اروپا امروز با یک تعارض بنیادین روبهروست؛ تعارض میان خواست ملتها و تصمیم رهبران. جوان آنلاین: پرونده گرینلند دیگر صرفاً یک اختلاف سرزمینی یا بحث حقوقی نیست؛ این پرونده به نمادی گویا از ضعف مزمن اروپا در تصمیمگیری مستقل بدل شده است. ماجرای گرینلند پرده از واقعیتی برمیدارد که سالها زیر لایههای شعار و دیپلماسی پنهان مانده بود: وابستگی عمیق و نهادینه اروپا به ایالات متحده، وابستگیای که امروز به شکل یک ناتوانی راهبردی خود را نشان میدهد. اروپا در برابر رفتارهای پیشبینیناپذیر و مطالبهگرانه واشنگتن گرفتار وضعیتی شده که نه توان تقابل دارد و نه امکان رهایی.
به گزارش تسنیم، درسطح اجتماعی، فضای عمومی اروپا مسیر متفاوتی را نشان میدهد. افکار عمومی، بهویژه در مواجهه با چهرهای، چون ترامپ، خواهان موضعی صریح، مقتدر و مستقل است. برای بخش بزرگی از شهروندان اروپایی، سیاستهای آمریکا دیگر نه ضامن امنیت، بلکه عاملی تهدیدکننده برای ثبات، کرامت سیاسی و حاکمیت ملی تلقی میشود. این نگاه، نشانه بلوغ یک خواست تاریخی است: رهایی از سایه واشنگتن و تعریف امنیت و منافع اروپا بر اساس واقعیتهای بومی و نیازهای مستقل این قاره.
اما در سوی دیگر، رهبران اروپایی همچنان در گذشتهای متوقف ماندهاند که منطق جنگ سرد بر آن سایه افکنده است. اگرچه در سخن از «خودمختاری راهبردی» میگویند، در عمل همه خطوط قرمز امنیتی خود را به ناتو و در نهایت به آمریکا سپردهاند.
نتیجه چنین وضعیتی روشن است: حتی زمانی که منافع حیاتی اروپا، مانند پرونده گرینلند، بهطور مستقیم تهدید میشود، واکنشها محافظهکارانه، دوپهلو و بیاثر باقی میماند. این شکاف میان گفتار و عمل، نشانه فقدان اراده سیاسی در میان نخبگان حاکم است.
اروپا امروز با یک تعارض بنیادین روبهروست؛ تعارض میان خواست ملتها و تصمیم رهبران. شهروندان نمیپذیرند که در قرن بیستویکم، سرنوشت امنیتی و سیاسی قارهشان در پایتختی آنسوی اقیانوس اطلس رقم بخورد، اما ساختارهای رسمی قدرت هنوز از مدار وابستگی خارج نشدهاند. ادامه این وضعیت، تنها به یک بحران مقطعی محدود نمیماند؛ بلکه فاصله میان مردم و دولتها را عمیقتر میکند، اعتماد به نهادهای سیاسی را فرسایش میدهد و توان کنشگری اروپا را در معادلات جهانی تحلیل میبرد.
آنچه امروز اروپا را به سمت روزهای دشوار سوق میدهد، بیش از آنکه فشار خارجی باشد، تناقضی درونی است. قارهای که داعیه استقلال دارد، اما ابزار و جسارت تحقق آن را فراهم نکرده؛ مردمی که مطالبه ایستادگی دارند و نخبگانی که از هزینهپردازی میهراسند.
پرونده گرینلند در این میان تنها یک نشانه هشداردهنده است؛ نشانهای که میگوید تا زمانی که اروپا بازی خود را در زمین واشنگتن ادامه دهد، باید منتظر تکرار بحرانهایی باشد که ریشه آنها نه بیرون از مرزها، بلکه در دل همین وابستگی راهبردی نهفته است.