یکی از قدیمیترین نمادهای تمدنی بشر در ایران، متعلق به مردمانی است که در تپههای سیلک زندگی میکردهاند. «سیلک» محوطهای باستانی با آثاری نزدیک به ۸ هزارسال قبل، در حاشیه جاده فین - کاشان واقع است که شامل دو تپه شمالی و جنوبی میشود. این محوطه در دشتی پرآب واقع بوده که امکان کشاورزی را برای ساکنان فلات ایران فراهم میکرده است جوان آنلاین: هویت ملی و دینی مردمان یک کشور، به عواملی، چون تاریخ و جغرافیای پرتدوام و مشترک، باورها و فرهنگ عمومی مشترک، هدف غایی مشترک و داشتن انسجام درونی آنان بستگی دارد. عواملی که در میان ایرانیان و از دیرباز، به شکل عمیق و گسترده وجود دارد. یکی از مباحث مربوط به حافظه تاریخی مشترک، قدمت آن است. تاریخ ایران و ایرانیان در حدفاصل طوفان حضرتنوح (ع) تا ورود آریاییها به ایران (۵ هزارو ۸۰۰ تا ۲ هزارو ۶۰۰ سال قبل)، یکی از پیچیدهترین و کمتر شناخته شدهترین برهههای تاریخی سرزمینمان است. تاریخی قدیمی که ما در مقال پیآمده سعی کردهایم تا از منظر باستانشناسی کنکاشی درباره آن داشته باشیم. امید آنکه ایران پژوهان و عموم علاقهمندان را مفید و مقبول آید.
آنجا که تاریخ انسان آغاز میشود...
یکی از مباحث مهم از نگاه پژوهشگران عرصه تاریخ، مسئله مبدأ تاریخنگاری است. اینکه تاریخ اقوام کهن را از چند هزار سال قبل بدانیم و روایتگر آن باشیم؟ این سؤال و یافتن پاسخ آن، توجه بسا اهل تحقیق را به خود معطوف کرده است. برای بررسی این موضوع، ابتدا باید دو منظر متفاوت به مبدأ تاریخنگاری حضور انسان روی کرهزمین را مورد توجه قرار داد. یکی منظر باستانشناسی که در آن به آثار دستساخته و به جا مانده از زندگی جمعی بشر و اقوام گوناگون در زمین پرداخته میشود و دیگری روایت تاریخنگارانی که با استناد به منابع کهن یا از منابع وحیانی به ریشه و تاریخ زندگی انسان روی زمین میپردازند.
در منظر اول، باستانشناسان بیان میدارند که آثار دستساز و فسیلهای مربوط به انسانها، گاهی قدمت بیش از یک میلیون سال را دارد. البته این حضور را منابع دینی و وحیانی هم تأیید میکنند. چنانچه امیرالمؤمنین علی (ع) در حدیثی، انسانهای پیش از آفرینش حضرت آدم (ع) را نسناس مینامد و امام محمدباقر (ع) هم در روایتی فرموده است: «خداى عزوجل در همین زمین از روزى که آن را آفرید، هفت عالم خلق کرد (و سپس برچید) و هیچیک از آن عوالم از نسل آدم ابوالبشر نبودند و خداى تعالى همهآنها را از پوسته روى زمین آفرید و نسلى را بعد از نسل دیگر ایجاد کرد و براى هر یک، عالمى بعد از عالم دیگر پدید آورد تا در آخر آدم ابوالبشر را آفرید و ذریهاش را از او منشعب ساخت....» (خصال شیخ صدوق، جلد دوم، ص ۳۵۸).
اما آثار «تمدنی اقوام» از منظر باستانشناسی، در نهایت قدمتی نزدیک به ۸ هزار سال دارد. آثاری که در ۵ هزار سال قبل، تکامل و شمولیت پیدا کرده و در نقاط مختلف کرهزمین به ویژه در قاره آسیا به کرات یافت شده است. البته با توجه به آنکه منابع وحیانی، هبوط حضرت آدم روی زمین و گسترش جوامع انسانی از فرزندان وی را حدود ۷ هزارو ۷۰۰ سال قبل میدانند (بحارالانوار، جلد ۱۱، ص ۹۷)، اخبار و نشانههای تشکیل اولین تمدنهای بشری در منطقه غرب آسیا با همین قدمت تا حدود بسیار زیادی تطابق مبدأ تاریخنگاری وحیانی با یافتههای باستانشناسان را نشان میدهد.
تپههای فراباستانی و باستانی سیلک
سؤالی که در مطالب فوق مطرح شد، درباره تاریخ مردمان ایران زمین هم مطرح است. اینکه اولین آثار تمدنی ایرانیان، چه قدمتی دارد؟
یکی از قدیمیترین آثار دست ساخته و تمدنی بشر در ایران، متعلق به مردمانی است که در تپههای سیلک زندگی میکردهاند. «سیلک» محوطهای باستانی با آثاری نزدیک به ۸ هزار سال قبل، واقع در حاشیه جاده فین - کاشان است که شامل دو تپه شمالی و جنوبی میشود. این محوطه در دشتی پرآب واقع بوده که امکان کشاورزی و روستانشینی را برای ساکنان فلات ایران فراهم میکرده است. تپه شمالی سیلک، دارای پنجلایه و همزمان با دوره نوسنگی و با قدمت ۷ هزارو ۵۰۰ تا ۳ هزار سال قبل است. مهمترین ویژگی هر لایه به شرح زیر است:
لایه پنجم: استفاده از ابزار سنگی، استخوانی و مسی.
لایه چهارم: ترسیم نقوش گیاهی و هندسی، بر سطح داخلی ظروف.
لایه سوم: استفاده از ابزار استخوانی ظریف، اشیای مسی کشکاری شده سرد و گرم.
لایه دوم: کشف بقایای ساختمانی از سنگ، خشت و چینه. همچنین وجود قبور در کف خانهها و وجود سفال قرمز.
لایه اول: ساخت کلبههایی از نی با پوشش گِل.
گفتنی است، ظروف سفالی، در تمام لایهها دستساز بودهاند. اما تپه جنوبی که شامل هفت لایه بوده است، تنها در وجود «گل نبشتههای متعدد پیشا عیلامی» که هنوز خوانده نشدهاند و نشانه کاربرد خط در آن دوره بوده است با تپه شمالی تفاوت دارد. (۱)
قدیمیترین مأخذ و منبعی که به وجود سیلک اشاره کرده است، کتاب مرآت القاسان است که در سال ۱۲۸۴ هجری قمری، ازسوی عبدالرحیم کلانتر ضرابی کاشانی تألیف و بعدها به همت ایرج افشار و تحت عنوان تاریخ کاشان چاپ و منتشر شده است. در صفحه ۱۱۶ این کتاب آمده است: یکی دیگر از قلعجات قدیمی سیارگ است و بالفعل تله خاکی و بانی بنایش اصلاً معلوم نیست. در میان کاشان و فین واقع شده است (۲). جالب است که در میان آثار کشف شده از لایههای مختلف تپههای سیلک، کمتر نشانههای بتپرستی دیده میشود. آثار سفالی، عموماً تصاویر طبیعت و آفریدههای خداوندی را دارند و نوع گورستانهای باستانی سیلک و شیوه دفن اموات، نشان از اعتقاد مردمان آن تمدن به معاد دارد. چنانکه از شواهد پیداست، برخورد دو قوم آریایی و مردمان سیلک، در ابتدا موجب سرکوب اهالی تمدن سیلک شده، اما پس از گذشت سالیانی چند، سبب همزیستی مسالمت آمیز میان آنها شده است (۳).
قدیمیترین تمدن بشری فراگیر در ایران
عیلامیها (ایلامیها) اقوامی بودند که در جنوب غربی ایران زندگی میکردند و شهر و تمدنی بسیار بزرگ داشتند. البته باید توجه داشت نام عیلام را مردمان بینالنهرین (اکدیان و سومریها) بر مردمان تمدن عیلام گذاشته بودند، اما خود عیلامیها براساس منابع مکتوب باستانی، قوم و سرزمین خود را با نام «هَلتَمتی» به معنای سرزمین خدا مینامیدهاند. گستره جغرافیایی تمدن عیلام، شامل نوار ساحلی خلیج فارس، استانهای فارس، بخشی از لرستان، بوشهر، خوزستان و بخشی از بصره کشور عراق میشده است (۴). عیلامیها از ۵ هزارو ۵۰۰ سال قبل تا ۲ هزارو ۶۵۰ سال قبل، در این منطق وسیع زندگی میکردهاند. تمدن و قدرت آنان، با ورود آریاییها به ایران از بین رفته است. جالب است که برخی مورخان، «عیلام» را از فرزندان حضرت سام بن نوح میدانند (۵). تمدن باستانی عیلامیان در لایههای مختلف باستانشناسی، آثار شگفتانگیزی را پیش چشم انسان قرار میدهد. آنها، شهر شوش را برپا کردند. خط مخصوص به خود را داشتند و حتی بعدها به عنوان قومی شکستخورده، اما دارای فرهنگ و تمدن، بسیاری از علوم خود از جمله خط را به هخامنشیان آموختهاند. این قوم در طول تاریخ ۲ هزارو ۴۰۰ ساله خود، بارها و بارها با اقوام بابلی، سومری و آشوری (مردمان ساکن در میان دو رود دجله و فرات و شمال کشور عراق) جنگ کردهاند و شکست و پیروزیهای فراوانی داشتهاند که در سنگ نبشتهها و کتیبههای باستانی ثبت شده است. البته شکست آنها از آشوربانیپال (پادشاه آشور)، بسیار سخت بوده و موجب ضعف شدید آنها و در نهایت حذفشدن شان ازسوی آریاییها شده است (۶).
یکی از نکات بسیار مهم درباره آثار تمدنی قوم عیلام این است که در لایههای آثار بر جای مانده از ایشان هم آثاری با نمادهای توحیدی وجود دارد و هم در لایههایی دیگر وجود بتها و الههها و معابد پرستش بتها، شیوع تفکر شرک در میان آنها را گواهی میکند. اینکه در دورههای توحیدی، هدایتگری کدام نبی خدا با مردمان عیلام، موجب گسترش اندیشه یگانه پرستی بوده و در دورههای بتپرستی، کدام انبیای الهی (ص) با شرک آنان مبارزه میکردهاند، در تاریخ مشخص نیست و از مسائل کشف نشده آن است.
تمدن باستانی جیرفت
جیرفت (با نام باستانی جردوس)، در جنوب استان کرمان قرار دارد. نام جیرفت در سال ۳۵ هجری قمری و برای اولین بار، به مناسبت تصرف آن ازسوی مجاشع بن مسعود در تاریخ ثبت شده است و پس از آن در منابع تاریخی، مکرر از آن یاد شده است. جیرفت تا قبل از حمله مغول، یکی از شهرهای آباد و ثروتمند جهان اسلام بود؛ مرکز تجارت و شاهراهی که از خلیجفارس و بندر هرمز عبور میکرد و مسیری بود که کالاهای تجارتی را از مسیر هندوستان به ایران و از آنجا به سایر نقاط میرساند. در اواسط دهه ۷۰ شمسی، در شهرستان جیرفت آثاری ارزشمند ازسوی باستانشناسان کشف شد. ظروف ساخته شده از سنگ کلوریت و تزئین شده با نقوش انسانی، جانوری و گیاهی، مرصع با سنگهای نیمه بهادار و همچنین نمونههایی از ظروف و اشیای تزئینی دیگری از جنس سنگ لاجورد، مرمر و فلز از نوع مس و مفرغ که به وسیله دکتر یوسف مجیدزاده و برای نخستین بار، در مجله باستانشناسی و تاریخ در ایران و اندک زمانی پس از آن، در مجله مشهور «ارکئولوژیا» کشور فرانسه در شماره ماه آوریل سال ۲۰۰۳، معرفی شدند. جالب است قدمت تمدنی جیرفت، به ۵ هزارسال قبل برمیگردد؛ یعنی هم دوره با تمدن عیلام در جنوبغربی ایران (۷).
خط کشفشده در تپههای باستانی جیرفت، با عنوان دبیره جیرفت، کهنترین خطنوشته یا دبیرهجهان است که حتی از خط سومریها نیز قدیمیتر است. با این اکتشاف، برخلاف نگرش پیشین که سومریان را مخترع خط میدانستند، مشخص شد که اهالی جیرفت ایران، پیشتاز استفاده از خط در جهان بودهاند. خطهای کشفشده در جیرفت، بهصورت اشکال هندسی هستند و خطشناسان آن را الفبایی میان خط تصویری و آوانگار میدانند. البته تاکنون، کارشناسان موفق به خواندن آنها نشدهاند. بهطور کلی لوحهای یافتشده در تپههای باستانی جیرفت، شامل دو یا سه نوع نگارش هستند: یکی خط عیلامی است، دیگری حاوی علائمی بهظاهر کهنتر است و حالت سوم هم سه لوح چندسطری با اشکال هندسی یا آمیختهای از هندسی و خط نیاعیلامی. پژوهشگران دریافتند منشأ خط عیلامی باستان یا نیاعیلامی از جیرفت بوده و از آنجا نظام نوشتاری شکل گرفته و سپس توسعه یافته است (۸).
