امریکا و رژیم صهیونیستی پس از ناکامی در جنگ نظامی و دیپلماسی علیه ایران، امروز محاصره متزلزل دریایی را تنها گزینه خود برای اعمال فشار علیه ایران میبیند. جوان آنلاین: امریکا و رژیم صهیونیستی پس از ناکامی در جنگ نظامی و دیپلماسی علیه ایران، امروز محاصره متزلزل دریایی را تنها گزینه خود برای اعمال فشار علیه ایران میبیند. این در حالی است که ایران با تقویت قدرت نظامی و پافشاری روی شروط خود در مذاکره، حکمرانی خود را در تنگه هرمز تثبیت کرده و به گزینههای احتمالی دیگری علیه امریکا و رژیم صهیونیستی همچون بستن تنگه بابالمندب میاندیشد. این مجموعه اقدامات برای افزایش بازدارندگی، تقویت قدرت چانهزنی در مذاکره و تثبیت مدیریت جدید کشور بر تنگه هرمز در نظر گرفته شده تا چشمانداز جنگ و در نهایت ابتکار عمل را از دسترس کاخ سفید خارج کند.
گزینه بستن تنگه بابالمندب به طور ضمنی یا مستقیم در اظهارات مقامات کشور و دولت یمن حتی در اثنای جنگ نیز مطرح بود. به گفته آنها بستن تنگه بابالمندب یک گزینه جدی و برجسته با مشارکت مقاومت یمن است و هرگونه ماجراجویی از سوی امریکا، منجر به مداخله مستقیم آنها در بابالمندب خواهد شد. به گفته علی اکبر ولایتی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، اتاق واحد فرماندهی جبهه مقاومت، بابالمندب را همچون هرمز میداند و کاخ سفید اگر خیال تکرار اشتباهات احمقانهاش را داشته باشد، خیلی زود خواهد فهمید که جریان انرژی و تجارت جهانی تنها با یک اشاره مختل میشود.
قالیباف نیز با طرح پرسشهایی درباره سهم تنگه بابالمندب در تجارت جهانی انرژی و کالا هشدار داد: «چه بخشی از محمولههای جهانی نفت، گاز طبیعی مایع (LNG)، گندم، برنج و کود شیمیایی از تنگه بابالمندب عبور میکند؟»
از سوی دیگر، مقامات انصارالله نیز صریحاً اعلام کردند اگر تصمیم بگیرد تنگه بابالمندب را ببندند، انس و جن هم نخواهند توانست آن را باز کنند. کارشناسان صهیونیستی هم به تنوع گزینههای بالقوه و فعال نشده ایران همچون بستن بابالمندب معترفند. دنی سیترینوویچ، کارشناس امور ایران در اندیشکده امنیت ملی رژیم در همین رابطه گفت: «ایران میتواند از طریق یمنیها، از طریق بابالمندب و شاید با حمله به زیرساختهای نفتی در عربستان سعودی در بقیق و در خط لوله شرق- غرب، عرضه نفت جهان را مختل کند. به عبارت دیگر، اقدامی که با هدف درهم شکستن ایران انجام شود، میتواند کل منطقه را به یک جنگ انرژی بکشاند.»
محاصره، تداوم درد جنگ است
ترامپ این روزها تمام اهتمام خود را حول محاصره دریایی ایران گذاشته و هر روزه اظهاراتش را با محوریت پیروزی در محاصره ایران و کم اثر بودن بستهبودن تنگه هرمز قرار میدهد. این در حالی است که ترامپ بهجز این گزینه، هیچ دستاوردی برای اعلام موفقیت در عملیاتهای فشرده نظامی علیه ایران در اختیار ندارد. در عوض، زمان نشان میدهد محاصرهای که وی آن را «مؤثرتر از بمباران» میخواند، به مرور قابلیت خود را از دست میدهد و قابل اتکا نیست. به عقیده کارشناسان امریکایی، سابقه محاصرههای دریایی نشان میدهد که چنین اقداماتی اغلب طولانی، پرهزینه هستند و نمیتوانند برای همیشه ماندگار و تعیینکننده باقی بماند. در مقابل ایران هم ابزارهایی مانند دور زدن محاصره و ایجاد مسیرهای جدید برای مقاومت دارد و محاصره ممکن است ایران را قویتر کند. علاوه بر آن، تحلیلگران هر روز هشدار میدهند که بر خلاف اظهارات ترامپ، به دلیل بسته بودن تنگه هرمز، شوک عرضه نفت هر روز بدتر میشود و با افزایش آسیبهای اقتصادی جهانی بر ایالات متحده فشار وارد میکند.
برخی دیگر نیز معتقدند که ایران به شیوههای مختلفی از جمله دور زدن تحریمها، ایجاد مسیرهای جایگزین برای تبادلات تجاری و مانورهای دریایی برای گذر از خط محاصره دریایی، محاصره امریکا را دور خواهد زد. روز گذشته، الجزیره بنابر اطلاعات منتشر شده از مراکز ناوبری دریایی گزارش داد که از زمان آغاز اجرای محاصره دریایی امریکا بر کشتیهای مرتبط با بنادر ایران تاکنون، ۸۱ کشتی از مجموع ۱۴۵ کشتی ایرانی یا مرتبط با ایران موفق به عبور از محاصره شدهاند. از این رو، با وجود لفاظیهای ترامپ، اما گفتههای خلاف واقع متعدد وی درباره محاصره ایران، از نظر تحلیلگران و صاحبنظران امریکایی، نشانههای بارز دروغگویی یا اغراق شدید او به شمار میرود، زیرا وی از ابتدای جنگ بارها گفت جنگ تقریباً تمامشده و یا ایران در حال تسلیم است یا مذاکرات به زودی به توافق میرسد، در حالی که واقعیت نشاندهنده تداوم تنشها، عدم توافق با ایران حتی در مورد مسائل ادعایی هستهای و حتی ادامه اختلال در تنگه هرمز بودهاست.
