کد خبر: 1372887
تاریخ انتشار: ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۴:۲۰
2 بی‌تدبیری‌های مدیریتی و سدسازی‌های بی‌رویه، در کنار نادیده گرفتن هشدار‌های کارشناسان، توازن زیست‌محیطی میانکاله را به‌سرعت نابود می‌کند 
 حوریه ملکی

جوان آنلاین: میانکاله، این نام برای دوستداران محیط‌زیست و دغدغه‌مندان منابع طبیعی، علاوه بر یک تالاب یا شبه‌جزیره در شمال کشور، یادآور یکی از ارزشمندترین ذخیره‌گاه‌های زیستی کشور و جهان است. جایی که روزگاری مأمن پرندگان مهاجر، زیستگاه گونه‌های کمیاب و پناهگاه حیات در مرز خشکی و آب بود. اما امروز این پهنه کم‌نظیر، بیش از آنکه نماد شکوه طبیعت ایران باشد، به نشانه‌ای از فرسایش، بی‌تدبیری و مرگ آرام اکوسیستم‌های کشور تبدیل شده است. آنچه در میانکاله می‌گذرد، نه اغراق رسانه‌ای است و نه هشداری برای جلب توجه، بلکه واقعیتی تلخ است که در استان مازندران و در سکوتی سنگین رخ می‌دهد. تالابی که زمانی با آب، پرنده، گیاه و زندگی تعریف می‌شد، اکنون با خشکی، شوری، آتش‌سوزی، کاهش زیستگاه و نگرانی‌های اجتماعی شناخته می‌شود. در چنین وضعیتی، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری مازندران ـ ساری، تأکید کرده که حفاظت پایدار از این ذخیره‌گاه بدون مشارکت جوامع محلی ممکن نیست. 

وقتی به وضعیت میانکاله نگاه می‌کنیم به واقعیت تلخی می‌رسیم که نشان می‌دهد این تالاب قربانی تغییرات اقلیمی، کاهش بارش یا خشکسالی‌های پی‌درپی نیست، بلکه به‌شدت تحت تأثیر تصمیم‌ها و مداخلات انسانی قرار گرفته است. سدسازی‌های بی‌رویه، برداشت‌های مستمر آب برای کشاورزی، تغییر مسیر رودخانه‌ها، فشار بر اراضی حاشیه تالاب و بی‌توجهی به هشدار‌های کارشناسی، سال‌هاست این اکوسیستم را از درون فرسوده کرده است. کاهش سطح آب، افزایش شوری در بخش‌هایی از تالاب و کوچک شدن زیستگاه‌های آبی، شرایط را برای پرندگان مهاجر و گونه‌های گیاهی و جانوری دشوار کرده است. پرندگانی که هر سال میانکاله را به‌عنوان ایستگاه امن مهاجرت انتخاب می‌کردند، امروز با کمبود غذا، کاهش پهنه‌های آبی و ناامنی زیستی روبه‌رو شده‌اند. 

 تالابی که از آب تهی شد
میانکاله در حافظه طبیعی ایران، جایگاهی فراتر از یک محدوده جغرافیایی دارد. این پهنه ارزشمند در شرق مازندران، به‌دلیل موقعیت خاص خود میان خشکی، دریا و تالاب، همواره یکی از کانون‌های اصلی تنوع زیستی کشور بوده است. ترکیب کم‌نظیر آب، نیزار، مرتع، شنزار و پوشش گیاهی، این منطقه را به زیستگاهی طبیعی برای گونه‌های فراوان جانوری و گیاهی تبدیل کرده بود. اما آنچه امروز از این چشم‌انداز باقی مانده، تصویری نگران‌کننده از عقب‌نشینی آب و پیشروی خشکی است. 