«امپراطوری مانا» در شمالغربی و غرب ایران
پادشاهی مانا مهمترین و در عین حال کمشناختهترین دولتی است که ۳ هزارسال قبل و پیش از تشکیل حکومت ماد، در محدوده شمالغرب ایران یعنی بخشی از مناطق کردنشین ایران کنونی شکل گرفته و بیش از ۳۰۰ سال، به عنوان حکومتی مقتدر پابرجا بوده است. سپاهیان و لشکریان آشوری، ۵۰ سال قبل از ورود مادها، ضمن لشکرکشی به این منطقه، پایتخت ماناها به نام ایـزیـرتـو را به آتش کشیده و ضمن شکستدادن ایـرانـزو، پادشاه مقتدر مانایی، دو دژ مهم و مرکزی آنها به نام «ایزیبیه» (زیپیا) و «آرمایید» را به تصرف خود درآوردهاند. به اعتقاد بیشتر پژوهشگران، «زیپیا» زیویه فعلی است و «آرمایید» نیز برابر بررسیهای انجام شده، به احتمال فراوان در محدوده روستای «قپلانتو» در پنج کیلومتری شرق زیویه قرار دارد. دژ زیویه از بزرگترین و مهمترین محوطههای باستانی در شمالغرب ایران، در ۵۵کیلومتری جنوبشرقی شهرستان سقز کردستان، در شمال روستایی موسوم به همین نام، از دی ماه سال ۱۳۴۶ به شماره ۷۶۲، در فهرست آثار ملی به ثبت رسید. ماناها، اقوام غیرآریایی ساکن فلات ایران بودند که در غرب کشورمان اقامت داشتند؛ آنها از حدود ۳ هزار سال قبل، حکومت محلی تشکیل دادند و حتی بعد از ورود گروه اول آریاییها به ایران یعنی «ماد»ها گرچه در ابتدا به عنوان قومی شکست خورده سرکوب شدند، اما پس از سالیانی توانستند مادها را به فرهنگ خود علاقهمند کرده و ایشان را تحتتأثیر باورها و آیینهای خود درآورند. اگرچه مرزهای فرهنگی و هنری «ماناییها» به روشنی معلوم نیست، ولی میتوان حدود قلمرو مانا را از شمال به اورارتو (کوه سهند و ارتفاعات بزغوشداغ) از غرب تا آشور (کوههای سرحدی ایران و عراق امروزی) از شرق تا ماد (به مرکزیت همدان امروزی) و از جنوب تا حدفاصل مریوان به دهگلان مشخص کرد. بدین ترتیب، در مرزهای سیاسی ایران امروز، محوطههای باستانی قابل توجهی از ماناها باقی مانده که یکی از مهمترینهایشان محوطه زیویه در ۵۵ کیلومتری جنوب غربی سقز در استان کردستان است (۹). محوطه زیویه، روی تپهای به ارتفاع حدود ۱۰۰ متر و در جوار روستایی به همین نام قرار دارد. این محوطه، یکی از کلیدیترین محوطههای عصر آهن ایران در منطقه شمالغرب است و حتی احتمال دارد نام آن برگرفته از نام «ایزیبیای» باستانی باشد. ایزیبیا در منابع آشوری، به عنوان یکی از ایالتهای مهم مانایی شناخته شده است.
در نخستین سالیان دهه ۱۳۲۰ شمسی بود که اکتشافی اتفاقی نام زیویه را سر زبانها انداخت. پس از آن «ایوب ربنو» کاوشگر و تاجر یهودی عتیقه، به مدت هفت سال در این محوطه بیبدیل به کاوش پرداخت و علاوه بر تخریبهای غیرقابل جبران، آثار بسیاری را راهی موزههای معتبر جهان از جمله متروپولیتن در نیویورک، لوور در پاریس و بریتیش میوزیوم در لندن کرد. این اشیا از جنس طلا، نقره، مفرغ، عاج، سفال و شامل زیورآلات، ریتون، ظروف و مواردی از این دست بودند (۱۰).
کلام آخر
وجود تمدنهای باستانی شگفتانگیز و پیشرفته سیلک، جیرفت، عیلام، مانایی و... در ایران که آثارشان از حدود ۸ هزار سال قبل تا ۲ هزارو ۶۰۰ سال قبل در لایههای گوناگون دیده میشود؛ نشان از تاریخ کهن ایرانیان در این سرزمین دارد. تاریخی که در آن تعریف روشنی از عقاید، باورها و مهمتر از همه ارتباط مردمان آن با جریان توحید وجود ندارد. در واقع به علت عدم تطابق میان دادههای باستانشناسی و پژوهشگران تاریخ باستان از یکسو و دادههای مورخان و پژوهشگران تاریخ انبیای الهی (ص) از سویی دیگر، امروزه با انبوهی از سؤالات و خلأهای اساسی در مسیر شناخت تاریخ سرزمینمان مواجه هستیم که لازم است با پژوهشهای بین رشتهای و عمیق برای یافتن پاسخ آن تلاش کنیم.
منابع:
۱- دانشنامه جهان اسلام، جلد ۲۵، صفحات ۷۶۱ و ۷۶۲.
۲- گریشمن، رومن، «سیلک کاشان»، جلد اول، ترجمه اصغر کریمی، نشر سازمان میراث فرهنگی کشور، چاپ ۱۳۷۹. ش، بخش مقدمه، ص ۱۱.
۳- ملک شهمیرزادی، صادق، «زیگورات سیلک»، انتشارات اداره کل تولیدات فرهنگی سازمان میراث فرهنگی، چاپ ۱۳۸۱. ش، مقدمه
۴- مجیدزاده، یوسف، «تاریخ و تمدن ایلام»، نشر مرکز نشر دانشگاهی تهران، چاپ اول ۱۳۷۰. ش، ص ۹.
۵- سرهنگ ویلیام لافتوس، باستانشناس انگلیسی در صفحه ۲۴ کتاب سفرنامهاش، «نخستین کاوشگر شوش» (نشر شادگان)، مینویسد: «عیلام فرزند سام، همچون اخلاف اولیه نوح در این منطقه (که ما آن را گاهواره تمدن مینامیم) اقدام به برپایی نوعی حکومت پادشاهی کرده بوده است. این برداشت ما تا حدودی ناشی از استنتاج نامهایی است که در «سفر تکوین» تورات آمده است و براساس آن «کدرهوم» پادشاه عیلام (یکی از پادشاهان عیلامی) با همدستی چهار نفر از پادشاهان کشورهای همسایه خویش موفق میشود تا زمان حضرت ابراهیم فتوحات خود را تا غرب رودخانه فرات گسترش دهد. علاوه بر این براساس گفته و مطالب کتاب «عزرا» عیلامیان جزو اتباع امپراطوری ایران محسوب میشدهاند.»
۶- مجیدزاده، ص ۱۰.
۷- رفیع فر، جلالالدین، مقاله «جیرفت، کهنترین تمدن شرق»، فصلنامه انسانشناسی، دوره دوم، شماره ۴، مورخ پاییز و زمستان ۱۳۸۲. ش.
۸- اسکندری، نصیر، مقاله «تمدن جیرفت» - براساس متون میخی بینالنهرینی و کشفیات باستانشناختی در محوطههای باستانی ورامین و کنارصندل جیرفت-، فصلنامه تاریخ اسلام و ایران، شماره ۴۷، مورخ پاییز ۱۳۹۹. ش.
۹- ساعدموچشی، امیر، مقاله «ارزیابی مجدد گاه نگاری آثار زیویه»، فصلنامه مطالعات باستانشناسی، دوره اول، شماره ۲، مورخ پاییز و زمستان ۱۳۸۸. ش.
۱۰ -کیخسروی، رشید، «دوران بیخبری» - نخستین گزارش، گنج زیویه دردنامه روستاییان زیویه، نشر آرتامیس، چاپ ۱۳۹۸. ش، ص ۱۱ و ۱۲.