در شرایطی که رئیسجمهور خودشیفته امریکا و باند مافیای فاسد همراه او نسبت به ادامه جنگ با ایران با چالشهای جدی مواجه شدهاند و چگونگی خروج از این باتلاق خودساخته نیز برایشان دردسرساز بوده است و احتمالاً در پی بازگشت به سناریوی اغتشاش و آشوب داخلی هستند، متأسفانه ادعاهای سیاسی عجیب و غریبی از آقای محمدباقر خرازی با عنوان آیتالله و دبیرکل حزبالله ایران در فضای مجازی منتشر میشود که یک مورد آن، چون به رهبر معظم انقلاب اسلامی (حفظهالله) نسبت داده شده بود، از سوی دفتر معظمله تکذیب شد.
او مدعی استعفای بیستوهشتباره رئیسجمهور کشورمان و تهدید رهبری به قبول استعفای بعدی و برکناری او شده بود. چنین ادعایی مورد استقبال بیگانگان و معاندان قرار گرفت و در فضای رسانهای به سرعت ضریب گرفت. پیامدهای منفی این ادعای دروغ بر افکار عمومی، دفتر مقام معظم رهبری را وادار به واکنش و صدور اطلاعیهای رسمی برای تکذیب آن کرد.
متأسفانه در ادامه آقای خرازی به جای تنبه و عذرخواهی، با کنایه و اشاره تأیید صحت ادعاهای خود را به وقایع آینده موکول کرد و نهتنها روند ادعاهای بیاساس او متوقف نشد، بلکه کلیپهای دیگری با محتوای جنجالی دیگر نیز منتشر شد. از این رو، شناساندن رویکرد و رویه آقای خرازی که هیچ نسبتی با عنوان و لباس روحانی او ندارد، برای صیانت از افکار عمومی در برابر ادعاهای مسموم او ضرورتی مسلم بهحساب میآید. در این راستا نکات زیر میتواند تا حدودی روشنگر باشد:
۱- سابقه در ارائه اخبار دروغ و ادعاهای جنجالی مثل زمینهسازی ترور رهبر معظم انقلاب اسلامی به دست مسئولان نظام یا در راه بودن حوادثی بزرگ و آن هم بهزودی، که البته با گذشت چندین مدت هنوز هم از راه نرسیده است.
۲- بزرگنمایی ناشیانه و افراطی برای باورپذیر کردن ادعاهای دروغ که استعفای بیستوهشتباره پزشکیان، نمونه اخیر است و حال آنکه اگر کسی بیستوهشت بار استعفا کرده بود، یعنی اهتمام قطعی به کنارهگیری داشته و آمادگی تکرار آن را هم دارد. جالب اینکه این ادعا را هم دفتر رهبری و هم رئیسجمهور تکذیب کردند.
۳- استفاده از ادبیات تهاجمی و قطعیانگاری ادعا برای القای صحت و درستی ادعا که گرچه در جمعهای نخبگانی، ناشیگری است و فاصله او از رویه و رویکرد عالمانه را نشان میدهد، در میان تودههای کماطلاع، اشراف او بر اوضاع و احوال را القا میکند.
۴- جعل عناوین و شئون گنده برای اعتبارسازی مثل آیتالله و دبیرکل حزبالله ایران که همتاسازی با دبیرکل حزبالله لبنان را تداعی و القا میکند و برای افراد ناآگاه مهم بهحساب میآید.
۵- خودشیفتگی و بیپروایی در ارائه ادعاهای شاذ و بیمبنا که هیچ مرز و خط قرمزی هم ندارد و در همین موارد اخیر به اهانت به مقام شامخ عموی شهیدش کشیده شد. گویا او در سال ۱۳۹۲ داوطلب ریاستجمهوری هم بوده که شورای نگهبان ردصلاحیت کرده است.
۶- قدرتنمایی و القای برخورداری از حاشیه امن یا بهرهمندی از موقعیت صیانتبخش در حاکمیت که فراخوان او به حرکت طرفدارانش در قالب گروههای ۵۷۰ نفره از شهرستانها به سمت تهران و سرنگونی رئیسجمهور، نمونه عینی این قدرتنمایی است.
به نظر میرسد فردی با این رویکرد و رویه که به جز اعتبار خانوادگی و اتصال او به خاندان مکرم خرازی، فاقد هرگونه صلاحیت موضعگیری و ادعای سیاسی است و جز مقاطع خاص، هیچ حضور و نمودی در عرصه سیاسی نداشته، احتمالاً بازیچه باندی رند و سیاستباز شده باشد که با طمع به اعتبار خانوادگی و لباس او، ادعاهای عوامپسند در شرایط فعلی را برای او تنظیم کرده و برای استفاده ابزاری در تسویهحسابهای سیاسی او را جلو انداخته باشند. اما در شرایطی که حفظ و تقویت اتحاد مقدس و اجتناب از هرگونه اختلاف و انشقاق داخلی، راهبردی ضروری برای ناکام گذاشتن دشمنان جنایتکار در بهکارگیری راهبرد بیثباتسازی و آشوب داخلی است، طرح ادعاهای متوهمانه و خبرهای دروغ نه تنها ارسال پیام ضعف به دشمن و برانگیختن طمع اوست، بلکه وقتی همزمان با فراخوان گروهکهای برانداز و پادوی دشمن برای اغتشاش، شاهد فراخوان آقای خرازی برای حرکت گروههای طرفدارش به سمت تهران برای برکناری رئیسجمهور هستیم، آیا نباید شک دستگاههای امنیتی و مسئولان قضایی به احتمالاتی حداقلی اگر نه به خیانت، حداقل به نادانی سیاسی این دنکیشوتهای جنجالی برانگیخته شود؟ آیا بیعملی این دستگاهها در برابر این بیپرواییهای خطرناک، با وجود سابقه تلخ آشوبهای گذشته و طمع دشمنان به تکرار آن را میتوان پذیرفت؟
دادگاه ویژه روحانیت کجاست؟ آقایان، امنیت آن هم در شرایط جنگ و تهدید دشمن را نمیتوان فرعی و حاشیهای بهحساب آورد. نباید منتظر لگد سخت دشمن برای بیداری و فهم هزینه و خطر غفلت از امنیت ملی و تهدیدهای آن شد. اقدامات آقای خرازی و دیگر اختلافافکنان، همراهی با دشمنان جنایتکار و تهدید جدی علیه امنیت ملی است و لازم است با قاطعیت و فوریت مهار و متوقف شود. این رقص مشترک با ترامپ، هر چند دنکیشوتگونه و مسخره بهنظر میآید، اما بسیار خطرناک و فاجعهآفرین است. لطفاً قبل از تبدیل شدن به فاجعه و بحران، آن را دریابید.