بر اساس داده‌های مطرح‌شده از وضعیت منطقه، بیش از ۱۵هزارهکتار از پهنه آبی میانکاله خشک شده است. اتفاقی که بیانگر از دست رفتن بخشی از شاهرگ حیاتی تالاب است. وقتی یک‌سوم ظرفیت زیستی یک تالاب از بین می‌رود، زنجیره‌ای از بحران‌ها آغاز می‌شود، از کاهش غذای پرندگان گرفته تا مرگ زیستگاه‌های گیاهی، از افزایش گردوغبار محلی تا تغییر الگوی معیشت جوامع اطراف. خشکی تالاب، فقط آب را از میانکاله نمی‌گیرد؛ آرام‌آرام حیات، امنیت زیستی، اقتصاد محلی و امید به احیای منطقه را نیز تهدید می‌کند. در یک دهه گذشته، گفته می‌شود صد‌ها میلیون مترمکعب آب از چرخه زیستی میانکاله کاسته شده است. این کاهش، تالاب را با فشاری چندلایه مواجه کرده است. از یک سو، کاهش ورودی آب باعث شده پهنه‌های کم‌عمق و حساس تالاب زودتر خشک شوند و از سوی دیگر، افزایش شوری در برخی بخش‌ها تعادل زیستی را بر هم زده و شرایط را برای ادامه حیات بسیاری از گونه‌ها نامناسب کرده است. در چنین وضعیتی، پرندگان مهاجر که میانکاله برای آنها توقفگاهی حیاتی در مسیر مهاجرت بود، با دشواری‌های جدی برای تغذیه و استراحت روبه‌رو شده‌اند. اهمیت میانکاله تنها در حضور پرندگان مهاجر خلاصه نمی‌شود. تالاب‌ها نقش مهمی در تنظیم اقلیم محلی، کنترل سیلاب، تغذیه آب‌های زیرزمینی، کاهش گردوغبار، پشتیبانی از تنوع زیستی و حتی سلامت جوامع انسانی دارند. از بین رفتن یک تالاب، به معنای حذف یک بخش از طبیعت نیست؛ به معنای برهم خوردن شبکه‌ای از روابط زیستی و اجتماعی است. وقتی تالاب ضعیف می‌شود، روستا‌های پیرامونی نیز آسیب می‌بینند؛ معیشت دامداران، کشاورزان، صیادان و ساکنان محلی تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد و فشار بر منابع باقی‌مانده افزایش می‌یابد. 

 رد پای مدیریت ناپایدار
مهرداد ثابتیان، کارشناس محیط زیست با بیان اینکه بحران میانکاله را نباید فقط به حساب آسمان کم‌باران وصل کرد، می‌گوید: «تغییرات اقلیمی واقعیتی جدی است، اما در میانکاله، سهم مدیریت ناپایدار و تصمیم‌های کوتاه‌مدت را نمی‌توان نادیده گرفت. سال‌ها اجرای طرح‌های عمرانی بدون ارزیابی کافی، برداشت آب بدون توجه به حقابه محیط‌زیستی، دست‌اندازی به اراضی حاشیه‌ای و بی‌توجهی به ظرفیت تحمل اکوسیستم، این تالاب را در وضعیتی قرار داده که احیای آن نیازمند تصمیم‌های سخت، علمی و فوری است.»
او ادامه می‌دهد: «یکی از خطا‌های رایج در مواجهه با تالاب‌ها، نگاه بخشی به منابع طبیعی است؛ نگاهی که آب را فقط برای کشاورزی می‌بیند، زمین را فقط برای توسعه می‌خواهد و محیط‌زیست را تا زمانی ارزشمند می‌داند که مانع اجرای پروژه‌ها نباشد. نتیجه چنین رویکردی، همین وضعیتی است که امروز در میانکاله دیده می‌شود. تالابی که از چند سو تحت فشار است و هر دستگاه یا گروه، بخشی از مسئله را می‌بیند، اما کلیت اکوسیستم کمتر در تصمیم‌گیری‌ها محور قرار می‌گیرد.»
این کارشناس محیط‌زیست تأکید می‌کند: «در این میان، مسئله مسئولیت‌پذیری مدیریتی اهمیت ویژه‌ای دارد. طی سال‌های اخیر هشدار صاحبنظران و کارشناسان درباره وضعیت میانکاله، اگر به برنامه عملی و الزام‌آور تبدیل می‌شد، شاید امروز تصویر دیگری از این منطقه داشتیم. هشدار‌هایی که درباره کاهش آب، آلودگی، فشار دام، آتش‌سوزی، تخریب پوشش گیاهی و تعرض به اراضی داده شد، نیازمند پاسخ روشن و اقدام مؤثر بود. اما تجربه میانکاله نشان می‌دهد؛ فاصله میان هشدار و اقدام، گاهی آن‌قدر طولانی می‌شود که طبیعت فرصت ترمیم خود را از دست می‌دهد.»
با این حال، در تحلیل بحران میانکاله نباید همه تقصیر‌ها را به گردن جوامع محلی انداخت. دامداران، روستاییان و بهره‌برداران محلی بخشی از واقعیت اجتماعی این منطقه‌اند و حذف یا نادیده گرفتن آنان نه ممکن است و نه راه‌حل پایداری به شمار می‌رود. مدیریت موفق ذخیره‌گاه‌هایی مانند میانکاله، بدون مشارکت مردمی و بدون استفاده از دانش بومی، به نتیجه نمی‌رسد. جوامع محلی، اگر در فرایند تصمیم‌سازی دیده شوند، می‌توانند از تهدید به فرصت تبدیل شوند؛ زیرا آنان منطقه را می‌شناسند، تغییرات آن را لمس کرده‌اند و بیش از هر گروه دیگری پیامد‌های نابودی تالاب را در زندگی روزمره خود می‌بینند. 
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری مازندران ـ ساری، در نشست با دامداران و ذی‌نفعان میانکاله در اداره منابع طبیعی شهرستان بهشهر، با اشاره به همین ضرورت، گفته: «برنامه‌ریزی برای حفاظت و ساماندهی میانکاله باید با مشارکت مستقیم جوامع محلی انجام شود، چراکه این قشر شناخت دقیقی از ظرفیت‌ها، چالش‌ها و نیاز‌های این منطقه دارند.»
علی باقری‌جامخانه همچنین بر هم‌افزایی دستگاه‌ها و مردم تأکید کرد و افزود: «نمی‌توان نسبت به آسیب‌هایی که متوجه منابع طبیعی و سرمایه‌های ملی است بی‌تفاوت بود و همه دستگاه‌ها و ذی‌نفعان باید برای صیانت از این میراث ارزشمند در کنار یکدیگر قرار گیرند.»
این سخنان، اگر در سطح سیاستگذاری و اجرا جدی گرفته شود، می‌تواند نقطه شروعی برای تغییر رویکرد باشد. میانکاله بیش از هر چیز به مدیریت یکپارچه نیاز دارد؛ مدیریتی که نه طبیعت را در برابر مردم قرار دهد و نه معیشت مردم را بهانه‌ای برای تخریب منابع طبیعی کند. راه میانه، همان مشارکت مسئولانه است؛ یعنی قانونگذاری روشن، آموزش، نظارت، حمایت از معیشت‌های سازگار با محیط زیست و برخورد جدی با تخریب‌های عمدی یا سوداگرانه. 

 نجات با مشارکت محلی
یکی از چالش‌های همیشگی میانکاله، نحوه تعامل با دامداران و بهره‌برداران محلی است. بخشی از فشار برپوشش گیاهی و مراتع منطقه، به حضور دام وابسته است. اما همین مسئله نیز باید با نگاه کارشناسی و اجتماعی مدیریت شود، نه با اتهام‌زنی کلی و تصمیم‌های یک‌طرفه. در حوادثی مانند آتش‌سوزی، گاه بدون بررسی دقیق، افکار عمومی یا دستگاه‌ها انگشت اتهام را به سمت دامداران می‌گیرند؛ در حالی که چنین رویکردی می‌تواند اعتماد محلی را تخریب و همکاری مردم را دشوارتر کند. 
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری مازندران ـ ساری در همین زمینه گفته: «نباید در حوادثی مانند آتش‌سوزی‌های میانکاله، بدون بررسی دقیق، انگشت اتهام به سمت دامداران نشانه رود.» او ادامه داد: «اختلاف‌نظر‌ها و نبود مشارکت مؤثر میان بومیان و ذی‌نفعان، روند حفاظت از میانکاله را با چالش مواجه می‌کند و لازم است تصمیم‌گیری‌ها با محوریت جامعه محلی انجام شود.»
این نگاه از آن جهت اهمیت دارد که حفاظت پایدار، تنها با حصارکشی و ممنوعیت محقق نمی‌شود. اگر مردم محلی احساس کنند در تصمیم‌ها جایی ندارند، حفاظت به یک امر تحمیلی تبدیل می‌شود. اما اگر نمایندگان جوامع محلی در نشست‌های تصمیم‌سازی حضور داشته باشند، قواعد چرای دام، کنترل آتش‌سوزی، حفاظت از پوشش گیاهی و گزارش تخلفات می‌تواند با همراهی واقعی مردم پیش برود. 
باقری جامخانه نیز بر همین نکته تأکید کرده و تصریح کرده که حضور نمایندگان جوامع محلی در نشست‌های تصمیم‌سازی می‌تواند به اتخاذ راهکار‌های عملی و مؤثر برای حفظ میانکاله کمک کند. 
او با اشاره به اینکه بر اساس ضوابط اعلام‌شده، حضور دام سبک در مراتع میانکاله فقط از ابتدای آذر تا پایان اردیبهشت مجاز است و پس از آن دام‌ها باید به مناطق ییلاقی منتقل شوند، اظهار کرد: «بر اساس قوانین، حضور دام سبک در مراتع میانکاله تنها از ابتدای آذر تا پایان اردیبهشت‌ماه مجاز است و پس از آن دام‌ها باید به مناطق ییلاقی منتقل شوند. هرچند بیشتر دامداران این قانون را رعایت می‌کنند، اما انتظار می‌رود همه بهره‌برداران نسبت به اجرای دقیق آن اهتمام داشته باشند.»
رعایت همین قواعد، اگر با آموزش، حمایت و نظارت همراه شود، می‌تواند فشار بر مراتع را کاهش دهد. اما اگر تنها در قالب دستور اداری باقی بماند، نتیجه محدودی خواهد داشت. برنامه‌های آموزشی و ترویجی، همکاری با تعاونی‌های دامداران، ایجاد سازوکار‌های هشدار سریع برای آتش‌سوزی، مشارکت مردم در پایش منطقه، بازنگری در الگوی بهره‌برداری و تأمین حقابه تالاب، حلقه‌هایی از یک زنجیره‌اند که بدون هرکدام، نجات میانکاله ناقص می‌ماند. مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری مازندران ـ ساری، حفاظت از میانکاله را مسئولیتی همگانی دانسته و گفته: «این عرصه‌های طبیعی متعلق به همه مردم و نسل‌های آینده است و هرگونه اقدام عمدی یا سهوی که منجر به تخریب یا آتش‌سوزی شود، علاوه بر خسارت به منابع طبیعی، تضییع حقوق عمومی محسوب می‌شود.»
این مسئول تأکید کرد: «برگزاری کارگاه‌های آموزشی و اجرای برنامه‌های پیشگیرانه با همکاری تعاونی‌های دامداران و دستگاه‌های اجرایی، نقش مهمی در کاهش آسیب‌ها و ارتقای مشارکت مردمی در حفاظت از میانکاله خواهد داشت.»
اکنون پرسش اصلی این است که آیا این سخنان به برنامه‌ای عملی و زمان‌بندی‌شده تبدیل می‌شود یا میانکاله همچنان در چرخه وعده‌ها و هشدار‌ها باقی می‌ماند؟ تجربه نشان داده است، طبیعت با بیانیه و نشست احیا نمی‌شود. تالاب، آب می‌خواهد، مدیریت می‌خواهد، قانون می‌خواهد، مشارکت محلی می‌خواهد و مهم‌تر از همه، اراده‌ای می‌خواهد که منافع کوتاه‌مدت را فدای حیات بلندمدت سرزمین نکند.

برچسب ها: میانکاله ، محیط زیست ، آب
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار