دلایل ریز و درشت زیادی وجود دارد که تحلیلگران خارجی و داخلی با استناد به آنها پیروزی و ایستادگی جمهوری اسلامی در مقابل غولهای نظامی و فناوری اطلاعاتی امریکا را تحلیل میکنند و در بهت و حیرت هستند. اما تفاوت بین میزان قدرت دو طرف و اساسیترین عوامل پیروزی ملت در محاصره اقتصادی ایران چیست؟ شاید در ذهن هر کس دلایل آن به صورت سازماننیافته وجود داشته باشد، اما در بین همه دلایل و تدابیر، سه مورد نقش اساسی و تمامکننده داشته و دارد که امید است در آینده مورد توجه اندیشکدهها و مراکز مطالعات علمی و نظامی قرار گیرد. این سه اصل، البته در عرف امروزی، قدرت نرم و سخت جمهوری اسلامی را توأمان شکل میدهد و از قضا دو مورد آن جنبه فرهنگی دارد و خاص ایران و تشیع است.
۱. مبانی و تجربه تاریخی
ایرانیان، و خصوصاً تشیع، تجارب ذیقیمت تاریخی دارند. از خون دلهای علی علیه السلام (که در کتاب الغارات و نهجالبلاغه در دسترس است) تجربه آموختهاند که چطور اسطوره مبارزه و تقوا و عدالت آنگونه زمینگیر شد که در ادبیات امروزی ما میآید «ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند» یا داستان کربلا و از همه دردناکتر داستان تلف شدن توابین کربلا که عدم عمل به موقع و آسیبهای آن را مرتب به نسلهای متمادی گوشزد میکند. چرایی به مسلخ رفتن حسین بن علی (ع) آویزه گوش ماست و از قضا اگر طلاییترین دوران ایران پس از اسلام و قبل از انقلاب اسلامی را دوران صفوی بدانیم، باز به برکت همین استفهام از مکتب عاشوراست. این مبنا آن قدر مهم است که رهبر شهید ما چند روز قبل از شهادت یادآور شدند که «ملت ما درسهای عاشورایی خود را خوب بلد است» و داستان بیعت حسین و یزید و غیرممکن بودن آن را یادآور شدند. گزارههایی مانند «عدم سازش» یا «خون بر شمشیر پیروز است» یا «شهادت مرگ تاجرانه است» یا «در مکتب ما هر دو (شهادت و پیروزی) پیروزی است»، ادبیات استقامت، تجربه تاریخی و اعتقادی ایرانیان امروز است. قاعده قرآنی «نفی سبیل» را نیز باید از مؤلفههای مهم این بخش دانست.
۲. ماهیت حقیقی جمهوری
جمهوری اسلامی دو ماهیت یا دو ساخت یا دو هویت دارد: یک ماهیت حقوقی است. ماهیت حقوقی و ساختارهای حاکمیت در همه جای دنیا هست و در ایران نیز مشابه آن وجود دارد. اما ماهیت دیگر آن، ماهیت حقیقی است که مظروف آن ماهیت حقوقی به حساب میآید. از قضا همه کینه دشمنان نیز معطوف بر این ماهیت است.
رهبر شهید، جمهوری اسلامی منهای حاکمیت حقیقی را مانند دندان پوک و زیبایی میدانستند که با اولین ضربه سخت فرو میپاشد (۲۴/۹/۱۳۸۷ دانشگاه علم و صنعت) و معتقد بودند آنچه جمهوری اسلامی را در مقابل توطئهها و خباثتها نگه داشته است، همین ماهیت حقیقی است. ماهیت حقیقی جمهوری اسلامی همان اهداف انقلاب اسلامی است که مانند شاقول یا ترازو، کجیهای جمهوری اسلامی را بدان میبندند تا صاف شود. وقتی به جمهوری اسلامی نقدی میشود، ناخودآگاه شاخصی که این نقد را به میدان میآورد، همان مؤلفههای اصلی انقلاب اسلامی است. ملت مبعوثشده ایران در روزهای جنگ اصلاً برایشان مهم نبود که رئیسجمهور کیست یا رئیس
مجلس کیست یا فرمانده سپاه یا وزیر کیست و شاید حتی فرقی نمیکرد که رهبری بعد از رهبری شهید کیست و ۱۰ روز خود در غیاب رهبری، رهبری کردند؛ چراکه راه را تشخیص دادند و افراد در مسیر این راه گرچه بسیار مهمند، اما اساس راه را منهای اشخاص شناختهاند. راه انقلاب اسلامی، معتبرترین مؤلفه بسیجگری در جمهوری اسلامی است که همان آرمانهای امام و انقلاب اسلامی است و در نگاه امام «تمام مقصد ما مکتب ماست» تعریف شده بود. امروز مؤلفه محرکه در قطببندی گفتمانی صالحان و فاسدان، فقر و غنا، استکبار و استضعاف، همین ماهیت حقیقی است. راه شهیدان انقلاب و جنگ تحمیلی و خون رهبر شهید... همگی مؤلفههای قدرتسازی بوده و هستند که در محاسبات دشمن شناخته شده نیستند. به همین دلیل دشمن علت حضور ملت در میدانها را دریافت پول و بنزین و امثالهم میداند، چون شناخت و شاخص و شاقول آنان صرفاً ماتریالیستی است.
۳. دوراندیشی نظامی
دوراندیشی فرماندهان سلف در حوزه سلاحهای آفندی از رمز و رازهای اصلی پیروزی است. البته دنیای مادی و غرب این بعد جنگ و پیروزی را ملموستر درک میکند، اما ما نیز بدان توجه ویژه کردیم. دوراندیشی در ساخت سلاح بازدارنده و هجومی در کمتر از ۴۰ سال از یک سو و دوراندیشی در تعبیه و نگهداری آن از سوی دیگر، دو برگ زرینی هستند که در مدیریت نظامی و تسلیحاتی جمهوری اسلامی ثبت است. اگر این تعبیه (شهرکهای موشکی و پهپادی) به گونهای بود که با این حجم از بمبارانهای B۵۲ و B۲ و بمبهای سنگشکن از میان میرفت، باید دستمان را بالا میبردیم و این خود نشان میدهد که ایمان منهای ابزار هم به تنهایی نمیتواند در جنگ تعیینکننده باشد. دشمن از سرزمینهای اشغالی و ناحیه امریکا روی هم ۲۳ هزار بار ایران را بمباران کرد که بیش از ۵۰ درصد تمرکز بر شهرهای موشکی بود.
طبق اطلاعات نگارنده، فقط یک شهرک موشکی بیش از ۳۷ بار بمباران شد. اما به گفته سیستم اطلاعاتی امریکا و رسانههایی مانند سیانان و نیویورک تایمز، ۷۵ درصد موشکها و ۷۰ درصد لانچرها سالم هستند. اخیراً اعلام کردند از ۳۳ شهرک موشکی، ۳۰ مورد آن کاملاً عملیاتی است. این تعبیه و دوراندیشی در قبال آن حجم بمباران سنگین و موشکهای سنگرشکن از نقاط عطف در پیروزی نظامی ایران است. پاداش چنین انسانهایی قطعاً شهادت بوده و هست، اما یادگارهای آنان که در میان ما هستند، باید مورد توجه مسئولان جمهوری اسلامی باشند. اینها ستارگان آبروساز و آبروبخش ملت ایران هستند و الحق ملت ما نیز سپاسگزار چنین فرزندانی بوده و خواهد بود.
این سه ضلع، مؤلفههای اصلی پیروزی ماست که حیرت جهانیان را به دنبال داشته است. ابعاد دیگر (نظیر تدابیر، تاکتیکها و سیاستها و هزینهها) نشئت گرفته از همان سه اصل اساسی است. رهایی هر که از هر یک از این سه مؤلفه، موجب خسران برای آیندگان خواهد بود. باید بدانیم که مؤلفههای فرهنگی ایرانی- اسلامی در تراز سلاح برای مقابله با دشمنان معتبر و مؤثر است.