کد خبر: 1345173
تاریخ انتشار: ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۶:۰۰
اراده برای اصلاح فرد و اجتماع در آیینه رمضان نیم‌ساعت مانده به اذان مغرب، شهر چهره‌ای متفاوت دارد. خیابان‌ها هنوز شلوغند، اما شتاب کمتر شده است
ناصر سهرابی

 جوان آنلاین: نیم‌ساعت مانده به اذان مغرب، شهر چهره‌ای متفاوت دارد. خیابان‌ها هنوز شلوغند، اما شتاب کمتر شده است. صدای بوق‌ها فروکش می‌کند، مغازه‌دار‌ها زودتر کرکره‌ها را پایین می‌کشند و خانواده‌ها، حتی اگر موقت و ناپایدار، برنامه روزانه خود را با یک نقطه مشترک هماهنگ می‌کنند: افطار. این تصویر آشنا، فقط تغییر ساعت غذا نیست، نشانه ورود جامعه به وضعیتی خاص است که هر سال تکرار می‌شود و نامش رمضان است؛ ماهی که می‌تواند جامعه را یک گام به ترمیم نزدیک کند یا صرفاً آن را برای مدتی کوتاه در تعلیق نگه دارد. 

در نگاه نخست، رمضان مجموعه‌ای از اعمال عبادی فردی است، اما در واقع یکی از معدود سازوکار‌های باقی‌مانده برای «تنظیم جمعی رفتار» در جامعه ایرانی به شمار می‌آید؛ ماهی که ریتم زندگی را تغییر می‌دهد، اولویت‌ها را جابه‌جا و حتی زبان و ادبیات عمومی را موقتاً اصلاح می‌کند. پرسش اصلی این است که آیا این تغییر، به یک اثر پایدار اجتماعی منجر می‌شود یا هر سال پس از عید فطر، همه‌چیز به نقطه قبل بازمی‌گردد. رمضان در ذات خود یک تمرین جمعی است؛ تمرین خودکنترلی، همدلی و بازنگری در رفتار، اما این تمرین زمانی معنا پیدا می‌کند که از سطح مناسک عبور کرده و به سطح سازوکار اجتماعی برسد. جامعه‌ای که رمضان را صرفاً به تغییر ساعات کاری، جدول پخش رسانه‌ای و افزایش مصرف مناسبت‌محور تقلیل دهد، عملاً از ظرفیت اصلی این ماه استفاده نکرده است. در واقع، رمضان فرصتی است برای بازتنظیم نسبت فرد با خانواده، جامعه و اخلاق عمومی. اگر این نسبت‌ها بازتعریف نشوند، رمضان به آیینی محترم، اما کم‌اثر تبدیل می‌شود؛ پرشکوه در ظاهر و کم‌رمق در پیامد. خانواده ایرانی در سال‌های اخیر، زیر فشار‌های اقتصادی، فرسایش روابط عاطفی و شتاب زندگی شهری، بخشی از کارکرد‌های خود را از دست داده است. در چنین شرایطی، رمضان هنوز یکی از معدود زمان‌هایی است که می‌تواند خانواده را دوباره به مرکز تعامل بازگرداند. افطار، برخلاف بسیاری از وعده‌های غذایی دیگر، زمان مشترک و غیرقابل جابه‌جایی است؛ فرصتی که حتی خانواده‌های پراکنده را برای ساعتی کنار هم می‌نشاند، اما این بازگشت، شکننده و ناپایدار است. اگر افطار فقط به همزمانی فیزیکی محدود شود و به گفت‌و‌گو، حل تعارض و شنیدن متقابل نینجامد، کارکرد اجتماعی خود را از دست می‌دهد. رمضان زمانی برای خانواده اثرگذار است که سکوت‌های طولانی شکسته شوند، اختلاف‌ها مدیریت شوند و نسل‌ها فرصت شنیدن یکدیگر را پیدا کنند. خانواده‌ای که در رمضان تمرین گفت‌و‌گو نکند، پس از پایان ماه مبارک نیز تغییری پایدار را تجربه نخواهد کرد. یکی از خطا‌های تحلیلی رایج در مواجهه با رمضان، نسبت دادن فاصله برخی جوانان از مناسک رمضانی به بی‌اعتقادی است. مسئله اصلی نسل جوان، پرسش از معنا و کارکرد اجتماعی دین است. جوان امروز می‌خواهد بداند روزه چه نسبتی با عدالت اجتماعی، اخلاق عمومی و زیست واقعی او دارد. رمضان اگر فقط با زبان الزام، توصیه و تذکر روایت شود، به تجربه‌ای تحمیلی تبدیل می‌شود، اما اگر به عنوان فرصتی برای توضیح، گفت‌و‌گو و پاسخگویی صادقانه مطرح شود، می‌تواند به پلی میان نسل‌ها بدل شود. نسل جوان بیش از آنکه به خطابه نیاز داشته باشد، به شفافیت و صداقت نیاز دارد. نادیده گرفتن این واقعیت، شکاف نسلی را عمیق‌تر می‌کند. رمضان فقط آزمون روزه‌داری فردی نیست؛ آزمون شعور اجتماعی است. اگر این ماه به کاهش پرخاشگری، افزایش مدارا، رعایت حقوق دیگران و احترام به تفاوت‌ها منجر نشود، از هدف اصلی خود فاصله گرفته است. تجربه اجتماعی نشان می‌دهد گاه در این ماه، به جای صبر و مدارا، فشار