پسر جوانی که بر سر رقابت عشقی با رقیب خود درگیر شدهبود، با ضربات چاقو به قتل رسید. قاتل با همدستی برادرش، او را مقابل چشمان دختر مورد علاقهشان کشت و سپس دستگیر شد. جوان آنلاین: پسر جوانی که بر سر رقابت عشقی با رقیب خود درگیر شدهبود، با ضربات چاقو به قتل رسید. قاتل با همدستی برادرش، او را مقابل چشمان دختر مورد علاقهشان کشت و سپس دستگیر شد.
ساعت ۴ بامداد دیروز، چهارشنبه بیست و هفتم خرداد، مأموران کلانتری ۱۶۱ ابوذر خبر قتل مردی را به قاضی سالار صنعتگر، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران، اطلاع دادند. پسر جوانی که چند ساعت قبل بر اثر جراحات شدید به بیمارستان منتقل شدهبود، در اتاق عمل جان باختهبود.
مأموران اعلام کردند مقتول در درگیری با دو برادر زخمی شدهبود و هر دو متهم در همان صحنه حادثه توسط مأموران و مردم بازداشت و به کلانتری منتقل شدهاند.
با اعلام این خبر، قاضی جنایی همراه با تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی برای بررسی حادثه به محل رفتند. بررسیهای اولیه نشان داد مقتول، پسر ۳۵ سالهای به نام وحید است که با اصابت ضربه چاقو به قفسه سینهاش به قتل رسیدهاست.
علت درگیری، رقابت عشقی بر سر یک دختر جوان بود. این درگیری شامگاه سهشنبه در مقابل خانه دختر مورد علاقه دو طرف رخ داده بود.
قتل مقابل چشمان دختر و مردم محله
قاتل که شایان نام دارد، با همدستی برادرش، مقابل چشمان دختر مورد علاقهاش و ساکنان محله، رقیب عشقیاش را به قتل رساندهاست. پس از جنایت، آنها قصد فرار داشتند، اما به دست مردم گرفتار و تحویل پلیس شدند.
تیم جنایی در نخستین گام از دختر مورد علاقه مقتول به نام گل اندام تحقیق کردند.
روایت دختر جوان. از عشق تا جدایی
گل اندام در بازجویی به کارآگاهان گفت: «چند سال قبل با شایان آشنا شدم و او به من ابراز علاقه کرد. رابطه ما به صورت تلفنی و پیامکی بود تا اینکه کمکم به هم نزدیک شدیم و یکدیگر را هم در خیابان میدیدیم. ما با هم رابطه دوستانه داشتیم تا اینکه از من خواستگاری کرد.»
وی ادامه داد: «من هم به او علاقهمند شدم و قرار بود با هم ازدواج کنیم، اما مدتی قبل از طریق دوستانم متوجه شدم او خلافکار و اهل دعوا و درگیری است. وقتی این را فهمیدم، تصمیم گرفتم از او جدا شوم، چون نمیخواستم با مرد خلافکار و شرور دوست باشم و ازدواج کنم. ابتدا به تلفنهایش جواب ندادم تا اینکه به او گفتم میخواهم رابطهام را قطع کنم.»
تهدیدهای شایان و آشنایی با وحید
دختر جوان ادامه داد: «وقتی شایان شنید، ناراحت شد و اصرار کرد رابطهمان قطع نشود، اما من تصمیمم را گرفته بودم. او مدام مزاحم من میشد و حتی تهدید میکرد. تصور کردم اگر با مرد جوان دیگری رابطه دوستانه برقرار کنم، شایان مرا رها میکند. تا اینکه با وحید آشنا شدم. وحید راننده خودروی اینترنتی بود و یک روز که مسافر او بودم، با هم آشنا شدیم. چند روز اول خوب بود، اما وقتی شایان متوجه رابطه ما شد، تهدیدهایش بیشتر شد تا اینکه شب حادثه آن دو نفر مقابل خانه ما درگیری خونین را رقم زدند و وحید به قتل رسید.»
اعتراف قاتل؛ پشیمانی و سرزنش دختر
تیم جنایی در ادامه از شایان و برادرش تحقیق کردند. شایان با اظهار پشیمانی به قتل اعتراف کرد و گفت که درگیری آنها به خاطر رقابت عشقی بودهاست. برادر شایان نیز که به اتهام مشارکت در درگیری منجر به قتل بازداشت شده، به درگیری اعتراف کرد.
تحقیقات از متهمان ادامه دارد. همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی، بازپرس جنایی دستور تحقیقات میدانی درباره این حادثه را صادر کرد تا زوایای پنهان این درگیری مرگبار فاش شود.
عصبانی شدم
قاتل، مرد جوانی است که با اظهار پشیمانی میگوید: «وقتی رقیب عشقیام حاضر نشد دختر مورد علاقهام را رها کند، عصبانی شدم و دست به چاقو بردم.»
شایان، مقتول را میشناختی؟
نه، قبلاً با او آشنایی نداشتم، اما چند روز قبل از حادثه با او آشنا شدم. یعنی وقتی فهمیدم رقیب عشقیام شده، او را شناختم.
چه شد که تصمیم گرفتی او را به قتل برسانی؟
من قصد قتل نداشتم. اصلاً نقشهای برای قتل نداشتم. فکر نمیکردم که درگیری ما به قتل ختم شود. با او قرار گذاشتم درباره اختلافمان با هم صحبت کنیم که به درگیری ختم شد. البته تصور میکنم مقصر اصلی دختر مورد علاقهام بود. او مرا چند سال بازی داد و به خاطر رسیدن به او، این حادثه خونین رقم خورد.
چرا دختر مورد علاقهات از تو جدا شد؟
من چهار سال با گلاندام رابطه دوستانه داشتم و در این مدت به او علاقهمند شدهبودم. مدتی قبل به من گفت قصد جدایی دارد. ابتدا فکر کردم شوخی میکند تا اینکه متوجه شدم با مرد جوانی که راننده تاکسی اینترنتی است، رابطه دوستی برقرار کردهاست. پس از این، شماره تلفن رقیب عشقیام را به دست آوردم و چند باری با او صحبت کردم و خواستم ارتباطش را با گلاندام قطع کند، اما او قبول نکرد. تا اینکه با هم قرار گذاشتیم از نزدیک یکدیگر را ببینیم و درباره آن صحبت کنیم.
جلوی خانه دختر قرار ملاقات گذاشتید؟
میخواستیم از گلاندام بپرسیم که با کدام یک از ما حاضر است رابطه عاشقانه داشته باشد.
بعد چه شد؟
وقتی سر قرار آمدیم، با هم صحبت کردیم که به درگیری کشید. چون هیچکداممان حاضر به قطع رابطه نبودیم. سپس با برادرم تماس گرفتم و از او خواستم سر قرار بیاید. وقتی برادرم آمد، دوباره با مرد جوان درگیر شدیم که عصبانی شدم و دست به چاقو بردم.
حرف آخر؟
خیلی پشیمان هستم. کاش هرگز با گلاندام آشنا نمیشدم.