کد خبر: 1349232
تاریخ انتشار: ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۳
نقش بازوی رسانه‌ای امریکای صهیونیستی در زمینه سازی و کنترل فضای جنگ نظامی در گفت‌و‌گو با پژوهشگر رسانه
«هویت» و «باور‌های مشترک»، سخت‌ترین سپر دفاعی ایران است جنگ تحمیلی امریکایی- صهیونیستی و حمله این کشور‌های مهاجم به کشورمان از مدت‌ها پیش و در فضای رسانه آغاز شد
زهرا چیذری 

جوان آنلاین: جنگ تحمیلی امریکایی- صهیونیستی و حمله این کشور‌های مهاجم به کشورمان از مدت‌ها پیش و در فضای رسانه آغاز شد.
در ادامه نیز بازو‌های رسانه‌ای دشمن، یعنی شبکه‌های فارسی زبانی همچون ایران اینترنشنال که کارویژه آن تخریب اذهان عمومی مخاطب ایرانی است، این جنگ را به شکلی جدی‌تر و گسترده‌تر از جبهه نظامی ادامه می‌دهند. اما این رسانه‌ها چگونه در زمینه‌سازی برای حمله نظامی به کشور نقش آفرین بودند؟ دکتر سید جواد شیخ الاسلامی، پژوهشگر رسانه و فضای مجازی در این باره معتقد است: جنگ رسانه‌ای ارزان‌تر و پایدارتر از جنگ نظامی است. در جنگ فیزیکی شما تجهیزات از دست می‌دهید، اما در جنگ رسانه‌ای هدف، «ذهن و قلب» نسل آینده است. آنها می‌خواهند باور‌های ما را تکه‌تکه کنند تا ما از درون فرسوده شویم. تداوم این جنگ به این خاطر است که دشمنان ما می‌خواهند نسل جدید را با فرهنگ خودشان بارگذاری کنند تا دیگر نیازی به جنگ فیزیکی نباشد؛ کشور خودبه‌خود تغییر ماهیت خواهد داد. برای خواندن این گفت‌و‌گو با ما همراه شوید. 

 آقای دکتر شیخ الاسلامی، سپهر رسانه‌ای ایران در تمام دنیا یک استثناست و ده‌ها و صد‌ها شبکه معاند فارسی‌زبان علیه نظام ایران فضاسازی می‌کنند و ناآرامی‌ها را نیز ساماندهی کرده‌اند. نقش این رسانه‌ها را در زمینه‌سازی برای حمله نظامی به کشور چه می‌دانید؟
در علوم شناختی ما می‌گوییم که «ذهن انسان قبل از اینکه واقعیت را ببیند، آن را به عنوان پیش فرض ذخیره می‌کند (بافری می‌کند)». رسانه‌های معاند دقیقاً روی همین بافر ذهنی مخاطبان کار می‌کنند. آنها تلاش می‌کنند با تکرار صحنه‌های خشونت‌آمیز یا اخبار جعلی، تصویری از یک «دولت شکست‌خورده و عقب افتاده» و «جامعه‌ای در آشوب و ضد مردم» در ذهن جهانیان بسازند. 
وقتی افکار عمومی جهان را قانع می‌کنند که در ایران وضعیت انسانی بحرانی است و مردم از نظام خود بیزارند، آن‌گاه زمینه برای یک مداخله نظامی یا تحریم‌های سنگین فراهم می‌شود. آنها می‌خواهند هزینه سیاسی و اخلاقی یک حمله را برای دنیا کاهش دهند. 
تصور کنید می‌خواهید به خانه همسایه‌ای حمله کنید، اما نمی‌خواهید همسایه‌های دیگر شما را محکوم کنند. ماه‌ها قبل به همه می‌گویید «آن همسایه با خانواده‌اش بدرفتاری می‌کند و خانه‌شان آتش گرفته است.» وقتی روز حمله فرا برسد، مردم می‌گویند: «خب، ما که رفتیم تا کمک کنیم!» رسانه‌های معاند همین روایت غلط را درباره ایران می‌سازند. 

به نظر می‌رسد در کنار جنگ نظامی و فیزیکی، میدان جنگ در فضای رسانه‌ای علیه کشورمان گسترده‌تر و جدی‌تر است. دلیل تداوم این جنگ رسانه‌ای چیست؟
دلیل اصلی این است که «هویت» و «باور‌های مشترک» مردم، سخت‌ترین سپر دفاعی هر کشوری است. دشمن می‌داند که تا زمانی که مردم ایران به ارزش‌های ملی، مذهبی و انقلابی خود پایبند هستند و با هم همدلی دارند، هیچ تانک و موشکی نمی‌تواند این کشور را شکست دهد. 
جنگ رسانه‌ای ارزان‌تر و پایدارتر از جنگ نظامی است. در جنگ فیزیکی شما تجهیزات از دست می‌دهید، اما در جنگ رسانه‌ای هدف، «ذهن و قلب» نسل آینده است. آنها می‌خواهند باور‌های ما را تکه‌تکه کنند تا ما از درون فرسوده شویم. تداوم این جنگ به این خاطر است که دشمنان ما می‌خواهند نسل جدید را با فرهنگ خودشان بارگذاری کنند تا دیگر نیازی به جنگ فیزیکی نباشد؛ کشور خودبه‌خود تغییر ماهیت خواهد داد. 
 این موضوع مثل «آفت‌زدن» یک درخت تنومند است. به جای اینکه با تبر به درخت بزنید (جنگ نظامی)، مدام ریشه‌های آن را سم‌پاشی می‌کنید (جنگ رسانه‌ای). این کار زمان‌بر است، اما در نهایت باعث می‌شود درخت حتی اگر باد هم نیاید، خودش خشک شود و سقوط کند. 

آقای دکتر، یکی از شگرد‌های رسانه‌های معاند استفاده از تکنیک «تکرار دروغ» و «شبکه‌سازی اجتماعی» است. آنها یک خبر کذب را در صد‌ها کانال تکرار می‌کنند تا برای مخاطب جا بیفتد. مکانیسم شناختی مغز انسان در برابر این سیل اطلاعات نادرست چگونه واکنش نشان می‌دهد؟
مغز انسان ذاتاً تنبل است و دوست دارد انرژی کمتری مصرف کند. وقتی یک خبر را از ده‌ها منبع مختلف می‌شنویم، مغز ما به جای تحلیل واقعی، از «تکرار» به عنوان نشانه‌ای برای «اعتبار» استفاده می‌کند. در علم اعصاب به این پدیده «اثر حقیقت توهمی» می‌گویند؛ یعنی هرچه یک جمله بیشتر شنیده شود، حتی اگر دروغ باشد، مغز ما آن را واقعی‌تر و قابل‌باورتر می‌پندارد. 
رسانه‌های دشمن از این ضعف شناختی سوءاستفاده می‌کنند. آنها با ایجاد یک «اکوکامر» یا اتاق پژواک، باعث می‌شوند فکر کنیم همه مردم همان حرف را می‌زنند و ما در اقلیت هستیم. این کار باعث ایجاد احساس ناامنی و انزوا در مخاطب می‌شود. 
تصور کنید وارد یک میهمانی می‌شوید و ۵ نفر پشت سر هم به شما می‌گویند: «هوا بیرون بارانی است.» شما حتی اگر به پنجره نگاه نکرده باشید، چتر به دست می‌گیرید. مغز شما گفته است «چون ۵ نفر گفتند، پس حتماً حقیقت دارد.» رسانه‌های دشمن هم با صد‌ها اکانت فیک و شبکه همسو، همین «باران دروغین» را به رخ ما می‌کشند تا ما چترِ بی‌اعتمادی به نظام را بالا ببریم، در حالی که هوا واقعاً آفتابی است. 

تأثیر این جنگ رسانه‌ای بر نهاد خانواده و تربیت نسل آینده چیست؟ چرا دشمن روی شکاف بین نسل جوان و والدین تمرکز ویژه‌ای دارد؟
خانواده، اولین و مهم‌ترین نهاد انتقال هویت و ارزش‌هاست. اگر دشمن بتواند رابطه پدر و فرزند یا معلم و شاگرد را تخریب کند، عملاً زنجیره انتقال فرهنگ و تاریخ را قطع کرده است. دشمن می‌داند که نسل جوان در جست‌وجوی هویت است و اگر رسانه‌های بیگانه برای آنها هویت ساختگی و برساخته‌ای تعریف کنند، آنها از ریشه‌های خود جدا می‌شوند. 
آنها با نشان دادن سبک‌های زندگی اشرافی و غربی، حس «فقر روانی» و «عقب‌ماندگی» را در جوانان القا می‌کنند تا والدین و سنت‌هایشان را عامل محدودیت بدانند. هدف، ایجاد «نسل بی‌ریشه» است که هیچ وابستگی عاطفی و شناختی به کشور و تاریخ خود نداشته باشد. این موضوع مثل یک درخت است که اگر ریشه‌هایش از خاک جدا شود، هر چقدر هم آب و نور بگیرید، خشک می‌شود. 
دشمن با ترویج فرهنگ‌های وارداتی، دارد خاک بومی را از زیر پای ریشه‌های فرزندانمان می‌کند. وقتی فرزند شما به جای الگو گرفتن از قهرمانان ملی یا علمی کشور، به یک اینفلوئنسر خارجی که در لس‌آنجلس زندگی می‌کند و ارزش‌های ضداخلاقی را ترویج می‌دهد، نگاه می‌کند، یعنی ریشه‌اش در حال جدا شدن است. 

