
یادداشت: امیر علی بینام
"صلح" امنیت، آبادانی و رونق به همراه می آورد اما زمانی می رسد که از "جنگ" هم گریزی نیست؛ جنگ ها هم مثل خشکسالی، سیل و زلزله و دیگر بلایای طبیعی گاهی اجتناب ناپذیرند. کشور عزیزمان ایران در طول قرون متمادی جنگ های بسیاری به خود دیده است، حمله اعراب، حمله مغولان، حمله روس ها و عثمانی ها و در قرن اخیر حمله متفقین و در نیم قرن اخیر حمله عراق (جنگ تحمیلی اول) و نهایتا جنگ تحمیلی 12 روزه و اینک جنگی تحمیلی سوم از سوی (آمریکا و رژیم صهیونی با پشتیبانی همه استکبار و ارتجاع غربی و عربی) که هنوز به صلح قطعی منجر نشده است.
"لَا تَدْعُوَنَّ إِلَى مُبَارَزَةٍ، وَ إِنْ دُعِيتَ إِلَيْهَا فَأَجِبْ، فَإِنَّ الدَّاعِيَ إِلَيْهَا بَاغٍ وَ الْبَاغِيَ مَصْرُوعٌ"
مولا امیر المومنین علی (ع) می فرماید: كسى را به مبارزه دعوت مكن؛ اما اگر تو را به مبارزه دعوت كردند، براى دفاع از خود جنگ را قبول كن. زيرا شخص ستيزه جو ستمگر است و ستمگر بر خاك مى افتد و مغلوب مى شود. (حکمت 233)
"صلح" امنیت، آبادانی و رونق به همراه می آورد اما زمانی می رسد که از "جنگ" هم گریزی نیست؛ جنگ ها هم مثل خشکسالی، سیل و زلزله و دیگر بلایای طبیعی گاهی اجتناب ناپذیرند. کشور عزیزمان ایران در طول قرون متمادی جنگ های بسیاری به خود دیده است، حمله اعراب، حمله مغولان، حمله روس ها و عثمانی ها و در قرن اخیر حمله متفقین و در نیم قرن اخیر حمله عراق (جنگ تحمیلی اول) و نهایتا جنگ تحمیلی 12 و 40 روزه و اینک جنگی تحمیلی سوم از سوی (آمریکا و رژیم صهیونی با پشتیبانی همه استکبار و ارتجاع غربی و عربی) که هنوز به صلح قطعی منجر نشده است.
در همه این جنگ ها با وجود رشادت ها و جانفشانی های فرزندان این آب و خاک، آثار و تبعات فراوانی بر مردم و جامعه تحمیل شده اما جنگی که نهم اسفندماه بر کشورمان تحمیل شد و چهل روز به طول انجامید دارای ویژگی منحصر به فردی است که در تاریخ مشابه ای برای آن وجود ندارد. این جنگ در عصر انفجار اطلاعات رخ داد، عصری که بسیاری از کسب و کارها، مشاغل و اشتغال مردم بر بستر داده و وب انجام می شود. عصری که تفاوت های ماهوی با دوران کشاورزی و دامداری و حتی دنیای صنعتی دارد. این جنگ در شرایطی بر ایران زمین تحمیل شد که بسیاری از زنجیره های تولید و تامین را متاثر کرد. کسب و کارهای بسیاری را در سکوها و پلتفرم ها دچار آسیب نمود.
در یک کلام، جنگ تحمیلی سوم که به جنگ رمضان نیز شهرت دارد، هزاران شغل و شاغل را هم در مشاغل رسمی و هم در مشاغل غیررسمی دچار رکود و بیکاری کرد.
براساس برخی آمار پیدا و پنهان که بعضا از سوی تشکل ها، ادارات و معاونت های مرتبط با اشتغال و حوزه کار و تولید بیان می شود، در دو جنگ دوازده روزه بیش از یک میلیون نفر بیکار شده و هزاران کسب و کار نابود شده اند.
حال سوال این است؛ در این شرایط چه باید کرد؟ وظیفه دستگاه های مسئول مثل وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سازمان تامین اجتماعی، بانک مرکزی، سازمان برنامه و بودجه و وزارت امور اقتصادی و دارایی و ... در این شرایط چیست؟
چرا شفاف سازی روشنی از سوی نهادهای متولی مثل وزارت کار در حوزه بیمه بیکاری اطلاع رسانی و منتشر نمی شود. چرا اعلام نمی شود چه تعداد بیکار و چه تعداد متقاضی بیمه بیکاری وجود دارد، منابع لازم برای موج کارگران بیکار شده چه میزان است و صندوق بیمه بیکاری تا چه میزان توانایی پرداخت بیمه بیکاری را دارد. وظیفه دولت در این راستا چیست؟
برتراند راسل فیلسوف و اندیشمند غربی می گوید؛ "جنگ تعیین نمی کند که حق با چه کسی است، بلکه تنها کسی که باقی می ماند را مشخص میکند." کارگران بیکار شده کسانی هستند که از زخم خانمانسوز جنگ باقی مانده اند، آنها را با حمایت های هر چند اندک مثل بیمه بیکاری التیام ببخشیم، گرچه برخی از زخم های جنگ مثل حادثه مدرسه شجره طیبه میناب و شهدای ناوشکن دنا هیچگاه التیام نمییابند.!