آنچه محمدحسین مهدویان در «نیمشب» ارائه داده است، به عنوان بازنمایی ماهرانهای از همبستگی ملی ایرانیان در دفاع مقدس ۱۲ روزه، در تاریخ ثبت میشود جوان آنلاین: آنچه محمدحسین مهدویان در «نیمشب» ارائه داده است، به عنوان بازنمایی ماهرانهای از همبستگی ملی ایرانیان در دفاع مقدس ۱۲ روزه، در تاریخ ثبت میشود. مهدویان در این فیلم، مایههایی از تجربیات موفق سابق خود را گردآوری و یکی از پختهترین آثارش را به سینمای ایران تقدیم کرده است. رویکرد داکیودرام با محوریت یک سوژه اصلی امنیتی، از «ماجرای نیمروز» به ارث رسیده و در اینجا با توجه به اینکه مختصات زمانی فیلم، چند ماه قبل است، کارگردانی کنترل شدهتر و نامحسوستری مشاهده میشود که به نفع فیلم است.
جنبههای ملودرام، احساساتگرایی و البته نزدیک شدن به درامهای حادثهای شلوغ و پر از رنج انسانی و کودک و نوزاد، از «درخت گردو» آمده است که در اینجا با توجه به اینکه فیلم به لحاظ ایدئولوژیک خنثی نیست و از نگاه سیاسی و ملیگرایانه روشنی پشتیبانی میکند، نقص مضمونی و فکری «درخت گردو» را که دشمن متخاصم در آن غایب بود، در «نیمشب» نمیبینیم. از طرفی، نوعی حس غیرت وطنپرستانه با احساس انزجار از دشمنان ایران در «نیمشب» وجود دارد که از «لاتاری» آمده و البته به مراتب مدنیتر از فیلم دهه نودی آقای کارگردان است و نشانهای از پختگی فکری بیشتر آثار او در گذر زمان.
در «نیمشب» یکی از بمبهای جنگندههای اسرائیلی، موقعی که به نزدیکی یک بیمارستان در یوسفآباد تهران به زمین میرسد، منفجر نمیشود و عملنکرده باقی میماند و همین عامل بهانهای است برای پیگیری چند خردهداستان در دل پیرنگ اصلی خنثیسازی و انتقال بمب اسرائیلی. در این وسط به سبک فیلمهایی مثل «آژانس شیشهای»، از هر قشر تیپسازی میشود و رویکرد همدلانه و مدنی مردم ایران که در ایام جنگ اخیر خودش را نشان داد، در خلال هر کدام از خردهداستانها روایت میشود.
فیلم «نیمشب» یک قهرمان تمامعیار شبیه قهرمانان سینمای حاتمیکیا دارد. احسان منصوری در شمایلی هیوجکمنگونه که حالات رنج، اقتدار، سراسیمگی و شفقت آن بازیگر استرالیایی را به خوبی منتقل و تداعی میکند، در نقش یک مأمور وظیفهشناس و ارزشی خنثیسازی بمب ظاهر شده است که بخش بزرگی از بار دراماتیک فیلم را بر دوش دارد و علاوه بر تنش بیرونی، درگیر کشمکش درونی وضعیت جسمی همسر بیمارش است. فیلم مهدویان اگرچه بدش نیامده که در یک سکانس، طعنه سیاسی آشکاری به یکی از رجال مشهور امنیتی کشور بزند، اما در خط سیر کلی خود، داعیهدار شعار وحدت و همبستگی ملی است و تمام خردهداستانهایش بر همین مبنا پیش میروند. ایران نمایشداده شده در «نیمشب»، گرفتار خصومت دژخیمان صهیونیستی شده، اما نوعی غیرت و حمیت جمعی، مانع فروپاشی و به زانو درآمدن مام وطن میشود.
فیلم با تشبیه ایران به همسر سرطانی شخصیت اصلی، البته روح خسته و دلشکسته ایران امروز را در وضعیت نزدیک به احتضار نشان میدهد هرگز نباید امیدش از دست برود. تولد نوزادی سالم با تمام مخاطرات، در نزدیکی یک بمب عمل نکرده، البته نشانه امید و بهجتی است که فیلمساز نسبت به آینده ایران آرزو دارد و به زیبایی مرگ را در یک میزانسن ملیگرایانه در برابر زندگی و زایایی به نمایش میگذارد.
«نیمشب» یکی از فیلمهای شاخص و مهم چند سال اخیر است که علاوه بر کارکرد تاریخنگارانهای که در ثبت احوالات ایرانیان در ایام دشوار و بغرنج دفاع ملی ۱۲ روزه دارد، از طریق بازگو کردن یک قصه اصیل ملتهب، نفسگیر و پر کشمکش، مخاطب را راضی از سالن سینما خارج میکند و قدم مهمی در راستای بازگشت محمدحسین مهدویان به سینمای مألوفی که در آن مهارت دارد، محسوب میشود؛ فیلمی که اشک انسان ایرانی را بابت شکوه و عظمت مردم بینظیر سرزمین شهیدان درمیآورد.