فضای مجازی ما را به آدمهای بیشتری متصل کرده، اما آیا واقعاً باعث نزدیکتر شدن انسانها به یکدیگر شده است؟
قاعدتاً فضای مجازی نوعی تسهیلگری در ارتباطات ایجاد و افراد به واسطه سهولتی که این فضا برایشان فراهم کرده، امکان برقراری ارتباط با افراد بیشتری را دارند، اما نکته اصلی این است که ما با پدیدهای به نام «انبوه تنها» هم مواجه هستیم؛ یعنی افراد در ظاهر و در بستر رسانهها و فضای مجازی، ارتباطات گستردهای با یکدیگر دارند و این انبوه ارتباطات هم وجود دارد، اما در نهایت ممکن است احساس تنهایی کنند. با این فرض، به نظر میرسد ارتباطات مجازی اساساً نمیتواند کارکرد ارتباطات حقیقی را بهطور کامل داشته باشد و لزوماً در بزنگاههای خاص نمیتواند افراد را متحد و بسیج کند تا برای همراهی با یکدیگر وارد عمل شوند. به نظرم این یکی از نقاط ضعف فضای مجازی است. ما به یکدیگر متصل شدهایم، اما الزاماً به یکدیگر نزدیکتر نشدهایم. نزدیک شدن به معنای شناخت خردهرفتارها، خردهتربیتها و خردهفرهنگهای افراد است. بنابراین هرچند امروز افراد به واسطه فضای مجازی با ارتباطات بسیار گستردهتری مواجه هستند، اما این گستردگی ارتباطات لزوماً به معنای نزدیکتر شدن انسانها به یکدیگر نیست.
آیا شبکههای اجتماعی و پیامرسانها میتوانند ظرفیتهای سنتی همیاری ایرانی مثل کمک فامیلی، صندوقهای قرضالحسنه، قرض دادن وسایل و پول یا کمک به حل مشکلات همسایهها را احیا و گستردهتر کنند؟
بله، شبکههای اجتماعی و پیامرسانها به دلیل اینکه نیاز به ارتباطات حضوری را کاهش داده و ارتباطات را بدون نیاز به حضور فیزیکی تسهیل میکنند، توانستهاند ظرفیت همیاری و تعاون را بهخصوص در میان خانوادهها و گروههای فامیلی، گسترش دهند. برای مثال، امروزه یک مشکل میتواند خیلی سریع در یک گروه خانوادگی یا اجتماعی مطرح شود و افراد مختلف بتوانند برای آن راهحل پیدا کنند یا در رفع آن مشکل مشارکت داشته باشند. بنابراین این فضا میتواند در ایجاد تعاون و تقویت اتحاد و همیاری مؤثر باشد. البته در حوزههایی مثل صندوقهای قرضالحسنه، قرض دادن وسایل، کمک مالی یا وام دادن، همچنان یک شناخت پیشینی و اعتماد متقابل لازم است، یعنی مبنای این نوع همیاریها کماکان شناخت حقیقی و ارتباطات در زندگی واقعی است، اما فضای شبکههای اجتماعی میتواند بستر و تسهیلکننده این همیاریها باشد و کمک کند این ظرفیتها سریعتر، گستردهتر و آسانتر فعال شوند.
یکی از مشکلات فضای مجازی، مقایسه اجتماعی و نمایش سبک زندگی دیگران است. آیا شبکههای اجتماعی با تقویت فردگرایی، مصرفگرایی و رقابت، فرهنگ تعاون را تضعیف کردهاند یا میتوان از همین ظرفیت برای ترویج همیاری استفاده کرد؟
حقیقت این است که این فضا قابلیت استفاده در هر دو وجه را دارد، یعنی هم میتواند فرهنگ تعاون را تضعیف کند و هم میتواند در جهت تقویت آن مورد استفاده قرار بگیرد. از یک طرف، شبکههای اجتماعی به دلیل تأکیدی که بر فردگرایی، دیده شدن و نمایش فردی دارند، میتوانند زمینهساز تقویت فردگرایی، مصرفگرایی و رقابت باشند. تجربه زیسته ما تا امروز نشان میدهد که شبکههای اجتماعی، به دلیل اینکه اساساً بر مبنای «اقتصاد توجه» و جلب توجه بنا شدهاند، بیشتر بر فرد و دیدهشدن او تأکید دارند تا بر جمع. به همین دلیل، ظرفیت جمعی و تعاونی این شبکهها تاکنون آنطور که باید فعال نشده است، مگر در اتفاقات بسیار نادر و خاص یا در مواردی که افراد برای حل یک مسئله از آشنایان خود در فضای مجازی کمک میگیرند که البته این شکل از همیاری هم تا حدی کاهش پیدا کرده است. در عین حال، نباید فراموش کرد که همین شبکهها ظرفیت بسیار بالایی برای استفاده در امور جمعی دارند. اینکه چقدر بتوانیم از این ظرفیت استفاده کنیم، به نوع موضوع، افراد و شرایط اجتماعی بستگی دارد و میتواند متغیر باشد، اما در شرایط فعلی، به نظر میرسد میزان فردگرایی، مصرفگرایی و رقابتهای کاذب در شبکههای اجتماعی از ظرفیتهای جمعی و اجتماعی آن پیشی گرفته است.
