در محاسبات امنیت ملی، همه قدرتها از جنس موشک، اقتصاد و تجهیزات نظامی نیستند. برخی از مهمترین مؤلفههای قدرت، ریشه در مردم دارند. اعتماد عمومی، انسجام اجتماعی و حضور آگاهانه مردم در صحنه، از مهمترین سرمایههای هر نظام سیاسی محسوب میشوند. جمهوری اسلامی نیز از نخستین روز پیروزی انقلاب تاکنون، بیش از هر چیز بر همین سرمایه مردمی تکیه کرده است. اگر انقلاب اسلامی در برابر جنگ، تحریم، ترور، فشارهای سیاسی و عملیات روانی دوام آورده، بخش مهمی از این پایداری محصول حضور مردم در میدان بوده است.
به همین دلیل، راهپیماییها و اجتماعات مردمی را نباید صرفاً یک تجمع خیابانی تلقی کرد. این اجتماعات در واقع نمایش عمومی قدرت ملی هستند. هر اجتماع مردمی یک پیام روشن دارد. پیام آن این است که میان مردم و انقلاب اسلامی پیوندی زنده و فعال وجود دارد. پیام آن این است که جامعه ایران در مسائل بنیادین دچار فروپاشی و گسست نشده است. پیام آن این است که ملت ایران در برابر تهدیدهای خارجی همچنان از ظرفیت بسیج اجتماعی برخوردار است.
دقیقاً به همین دلیل است که دشمن از این اجتماعات نگران است. نگرانی اصلی دشمن تعداد افراد حاضر در خیابان نیست. نگرانی او تصویری است که از این حضور شکل میگیرد. دشمن میداند تا زمانی که این پیوند میان مردم و نظام سیاسی حفظ شود، فشارهای خارجی نمیتواند به اهداف نهایی خود برسد. تحریمها زمانی مؤثر میشوند که سرمایه اجتماعی تضعیف شده باشد. عملیات روانی زمانی نتیجه میدهد که اعتماد عمومی آسیب دیده باشد. فشارهای سیاسی زمانی کارآمد میشوند که جامعه دچار شکاف و چنددستگی شده باشد.
به همین علت، راهبرد دشمن نیز تغییر کرده است. زمانی تلاش میکرد مردم را از صحنه خارج کند. امروز تلاش میکند مردمی را که در صحنه حضور دارند، در برابر یکدیگر قرار دهد. هدف جدید، کاهش جمعیت حاضر در اجتماعات نیست؛ هدف، شکستن کارکرد این اجتماعات است. اجتماعاتی که باید نماد وحدت باشند، به میدان اختلاف تبدیل شوند. راهپیماییهایی که باید نمایشگر انسجام ملی باشند، به بستری برای منازعه داخلی تبدیل گردند. این همان نقطهای است که قدرت ملی را از درون دچار فرسایش میکند.
برای تحقق این هدف نیز از هر موضوعی میتوان بهره گرفت. موضوع مهم نیست. کارکرد آن مهم است. یک روز مسئله فرهنگی بهانه میشود. روز دیگر مسئله اقتصادی. زمانی اختلافات سیاسی. زمانی موضوع انتخابات. زمانی نیز مذاکرات و توافقات خارجی. آنچه برای طراحان این پروژه اهمیت دارد، اصل موضوع نیست؛ بلکه تبدیل اختلافنظرهای طبیعی به شکافهای اجتماعی است.
اختلافنظر در هر جامعهای وجود دارد. وجود موافق و مخالف یک سیاست، نشانه پویایی جامعه است. اما هنگامی که اختلاف کارشناسی به مرزبندی هویتی تبدیل شود، مسئله تغییر ماهیت میدهد. وقتی افراد به جای بحث درباره یک موضوع، یکدیگر را هدف قرار دهند، شکاف اجتماعی شکل میگیرد. وقتی نیروهای وفادار به یک کشور به جای تمرکز بر تهدیدهای بیرونی، درگیر تقابلهای درونی شوند، سرمایه اجتماعی تضعیف میشود؛ و هنگامی که سرمایه اجتماعی تضعیف شود، قدرت ملی نیز آسیب میبیند.
امروز موضوع مذاکرات یکی از مهمترین بسترهای این عملیات روانی است. برخی میکوشند موافق و مخالف مذاکره را در دو جبهه متقابل تعریف کنند. گویی یکی نماینده انقلاب است و دیگری نماینده عقبنشینی. گویی یک طرف مدافع کشور است و طرف دیگر مخالف منافع ملی. نتیجه چنین رویکردی، نه تقویت کشور بلکه ایجاد شکاف در درون جبههای است که باید در برابر فشارهای خارجی متحد باشد.
بزرگترین خطای راهبردی آن است که اجتماعات مردمی که برای دفاع از انقلاب اسلامی، امنیت ملی و منافع کشور شکل گرفتهاند، به صحنه تسویهحسابهای سیاسی تبدیل شوند. فلسفه این اجتماعات، نمایش اتحاد است نه نمایش اختلاف. هدف آنها تقویت همبستگی است نه تولید شکاف. مأموریت آنها جلوگیری از فتنه و آشوب است نه فراهم کردن زمینههای آن.
حقیقت این است که دشمن برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی بیش از آنکه به کاهش جمعیت حامیان نظام امید داشته باشد، به شکستن اتحاد آنان امید بسته است. او میداند قدرت جمهوری اسلامی تنها در تعداد هوادارانش نیست؛ در انسجام آنهاست. از همین رو، هر اقدامی که نیروهای وفادار به انقلاب را در برابر یکدیگر قرار دهد، هر شعاری که مرزهای جدید درون جبهه انقلاب ایجاد کند و هر حرکتی که وحدت خیابانی را به تقابل خیابانی تبدیل نماید، خواه ناخواه در مسیری قرار میگیرد که دشمن سالها برای آن برنامهریزی کرده است.
امروز دفاع از انقلاب اسلامی تنها دفاع از یک موضع سیاسی نیست؛ دفاع از وحدت ملی است. حفظ اتحاد نیروهای انقلاب صرفاً یک توصیه اخلاقی نیست؛ یک ضرورت امنیتی و یک الزام راهبردی است. زیرا آنچه در نهایت کشور را در برابر تهدیدهای خارجی مصون میسازد، نه صرفاً قدرت سخت، بلکه همین سرمایه بزرگ اجتماعی و همین وحدت مقدسی است که در خیابانهای ایران خود را به نمایش میگذارد.
امروز مهمترین وظیفه نیروهای دلسوز کشور، حفاظت از همین سرمایه بزرگ اجتماعی است. اجتماعات مردمی باید همچنان سنگر وحدت باقی بمانند. باید نماد همبستگی ملی باشند. باید نمایشگر اقتدار جمهوری اسلامی باشند. هر اقدامی که این اجتماعات را از مأموریت اصلی خود خارج کند، هر رفتاری که اتحاد نیروهای انقلاب را مخدوش سازد و هر تلاشی که اختلافات طبیعی را به تقابل اجتماعی تبدیل کند، ناخواسته در مسیری قرار میگیرد که دشمن سالها برای آن برنامهریزی کرده است.