تثبیت حکمرانی ایران بر هرمز
محاصره دریایی ترامپ به عنوان تنها اقدام متقابل برای بازکردن تنگه هرمز و به طور کلانتر دستاوردسازی برای جنگ علیه ایران، نشاندهنده پایان یافتن راهبرد امریکا در جنگ است که مقدمات مدیریت جدید ایران در تنگه هرمز را مهیا میکند، زیرا پیش از این ترامپ با هر اقدام ممکنه مانند اعمال فشار بر مذاکره، اجماعسازی جهانی و حتی عملیات نظامی نتوانست موفق به بازگشایی آن شود و در چشم جهان خار شده بود. در واقع، ناتوانی میدانی و سیاسی امریکا در مسئله تنگه هرمز، مهر تأییدی بر توانایی نظامی و سیاسی ایران برای اعمال مدیریت جدید بر تنگه طبق فرمایش رهبر معظم انقلاب و در مقیاس بزرگتر، نشاندهنده ناتوانی این کشور در چگونگی اتخاذ راهبرد جنگی علیه ایران و گریز از غائله خودساخته است. بر همین اساس، فرماندهی نیروی دریایی سپاه پاسداران با انتشار پیامی در فضای مجازی نوشت: «معادلات و قواعد مدیریت جدید خلیج فارس بر مدار فرمان تاریخی رهبر جمهوری اسلامی تنظیم شده و اعمال خواهد شد. نیروی دریایی سپاه با تسلط و کنترل نزدیک به ۲ هزار کیلومتر از خط ساحلی ایران در خلیج فارس و تنگه هرمز، این پهنه آبی را برای مردم عزیز ایران مایه روزی و اقتدار و برای منطقه مایه امنیت و رونق خواهد کرد.»
عواقب بستهشدن بابالمندب
بابالمندب نیز همچون تنگه هرمز یک گلوگاه مهم اقتصادی به ویژه برای رژیم صهیونیستی است. حدود ۱۵درصد تجارت جهانی دریایی با عبور۲۰ هزار کشتی در سال، یعنی حدود ۵۵کشتی در روز، ۳۰ درصد از ترافیک کانتینری جهان و نزدیک به ۱۰ درصد از صادرات دریایی نفت خام با ۴ میلیون بشکه در روز از جمله نفت خام عربستان که با خط لوله منتقل میشود، از تنگه بابالمندب میگذرد. صادرات روزانه ۳/۹میلیون بشکه نفت یا به معنایی ۱۲درصد تجارت دریایی جهان از این گذرگاه ۲۹ کیلومتری است.
اثرات محدود کردن و کنترل این آبراه از ۷ اکتبر خود را نشان داد. در آن زمان نیروهای انصارالله با اجرای مانورهایی مانع حرکت کشتیها به سمت سرزمینهای اشغالی به ویژه بندر ایلات، تنها بندر اسرائیل در دریای سرخ شدند و خسارات اقتصادی به آن وارد کردند. اکنون نیز کارشناسان هشدار میدهندکه بسته شدن کامل آن، فشار بر امریکا و متحدانش را در خلیجفارس به ویژه عربستان به شدت افزایش خواهد داد. به گفته ایپریل الی، کارشناس یمن در یک اندیشکده در واشینگتن، در شرایطی که تنگه هرمز بستهشده، حمله به کشتیرانی در دریای سرخ میتواند بیشترین فشار را بر بازارهای جهانی انرژی و حملونقل وارد کند، بهویژه حالا که عربستان صادرات نفت خود را از این مسیر افزایش دادهاست.
از سوی دیگر، بستهشدن تنگه بابالمندب بیانگر عمق هماهنگی و قدرت شبکه مقاومت منطقه در جنگ با امریکا است. این برخلاف تحلیلها و اظهارات مقامات امریکایی و صهیونیستی در مورد ضعیف و ناتوانشدن قدرت مقابله گروههای مقاومت خواهد بود و رسوایی دیگری برا این دروغپردازان در بر خواهد داشت. سنتکام بعد از حملات خود به یمن در سال گذشته ادعا کرد که بخش بزرگی از قابلیتهای حملهای یمنیها را تضعیف کرده و تواناییشان را برای تهدید کشتیها کاهش دادهاست. این در حالی است که واکنشهای فراگیری در غرب و خلیج فارس نسبت به هشدارها و تهدیدهای رهبران یمنی در خصوص تشدید حملات و عملیاتهای نظامی علیه امریکا و رژیم صهیونیستی وجود دارد. مایکل نایتس، کارشناس امریکایی امور نظامی و امنیتی منطقه خلیج فارس میگوید، یمنیها به دلیل اعتقاد راسخ و وفاداری خاصی که به انقلاب اسلامی دارند، همچنان به عنوان نیرویی تهدیدکننده در منطقه باقی خواهند ماند.