اخلاقی، قضاوت شتاب‌زده و مرزبندی‌های افراطی افزایش می‌یابد. نمایش دینداری، خط‌کشی اخلاقی و دوگانه‌سازی‌های افراطی، نه‌تنها کمکی به معنویت نمی‌کند، بلکه سرمایه اجتماعی را فرسوده‌تر می‌کند. رمضان زمانی موفق است که اخلاق اجتماعی را تقویت و به جای ابزار برتری‌جویی یا حذف اجتماعی عمل کند. در این نقطه، نقدی جدی متوجه مدیریت فرهنگی و رسانه‌ای رمضان است. نگاه غالب به رمضان در حوزه فرهنگ، نگاهی محافظه‌کارانه و کم‌ریسک بوده است؛ تولید برنامه‌های تکراری، استفاده از قالب‌های امتحان‌پس‌داده و پرهیز از ورود به مسائل واقعی جامعه. این رویکرد، اگرچه کم‌حاشیه است، اما پرهزینه‌ترین انتخاب در بلندمدت محسوب می‌شود. تقلیل رمضان به چند برنامه مناسبتی، چند سریال کلیشه‌ای و چند پیام اخلاقی کلی، نه‌تنها ظرفیت این ماه را هدر، بلکه اعتماد مخاطب را نیز کاهش می‌دهد. سیاستگذاری فرهنگی اگر به جای فهم تحولات اجتماعی، صرفاً به پر کردن جدول پخش و انجام تکلیف مناسبتی بسنده کند، رمضان را از یک فرصت تمدنی به یک رویداد کم‌اثر رسانه‌ای تقلیل خواهد داد. تجربه نشان داده هرجا رسانه از شعار فاصله گرفته و به روایت‌های انسانی، گفت‌و‌گو‌های واقعی و مسائل ملموس جامعه نزدیک شده، توانسته است ارتباط مؤثرتری با مخاطب برقرار کند. برنامه‌هایی مانند «افطار تا سحر» زمانی موفق بودند که از گفت‌وگوی تصنعی فاصله گرفتند و به تجربه زیسته مردم پرداختند. رسانه موفق در رمضان، به جای تزریق معنا، امکان فهم معنا را فراهم می‌کند. شنیدن، دیدن و به رسمیت شناختن مسئله، مقدم بر موعظه است. سینما و تلویزیون در رمضان با آزمونی جدی مواجهند. سریال رمضانی موفق الزاماً اثری مذهبی به معنای صریح نیست، بلکه روایتگر زندگی واقعی، تضاد‌های اخلاقی و تصمیم‌های دشوار انسان‌هاست. تکرار شخصیت‌های تک‌بعدی، پایان‌بندی‌های شتاب‌زده و پیام‌های اخلاقی ساده، اثرگذاری سریال‌ها را کاهش می‌دهد و مخاطب امروز را راضی نمی‌کند. سینمای تلویزیونی رمضان ظرفیت دارد زندگی مردم عادی، مشکلات اجتماعی و تجربه‌های انسانی را در مرکز روایت قرار دهد. سریال‌های موفق این ماه نه‌تنها قصه می‌گویند، بلکه تماشاگر را شریک تحلیل، قضاوت و تصمیم می‌کنند. این نگاه هم برای خانواده‌ها آموزنده است و هم برای نسل جوان جذاب و قابل لمس. سریال‌های رمضانی که به تضاد اخلاقی، انتخاب‌های دشوار و نتایج واقعی رفتار می‌پردازند، می‌توانند فرهنگ عمومی، اخلاق جمعی و فهم اجتماعی را تقویت کنند، یعنی دقیقاً همان چیزی که مناسک عبادی و رسانه‌ها باید به آن کمک کنند. معنویت رمضانی زمانی ماندگار می‌شود که از تجربه فردی فراتر رود و به رفتار اجتماعی گره بخورد. روزه‌ای که به انصاف، مسئولیت‌پذیری و همدلی ختم نشود، تجربه‌ای ناتمام است. رمضان فرصتی است برای تمرین کم‌خواستن، کمتر قضاوت‌کردن و بیشتر دیدن دیگری، برای سنجش اینکه توانسته‌ایم ارزش‌های فردی و اجتماعی خود را باهم متوازن کنیم یا خیر. رمضان بیش از آنکه آیینی مذهبی باشد، یک فرصت تمدنی و فرهنگی است؛ فرصتی برای بازخوانی نسبت فرد با خانواده، جامعه و رسانه‌ها. اگر این فرصت به درستی مدیریت شود، می‌تواند سرمایه اجتماعی و فرهنگی را تقویت کند، همدلی و عدالت را پررنگ کند و فرهنگ عمومی را غنی‌تر سازد، اما اگر به مناسک محدود و از ظرفیت رسانه‌ها و سینما صرف‌نظر شود، رمضان تنها به یک آیین نمایشی و موقت تبدیل خواهد شد. رمضان آیینه‌ای است که جامعه هر سال روبه‌روی خود می‌گیرد؛ آیینه‌ای که چالش‌ها، شکاف‌ها و فرصت‌های ما را نشان می‌دهد. مسئله اصلی نه زیبایی تصویر، بلکه اراده اصلاح آن چیزی است که در این آیینه می‌بینیم: روابط خانوادگی، اخلاق اجتماعی، کارکرد رسانه و ظرفیت فرهنگی جامعه. اگر اراده‌ای جدی برای فهم و استفاده از این فرصت نباشد، حتی ماه مبارک رمضان نیز نمی‌تواند اثر عمیق و پایدار بر زندگی جمعی ما بگذارد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار