کد خبر: 1345647
تاریخ انتشار: ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۶:۰۰
از مکران تا هامون در جغرافیای فرصت‌های راهبردی سیستان‌وبلوچستان، استانی که سال‌ها در حاشیه روایت‌های توسعه‌ای کشور قرار داشت، امروز در کانون توجه گفتمان «ایران‌جان» ایستاده است؛ گفتمانی که به‌جای تمرکز بر کمبودها، بر ظرفیت‌های بالفعل‌نشده، اما راهبردی تکیه دارد
حوریه ملکی 

جوان آنلاین: سیستان‌وبلوچستان، استانی که سال‌ها در حاشیه روایت‌های توسعه‌ای کشور قرار داشت، امروز در کانون توجه گفتمان «ایران‌جان» ایستاده است؛ گفتمانی که به‌جای تمرکز بر کمبودها، بر ظرفیت‌های بالفعل‌نشده، اما راهبردی تکیه دارد. این استان با برخورداری همزمان از دریا، مرز، زمین حاصلخیز، نیروی انسانی جوان و موقعیت ژئوپلیتیکی کم‌نظیر، می‌تواند یکی از موتور‌های اصلی رشد اقتصادی ایران در دهه پیش‌رو باشد. نگاه تازه به سیستان‌وبلوچستان، نگاهی صرفاً حمایتی یا جبرانی نیست، بلکه رویکردی سرمایه‌گذارانه، آینده‌نگر و ملی است؛ نگاهی که این استان را نه «مسئله»، بلکه «راه‌حل» بسیاری از چالش‌های اقتصادی کشور می‌داند. از سواحل مکران و ظرفیت‌های عظیم شیلاتی گرفته تا گردشگری بکر، صنایع پیشران و کشاورزی سازگار با اقلیم، همه و همه اجزای یک پازل بزرگ توسعه هستند که در صورت سیاستگذاری هوشمندانه، می‌توانند ایران‌جان را از جنوب شرق کشور به حرکت درآورند. 

سیستان‌وبلوچستان، استانی با مجموعه‌ای از مزیت‌های طبیعی و اقتصادی است. منطقه‌ای که ظرفیت‌های جغرافیایی آن با سرمایه اجتماعی زنده است. استانی که هم بندر اقیانوسی دارد، هم مرز فعال، هم منابع معدنی و کشاورزی و هم شبکه‌ای ریشه‌دار از طوایف، اقوام و نیروی انسانی بومی که می‌توانند موتور محرک توسعه باشند. اگر توسعه را صرفاً پروژه عمرانی ندانیم، سیستان‌وبلوچستان یکی از آماده‌ترین استان‌های کشور برای جهش متوازن است. 

دسترسی مستقیم به آب‌های آزاد، امتیاز بزرگی است که تنها چند کشور منطقه از آن برخوردارند و در ایران، چابهار یگانه نماد این امکان راهبردی است. بندری که نه‌تنها دروازه ایران به اقیانوس هند، بلکه حلقه اتصال کریدور‌های بین‌المللی شمال–جنوب و شرق–غرب محسوب می‌شود. ظرفیت فعلی بندر چابهار حدود ۵/ ۸ میلیون‌تن برآورد می‌شود، اما طرح‌های توسعه‌ای آن، افق افزایش ظرفیت تا بیش از۸۰میلیون‌تن را ترسیم کرده‌اند؛ عددی که اگر محقق شود، می‌تواند توازن لجستیکی کشور را دگرگون کند. هم‌زمان، تکمیل مسیر ریلی چابهار–زاهدان و اتصال آن به شبکه سراسری، نقش استان را از یک مقصد به گلوگاه ترانزیتی منطقه ارتقا می‌دهد. این مسیر، تجارت ایران با افغانستان، آسیای میانه و حتی شبه‌قاره هند را تسهیل می‌کند و سیستان‌وبلوچستان را به بازیگری فعال در زنجیره ارزش حمل‌ونقل بدل می‌سازد. 

منطقه آزاد چابهار نیز در این میان، ابزاری مکمل است؛ ابزاری که با مشوق‌های مالیاتی و گمرکی، می‌تواند سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی را جذب کند، به شرط آنکه از رویکرد جزیره‌ای فاصله گرفته و در پیوند با پس‌کرانه‌های صنعتی و تولیدی استان تعریف شود. 

ذخایر خام، فرصت ارزش افزوده

سیستان‌وبلوچستان روی کمربند معدنی کشور قرار دارد؛ از طلا و مس گرفته تا کرومیت، منگنز و سنگ‌های قیمتی. گستره‌ای از ایرانشهر و سراوان تا خاش، تفتان و بزمان، نشان می‌دهد؛ ظرفیت معدنی استان فقط محدود به یک نقطه نیست. مسئله، اما نه کشف، بلکه تبدیل معدن به صنعت است؛ یعنی حرکت از استخراج خام به فرآوری و ایجاد زنجیره ارزش که این استان را به یکی از شاخص‌ترین نقاط کشور تبدیل کرده است. در کنار معدن، دسترسی به آب‌های آزاد و نزدیکی به شبکه گاز، این استان را به گزینه‌ای جدی برای توسعه صنایع انرژی‌بر و پتروشیمی پایین‌دست تبدیل کرده است. چابهار، به‌واسطه امکان حمل‌ونقل دریایی و دسترسی به بازار‌های صادراتی، می‌تواند محل استقرار پالایشگاه‌ها و مجتمع‌های پتروشیمی باشد؛ صنایعی که اشتغال پایدار ایجاد می‌کنند و پیشران توسعه منطقه‌ای هستند. در همین چارچوب، انرژی‌های تجدیدپذیر نیز جایگاه ویژه‌ای دارند. تابش شدید خورشید و باد‌های موسمی، به‌ویژه در مناطق شمالی استان، ظرفیت کم‌نظیری برای توسعه نیروگاه‌های خورشیدی و بادی فراهم کرده است؛ ظرفیتی که پاسخ‌گوی نیاز انرژی بوده و همسو با سیاست‌های کلان کشور در تنوع‌بخشی به سبد انرژی است. 

کشاورزی، تولید در اقلیم سخت

شاید شگفت‌انگیزترین بخش روایت اقتصادی سیستان‌وبلوچستان، کشاورزی آن باشد. استانی با میانگین بارش کمتر از ۱۰۰میلی‌متر که سالانه نزدیک به ۵ میلیون تن محصولات زراعی، باغی، دامی و شیلاتی تولید می‌کند. این عدد، صرفاً یک آمار نیست؛ نشانه‌ای از تاب‌آوری، دانش بومی و مدیریت هوشمندانه منابع محدود است. 

رئیس سازمان جهاد کشاورزی سیستان‌وبلوچستان، با اشاره به همین واقعیت می‌گوید: «حدود ۱۷۰هزار بهره‌بردار در بخش‌های کشاورزی، دامداری و صیادی استان فعال هستند و سالانه بیش از ۴ میلیون‌و‌۹۰۰هزار‌تن انواع محصولات تولید می‌کنند. سیمای کشاورزی استان بسیار توانمند است و باغبانی، زراعت، شیلات، دامداری و صنایع تبدیلی، مهم‌ترین محور‌های جذب سرمایه‌گذار به شمار می‌روند.» علیرضا دهمرده ادامه می‌دهد: «تولید خرما، موز، انبه، پاپایا، گواوا و سایر میوه‌های گرمسیری، سیستان‌وبلوچستان را به بهشتی ناشناخته برای بازار‌های داخلی و حتی صادراتی تبدیل کرده است. در کنار آن، دامپروری با تکیه بر نژاد‌های بومی و پرورش بیش از ۷۱هزار نفر شتر، جایگاهی راهبردی در اقتصاد روستایی و عشایری استان دارد؛ ظرفیتی که می‌تواند صنایع جانبی، از فرآوری گوشت و شیر تا چرم و الیاف، را فعال کند.»

از طوایف تا اقتصاد دریا و گردشگری

سواحل مکران و دریای عمان، سالانه بیش از ۲۹۰هزار‌تن محصولات شیلاتی را به اقتصاد کشور تزریق می‌کنند. تنوع گونه‌های ماهی و میگو، به‌ویژه ماهی تن و شاه‌میگو، در کنار امکان پرورش میگو در مزارع کنارک و چابهار، شیلات را به یکی از ستون‌های اصلی اقتصاد استان تبدیل کرده است. توسعه صنایع فرآوری، بسته‌بندی و صادرات آبزیان، می‌تواند ارزش افزوده این بخش را چند برابر کند و نقش سیستان‌وبلوچستان را در امنیت غذایی کشور تثبیت سازد. در کنار همه این ظرفیت‌ها، آنچه سیستان‌وبلوچستان را متمایز می‌کند، سرمایه اجتماعی طوایف و اقوام است. 

استاندار سیستان‌وبلوچستان، با تأکید بر همین مؤلفه می‌گوید: «طوایف ظرفیت کم‌نظیر این استان هستند. سرمایه‌گذاری و همگرایی طوایف و اقوام می‌تواند پیشران تحقق توسعه متوازن باشد و ظرفیت‌های گسترده استان را به فرصت‌های پایدار اقتصادی و اجتماعی تبدیل کند. امروز بیش از هر زمان دیگری به وحدت، انسجام و مشارکت فعال طوایف نیاز داریم تا آینده‌ای در شأن مردم این خطه رقم بخورد.»

منصور بیجار، سیستان‌وبلوچستان را «فخر ایران» می‌داند؛ استانی رنگین‌کمانی از ظرفیت‌های معدن، تجارت مرزی، کشاورزی و شیلات که با ورود هدفمند سرمایه‌های مردمی و محلی، می‌تواند به یکی از کانون‌های رشد و اشتغال کشور تبدیل شود. سیستان‌وبلوچستان، اگر در قاب «ایران‌جان» دیده شود، نه استانی محروم، بلکه استانی فرصت‌ساز است؛ جایی که جغرافیا، اقتصاد و هویت اجتماعی به هم می‌رسند. توسعه این استان، نه یک پروژه محلی، بلکه یک انتخاب ملی است؛ انتخابی که می‌تواند از جنوب شرق، جان تازه‌ای به اقتصاد ایران بدمد. ناگفته نماند این استان یکی از بکرترین مقاصد گردشگری ایران است؛ منطقه‌ای با ترکیبی کم‌نظیر از طبیعت، تاریخ و فرهنگ. سواحل ناشناخته، کوه‌های مریخی، شهر سوخته، قلعه‌های تاریخی، آیین‌ها و موسیقی محلی، همه ظرفیت‌هایی هستند که هنوز وارد چرخه اقتصادی نشده‌اند. علی دارابی، قائم‌مقام وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی در یکی از اظهارنظر‌های خود تأکید کرده بود که سیستان‌وبلوچستان می‌تواند به یکی از مقاصد اصلی گردشگری ماجراجویانه، فرهنگی و ساحلی کشور تبدیل شود، به شرط آنکه زیرساخت‌ها و تصویر رسانه‌ای استان همزمان اصلاح شود. گردشگری در این استان، ابزاری برای بازآفرینی هویت منطقه، ایجاد اشتغال پایدار و تقویت همبستگی ملی است. «ایران‌جان» در اینجا معنا می‌یابد؛ جایی که شناخت متقابل، جایگزین فاصله ذهنی مرکز و پیرامون می‌شود. 

گره لجستیکی بالقوه

موقعیت مرزی سیستان‌وبلوچستان با کشور‌های پاکستان و افغانستان، در کنار دسترسی به آب‌های آزاد، این استان را به یک گره لجستیکی بالقوه تبدیل کرده است. توسعه صنایع معدنی، انرژی‌بر، پتروشیمی پایین‌دست و صنایع تبدیلی می‌تواند زنجیره تولید را در همین استان تکمیل کند. فرهاد فلاح، معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت معتقد است: «سیستان‌وبلوچستان از معدود استان‌هایی است که می‌تواند همزمان از مزیت مرز، بندر و منابع معدنی بهره ببرد؛ اگر زیرساخت صنعتی متناسب با این مزیت‌ها طراحی شود، شاهد جهش تولید منطقه‌ای خواهیم بود.» حالا و در چارچوب «ایران‌جان»، صنعت در این استان باید به‌جای تمرکز صرف بر استخراج، به سمت تولید ارزش افزوده و صادرات‌محور حرکت کند؛ رویکردی که هم اشتغال محلی ایجاد می‌کند و هم توازن منطقه‌ای را بهبود می‌بخشد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار