کد خبر: 1355749
تاریخ انتشار: ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۵
مصطفی قربانی

از نظر مسائل مرتبط با نظم بین‌المللی، حمله امریکا به ایران را می‌توان اقدامی در زمینه احیای هژمونی بین‌المللی امریکا دانست و این اقدام، دقیقاً همراستا با دیدگاه‌ها و مواضع جنبش موسوم به «ماگا» است که هم‌اکنون قدرت را در امریکا در دست دارد، اما آیا روند جنگ رمضان به‌گونه‌ای پیش رفته است که تأمین‌کننده این هدف امریکا باشد؟
در پاسخ باید گفت که امریکا با آغاز جنگ علیه ایران، عملاً در مسیری گام برداشته که روند افول هژمونی آن را تسریع کرده است و بنابراین، با نقض غرض مواجه شده است. در توضیح باید گفت که قدرت هژمون چند ویژگی دارد:
۱. داشتن بالاترین قابلیت‌ها در حوزه‌های مختلف؛ ۲. فراهم کردن خیر عمومی؛ (Public Goods)؛ ۳. قابلیت ائتلاف‌سازی و۴. قدرت فیصله‌بخشی یکجانبه (به نفع خود) به منازعات.
اما اکنون چه اتفاقی رخ داده است؟
۱. در حوزه قابلیت‌ها حداقل اثبات شده که ایران در حوزه فناوری دفاعی از امریکا سبقت گرفته است. ضمن اینکه با حماقت امریکا در حمله به ایران و هزینه‌های این کشور، امریکا بابت رقابت اقتصادی با چین ناامیدتر از قبل خواهد شد. 
۲. با حماقت امریکا، ایران تنگه هرمز را به روی کشور‌های هم‌پیمان امریکا بسته است و این یعنی امریکا با اقدام خود، در راستای تأمین خیر عمومی حرکت نکرده است. 
۳. امریکا برای باز کردن تنگه هرمز تلاش کرد تا ائتلافی از کشور‌های هم‌پیمان خود تشکیل دهد که با مخالفت همه آنها مواجه شد. در گام بعدی ترامپ اعلام کرد که باز کردن تنگه هرمز به او ربطی ندارد که اوج مسئولیت‌ناپذیری امریکا در قبال نظام بین‌الملل و هم‌پیمانانش به‌ویژه در اروپا است. هم‌اکنون نیز اقدام امریکا در محاصره دریایی ایران، منجر به وخامت اوضاع در تنگه هرمز شده است؛ موضوعی که اقتصاد و امنیت بین‌المللی را در معرض تهدید‌های جدی قرار داده است. مجموعه این اقدامات نشان می‌دهد که امریکا دیگر نه تنها به تأمین خیر عمومی توجهی ندارد، بلکه اساساً با اقدامات خود، آن را در معرض خطر قرار می‌دهد. 
۴. امریکا نه‌تنها قبل از جنگ قادر به فیصله‌بخشی منازعه با ایران نبود، بلکه هم‌اکنون نیز در مخمصه‌ای گرفتار شده که حل مسئله را برای آن پیچیده‌تر کرده است. تکرار مواضع ثابت آن در مذاکرات اسلام‌آباد از یک سو در حالی که در میدان جنگ در برابر ایران شکست خورده است و ناتوانی آن در تسلیم ایران از سوی دیگر، گویای آن است که قدرت فیصله‌بخشی امریکایی نیز منقضی شده است. 
همه این موارد گویای افول هژمونی امریکا و غرق شدن فرعون زمان در باتلاقی است که وی با تحریک صهیونیست‌ها و با دستان خود ایجاد کرده است. با توجه به آنچه گفته شد، باید متذکر شد که برهه کنونی یکی از حساس‌ترین برهه‌های تعیین سرنوشت ایران است؛ زیرا در این برهه که با تغییر نظم بین‌المللی مواجه هستیم، ایران برخلاف گذشته، از موقعیت انفعالی خارج شده و در موقعیت بازیگری مؤثر قرار گرفته است. موقعیت‌یابی ایران در این برهه، جایگاه آن در نظام بین‌الملل را برای حدود یک قرن آینده تعیین می‌کند. تأمین منافع کشور و تعیین نقش و جایگاه شایسته برای ایران در این شرایط، الزاماتی دارد که یکی از مهم‌ترین آنها، صبر است. منظور از صبر هم صبر فعال است نه انفعالی؛ صبری که همراه با کنش‌گری فعال لازمه تحقق نتایج مطلوب است، نه با بی‌صبری، تصمیم‌گیران و مسئولان تحت فشار قرار گیرند تا به کسب نتیجه ضعیف یا نتیجه به هر قیمتی رضایت دهند.

برچسب ها: نظام بین الملل
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار