سریال «آقازاده» که با کارگردانی بهرنگ توفیقی به پخش رسید، نقطه عطفی در این مسیر برای حامد عنقا بود. جوان آنلاین: زمانی که هنوز پای سریالها از قاب تلویزیون فراتر نرفته بود و بازار شبکه نمایش خانگی به اندازه امروز جان نگرفته بود، محمدحسین لطیفی با سریال «قلب یخی» یکی از پرچمداران عبور از عادتهای گذشته شد و سریالی که هیچ نسبتی با ساختارهای مرسوم در سریالهای تلویزیونی نداشت را روانه بازار کرد.
فارغ از هر امتیاز دیگر، اما برگ برنده اصلی «قلب یخی» بهویژه در فصل اول، داستان جسورانه آن بود که بیپرده به یکی از پیچیدهترین جریانات انحرافی در آن سالها و تأثیر آن بر شکلگیری شبکههای فساد میپرداخت. نویسنده آن فیلمنامه حامد عنقا بود.
فیلمنامهنویس جوانی که بعدتر و با حضور جدیتر در مدیم شبکه خانگی ثابت کرد که یکی از پروژههای فکریاش در مسئله درامپردازی و روایتگری در قالب سریالهای سرگرمکننده، هشدار درباره فساد و مختصات پیچیده شبکههای فساد در عرصههای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و مهمتر از همه اقتصادی است.
سریال «آقازاده» که با کارگردانی بهرنگ توفیقی به پخش رسید، نقطه عطفی در این مسیر برای حامد عنقا بود. سریالی که مستقیم و بیپرده سراغ پدیده آقازدگی رفت و در نسبت با آن از پسلرزههای فعال شدن گسلهای فساد در کشور گفت.
در ادامه همین دغدغهمندی حالا سریال دیگری با فیلمنامه و تهیهکنندگی حامد عنقا به پخش رسیده که کارگردانی آن را احسان سجادیحسینی برعهده داشته و در همین قسمت ابتدایی میتوان نشانههایی عیان از نسبت آن با جهان فکری عنقا را مشاهده کرد. هنوز برای قضاوت درباره کیفیت داستان و روند پیشرفت حوادث زود است چرا که تنها یک قسمت از «بدنام» منتشر شده است، اما کافی است مروریبر واکنشهای تندوتیز به همین یک قسمت در برخی رسانهها داشته باشیم تا متوجه نقطهزنی مجدد این فیلمنامهنویس در پرداختن به مقوله فساد شویم.
او اینبار کمی جسورانهتر سراغ روایت این معضل رفته و در میان گزینههای متعددی که برای نمایندگی هیولای مفسد در روایت پیش روی خود داشته، دست روی یک چهره بهظاهر مذهبی و متصل به سیستم گذاشته است.
کاراکتری که حسن پورشیرازی نقش آن را در روایت ایفا کرده و به نظر میرسد قرابتهایی با شخصیت منفور غلام باستانی در فیلم «پیرپسر» هم داشته باشد. سریال «بدنام» کار دشواری برای عبور از دستاندازها و سنگاندازیها برای ادامه مسیر خود دارد، اما باید دید حامد عنقا اینبار چگونه قطعات پازل داستان خود را کنار هم خواهد چید تا هم از تصویر کردن هیولای فساد کم نگذاشته باشد و هم قربانی مافیای رسانهای همین هیولا در دنیا واقعیت نشود؟!