در نهایت، رسانه‌های داخلی و مسئولان فرهنگی برای پیروزی در این میدان چه تغییر رویکردی باید داشته باشند، آیا صرفاً افزایش تعداد رسانه‌ها کافی است؟
 خیر، صرفاً کمیت مهم نیست، بلکه «کیفیت» و «زبان» ارتباط حیاتی است. متأسفانه گاهی رسانه‌های ما با زبانی خشک، شعاری و بروکراسی صحبت می‌کنند که با زبان لذت‌طلب و احساسی نسل امروز همخوانی ندارد. ما باید یاد بگیریم با زبان هنر، طنز، تصویر و قصه‌گویی حرف بزنیم، نه با زبان نصیحت و سخنرانی. 
ما باید از «دفاعی» بودن خارج شویم و به «تهاجم فرهنگی» روی بیاوریم، یعنی به جای اینکه فقط دروغ‌های دشمن را تکذیب کنیم، باید آن قدر محتوای جذاب، منطقی و مستند تولید کنیم که مخاطب خودبه‌خود جذب حقیقت شود. رسانه باید مثل یک دوست همدم و دلسوز باشد، نه مثل یک مأمور پلیس که می‌خواهد نصیحت کند. فرض کنید شما یک داروی بسیار مفید و گرانبها (حقیقت و ارزش‌های انقلابی) دارید، اما آن را در یک ظرف کثیف و بدشکل (محتوای ضعیف و شعاری) می‌ریزید و با زبان خشن به بیمار می‌گویید: «بخور و حرف نزن!» بیمار فراری می‌شود. اما دشمن همان داروی تقلبی و بی‌اثر (ارزش‌های غربی) را در بسته‌بندی‌های بسیار رنگارنگ، خوش‌بو و جذاب عرضه می‌کند. ما باید هم داروی‌مان را اصلاح کنیم (محتوای غنی) و هم بسته‌بندی‌مان را زیبا و مدرن کنیم (زبان هنرمندانه). 

 برای مقابله و خنثی‌سازی این جنگ رسانه‌ای چه می‌توان کرد؟
 راهکار اصلی، تقویت «سواد رسانه‌ای» و «شناخت هویت» است. مردم باید یاد بگیرند که پیام‌ها را نقد و منبع آنها را بررسی کنند. ما نباید فقط مصرف‌کننده خبر باشیم، بلکه باید «تحلیل‌گر» خبر باشیم. 
دومین راهکار، تولید محتوای جذاب و بومی است. ما نمی‌توانیم با سکوت جنگ را ببریم؛ باید با زبان هنر، سینما و رسانه‌های نوین، واقعیت‌های کشورمان را نشان دهیم. باید داستان‌های موفقیت، ایثار و پیشرفت ایران را روایت کنیم تا ذهن نسل جوان در برابر سموم دشمن مصون بماند. وقتی ذهن انسان با «حقیقت‌های جذاب» پر شود، جای برای «دروغ‌های تحریک‌آمیز» باقی نمی‌ماند. فرض کنید بدن شما در معرض ویروس قرار گرفته است. دو راه دارید: یا اینکه در یک اتاق شیشه‌ای بسته بمانید (فیلترینگ و سانسور سخت) که همیشه ممکن است ویروس راه پیدا کند؛ یا اینکه سیستم ایمنی بدن خود را تقویت کنید (سواد رسانه‌ای) و بدنتان را قوی نگه دارید. راه دوم این است که به بدن خود ویتامین بدهید تا حتی اگر ویروس حمله کرد، نتواند آسیبی برساند. تولید محتوای قوی و آموزش سواد رسانه‌ای، همان ویتامین است.

برچسب ها: مردم ، ایران ، همبستگی
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار