دکتر محمد جعفر فردحسینی - مدیرعامل شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران در یادداشتی نوشت:
در نقشه اقتصادی ایران، صنعت چوب و کاغذ و بهطور کلی صنایع سلولزی، غالباً زیر سایه صنایع بزرگتری مانند نفت و پتروشیمی قرار گرفتهاند. اما نگاهی به آمارهای کلان نشان میدهد که این بخش، نه یک صنعت حاشیهای، بلکه یکی از حیاتیترین خاکریزهای ما در «جنگ ارزی» و «تثبیت سرمایههای داخلی» است. به عنوان فعال این حوزه، معتقدم عبور از اقتصاد تکمحصولی بدون توجه به زنجیره ارزش چوب، ناممکن است.
بزرگترین خدمت صنعت چوب و کاغذ به اقتصاد ملی، نقش «جایگزینی واردات» است. طبق آمارهای وزارت صمت، نیاز سالانه کشور به محصولات پانلی (مانند MDF و نئوپان) بالغ بر ۲.۵ میلیون مترمکعب است. در حالی که تا یک دهه پیش، بخش عمدهای از این نیاز از طریق واردات تامین میشد، امروز با سرمایهگذاریهای عظیم بخش خصوصی، ظرفیت نصبشده تولید MDF در کشور به بیش از ۳.۵ میلیون مترمکعب رسیده است.این یعنی ما نه تنها از خروج سالانه بیش از ۱ میلیارد دلار ارز برای واردات اوراق فشرده چوبی جلوگیری کردهایم، بلکه توانستهایم سرمایههایی را که پتانسیل خروج از کشور یا ورود به بازارهای سوداگرانه (مانند ارز و طلا) داشتند، در قالب ماشینآلات سنگین و زیرساختهای صنعتی در خاک ایران ماندگار کنیم. این «تثبیت سرمایه»، ستون فقرات امنیت اقتصادی ماست.صنعت سلولزی ایران امروز از یک مصرفکننده صرف به یک بازیگر منطقهای تبدیل شده است. صادرات محصولات چوبی، مبلمان و کاغذهای بستهبندی به کشورهای حوزه اوراسیا، عراق و افغانستان، سالانه ارزآوری قابل توجهی (بالغ بر ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون دلار در بخشهای مختلف) به همراه دارد.
در حوزه کاغذ نیز نشانه های امیدوارکننده ای وجود دارد. در بخش کاغذ بستهبندی و مقوا، ایران به خودکفایی نسبی رسیده و تولید سالانه از مرز ۱.۶ میلیون تن عبور کرده است. هر تن کاغذ بستهبندی صادراتی، نمادی از تبدیل منابع داخلی به قدرت خرید بینالمللی است که مستقیماً به تقویت تراز تجاری کشور کمک میکند.اشتغالزایی در صنعت چوب و کاغذ، خصلتی «مویرگی» دارد. از «زراعت چوب» تا صنایع تولید و فرآوری کاغذ، زنجیرهای شکل گرفته که طبق آمارهای رسمی، بالغ بر 600 هزار نفر به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در آن مشغول به کار هستند .
نکته استراتژیک اینجاست که ایجاد یک شغل در صنایع سلولزی و چوب و کاغذ، به مراتب ارزانتر از صنایع سنگین است. ما با توسعه این صنعت، در واقع در حال توزیع عادلانه ثروت و ایجاد امنیت اجتماعی در پهنه جغرافیایی کشور هستیم.با وجود این ظرفیتها، چالش «تامین مواد اولیه» و «فرسودگی تکنولوژیک» همچنان باقی است. ما در بخش خصوصی ثابت کردهایم که میتوانیم مانع فرار سرمایه شویم و برای جوانان این مرز و بوم شغل پایدار ایجاد کنیم؛ اما استمرار این مسیر مستلزم آن است که سیاستگذار، صنعت چوب و کاغذ را نه به عنوان یک مصرفکننده منابع، بلکه به عنوان یک «شریک راهبردی» در توسعه ملی ببیند. سرمایهگذاری در این صنعت، معاملهای دو سر برد برای دولت و ملت است که نتیجه آن، ایران مقتدر و خودکفا در عرصه صنایع سلولزی خواهد بود.