وقتی یک گروه در پیامرسان برای کمک به پرداخت بدهی، تأمین هزینه درمان، اجاره خانه، ازدواج یا اشتغال یک فرد شکل میگیرد، چه عواملی باعث میشود مردم به یکدیگر اعتماد کنند و مشارکت داشته باشند و چه عواملی این اعتماد را از بین میبرد؟
ببینید، واقعیت این است که معمولاً افراد بر اساس اعتماد، پرداخت یا کمک خودشان را انجام میدهند، یعنی توجه میکنند که چه کسی این درخواست را مطرح کرده است. این فرد ممکن است یک فرد شناخته شده در فامیل باشد یا یک چهره عمومی مثل محسن چاوشی، یک مجری تلویزیون، فوتبالیست یا بازیگر باشد. بنابراین شناخت پیشینی نقش بسیار مهمی در پرداختها و کمکهای نقدی در شبکههای اجتماعی دارد. در واقع، این نوع مشارکتها عمدتاً بر اساس اعتماد و شناخت قبلی شکل میگیرند و معمولاً بسیار کم پیش میآید که فردی بدون هیچ شناخت یا پیشینهای، صرفاً براساس یک پیام یا درخواست در فضای مجازی، به فردی پول واریز کند یا به درخواست او اعتماد داشته باشد. بهطور کلی، شبکههای اجتماعی به خودی خود لزوماً فضای تولید اعتماد نیستند، بلکه بیشتر فضایی هستند که اعتماد از قبل شکلگرفته را منتقل و تسهیل میکنند، یعنی اگر فرد یا مجموعهای پیشینه و اعتبار مشخصی داشته باشد، همین شناخت قبلی میتواند مبنای اعتماد و مشارکت افراد در فضای مجازی قرار بگیرد.
برای ترویج فرهنگ «همیار بودن» در شبکههای اجتماعی چه نوع روایتها و محتواهایی مؤثرترند؟ آیا معرفی «قهرمانان کوچک محله»؛ مثلاً جوانی که به سالمندان کمک میکند یا والدینی که برای حل مشکلات مدرسه همکاری میکنند، میتواند الگوی رفتاری ایجاد کند؟
ببینید، ترویج فرهنگ تعاون و همیار بودن در جامعه ما موضوع جدیدی نیست؛ این فرهنگ در گذشته در جامعه ما وجود داشته، اما در سالهای اخیر، تحت تأثیر تغییرات فرهنگی و ارزشگذاریهای جدید و همچنین سبک زندگی مدرن، تا حدی فضای جامعه به سمت فردگرایی و بیتفاوتی، یا حداقل خنثی بودن نسبت به مسائل دیگران حرکت کرده است. به نظر میرسد امروز باید فرهنگ همیاری را دوباره به عنوان یک ارزش جدی و یک ارزش انسانی که از گذشته در جامعه ما وجود داشته، مطرح و تقویت کنیم. معرفی همین «قهرمانان کوچک» میتواند در این زمینه مؤثر باشد، یعنی افرادی که در محله، خانواده، مدرسه یا محیط اجتماعی خودشان به دیگران کمک میکنند و میتوانند به عنوان الگوی رفتاری معرفی شوند. در کنار این موضوع، مقایسه تطبیقی با کشورهای دیگر هم میتواند مؤثر باشد، یعنی نشان دهیم که در جوامع مختلف، همیاری و کمک به دیگران چگونه به عنوان یک رفتار مثبت و ارزشمند شناخته میشود. از طرف دیگر، باید یک بازخوانی تاریخی از آنچه خودمان در گذشته داشتهایم انجام دهیم و دوباره ارزشهای مربوط به تعاون و همیاری را به جامعه یادآوری کنیم. به نظرم ابتدا باید این فرهنگ را دوباره زنده و ارزشمند کنیم و بعد از آن، از ظرفیت شبکههای اجتماعی و رسانهها برای ترویج و گسترش آن استفاده کنیم.
اگر بخواهیم از ظرفیت پیامرسانها برای ساختن شبکههای همیاری محلهای و خانوادگی استفاده کنیم، از نظر شما چه اصولی باید رعایت شود تا این گروهها به جای ایجاد مزاحمت، بیاعتمادی، سوءاستفاده مالی یا نمایش و رقابت، به بستری برای اعتماد، همدلی و حل واقعی مشکلات مردم تبدیل شوند؟
یکی از نکاتی که میتواند باعث عدم همراهی در شبکههای اجتماعی یا پیامرسانهای محلهای و خانوادگی شود، رعایت نکردن «نتیکت» یا همان آداب معاشرت در فضای مجازی است. به نظر میرسد برای اینکه این گروهها بتوانند به بستری برای همیاری واقعی تبدیل شوند، باید قواعد مشخصی برای فعالیت در آنها تعریف شود و این قواعد در قالب یک نظامنامه رفتاری، بهصورت جدی مورد توجه همه اعضا قرار بگیرد. اگر نتیکت و آداب معاشرت در فضای مجازی به عنوان یک اصل مورد توجه قرار بگیرد و اعضا به قواعد و حدود مشخصی پایبند باشند، میتوان از دل همین احترام متقابل و قوانین حاکم بر گروه، زمینه ایجاد همدلی و حل مشکلات مردم را فراهم کرد. حتی میتوان از این ظرفیت برای شناسایی مشکلات افراد استفاده کرد، یعنی متوجه شویم چه کسانی با چه مشکلاتی مواجه هستند و بتوانیم برای آنها راهحل پیدا کنیم و نسبت به مسائل جمعی و اجتماعی احساس مسئولیت داشته باشیم. بنابراین به نظر من تعریف قوانین، مقررات، حدود و چارچوبهای مشخص برای فعالیت در این گروهها ضروری است. در کنار آن، رعایت آداب معاشرت مجازی و احترام متقابل میتواند کمک کند این فضا به جای مزاحمت، بیاعتمادی و رقابت، به بستری برای اعتماد، همدلی و حل واقعی مشکلات مردم تبدیل شود.