استاد دانشگاه تهران میگوید: گروههای مذاکره کننده ایرانی همواره از اراده و اعتماد به نفس لازم برای جنگ، صلح، همکاری و توافق برخوردار بودهاند. متقی میگوید من توافق را به عنوان نقطه آغاز جدیدی برای ایرانی میدانم که آینده با ثبات، الهام بخش و همکاری جویانه با اقتصاد و سیاست جهانی داشته باشد. جوان آنلاین: یک پژوهشگر علوم سیاسی و استاد دانشگاه با بیان اینکه هر جنگی در نهایت به نشانههایی از توافق منجر میشود، گفت روند تفاهم و توافق میان آمریکا و جمهوری اسلامی ایران را میتوان مقدمهای برای صلحسازی، امنیت فراگیر و تغییر در الگوی رفتاری کشورها دانست.
دکتر ابراهیم متقی در گفتوگو با «جوان» با طرح این نکته که تاریخ روابط بینالملل نشانههای متعددی از جنگ و صلح ناپایدار را تجربه کرده است، از ایران بهاین دلیل به عنوان بازیگر منطقهای یاد میشود که در هارتلند (قلب) ژئوپلیتیک منطقهای قرار دارد. طبیعی است که چنین کشوری به دلیل مختصات جغرافیایی و فرهنگی با چالشهای بیشتری در سطح منطقهای و نظام بینالملل روبهرو میشود.
او میگوید: ایران وارث امپراتوری بزرگی بوده که نقش محوری در سیاست و امنیت جهانی داشته است. اگرچه دیوارهای امپراتوری فروریخته، اما هنوز روح و مختصات رفتاری آن در ذهنیت و تفکر ایرانی وجود دارد. به همین دلیل است که در زمان جنگ نشانههایی از انسجام ملی و همبستگی فراگیر در سطح جامعه و ساخت سیاسی را مشاهده میکنیم؛ بنابراین میتوان به این نتیجه رسید که ایران از قابلیتهایی برخوردار بوده که اولین نشانه آن را میتوان در مقاومت و دومین مولفه معطوف به همبستگی و انسجام اجتماعی در دوران تهدید خارجی است.
جنگ اخیر موجب بازتولید هویت ایرانی شد
به گفته این استاد دانشگاه، تحریمهای اقتصادی امریکا و کشورهای اروپایی فشارهای بسیاری بر هویت ایرانی وارد آورد، با این حال جنگ امریکا و اسرائیل علیه ایران منجر به بازتولید هویتی جامعه ایرانی شد. به همان گونهای که جامعه ایرانی خود را با روندهای منازعه و جنگ هماهنگ کرد در دوران پس از آتش بس نیز از آمادگی لازم برای توافق برخوردار است.
متقی در ادامه با اشاره به اینکه اگرچه برخی از گروههای سیاسی و اجتماعی ایران انگارههای انتقادی نسبت به متن توافق و مراحل مربوط به اجرای آن دارند، اضافه کرد: واقعیت آن است که آنان بر اساس تجربه گذشته و الگوی کنش تهاجمی امریکا و اسرائیل به این جمعبندی رسیدهاند. آنان نیز در صدد نیل به صلح پایدار هستند، اما واقعیت آن است که صلح پایدار را باید از طریق کنش مرحلهای، اعتمادسازی، همکاریهای چند جانبه و امید به شکل جدیدی از توافق ساماندهی کرد.
نقطه آغاز ایران باثبات و الهام بخش
او ادامه میدهد: گروههای مذاکره کننده ایرانی همواره از اراده و اعتماد به نفس لازم برای جنگ، صلح، همکاری و توافق برخوردار بودهاند. متقی میگوید من توافق را به عنوان نقطه آغاز جدیدی برای ایرانی میدانم که آینده با ثبات، الهام بخش و همکاری جویانه با اقتصاد و سیاست جهانی داشته باشد. روند تغییر در جهتگیری سیاست خارجی چین در سالهای دهه ۱۹۷۰، همواره برای ایران آموزنده بوده و بر این اساس ایران میتواند فصل جدیدی از روابط را در سطح منطقهای و سیاست بینالملل باز تولید کند.
توافق تابعی از معادله قدرت
این پژوهشگر علوم سیاسی میگوید: هر توافقی دارای موافقین و مخالفین خاص خود است، اما تمامی کارگزاران، زمامداران و تصمیم گیران راهبردی باید به این موضوع توجه داشته باشند که توافق تابعی از معادله قدرت است. اگر خواسته باشیم برای جامعه، رویاهای مبهم را باز تولید کنیم در آن شرایط قادر نخواهیم بود تا زمینه لازم برای نیل به همکاریهای سازنده و مسئولیت پذیری راهبردی در سطح منطقهای و بین المللی را فراهم آوریم. هم اکنون روسای جمهور ایران و ایالات متحده توافق را در قالب فرآیندهای ساختاری امضا کردهاند.
کاخ سفید اعلام کرده که این امکان شکل گرفته و در نتیجه قابلیت اجرایی خواهد داشت. این امر به مفهوم تلاشی سازمان یافته برای عبور از چالشهای گذشته محسوب میشود. من فکر میکنم این توافق بتواند شکل جدیدی از ذهنیت، انگارههای راهبردی و جهتگیری سیاست خارجی را برای ایران به وجود آورد و همواره نقاط عطف راهبردی و ژئوپلیتیکی از درون خشم، جنگ و بحران شکل گرفته است، این توافق را میتوان نقطه عطف جدیدی در حوزه سیاست خارجی ایران دانست. فضای عمومی سیاست بین الملل و شرایط اجتماعی ایران برای توافق آماده است. البته اسرائیل و برخی از کشورهای اروپایی تلاش دارند تا چالشهایی را در روند تنظیم و اجرای توافق به وجود آورند. پس لرزههای جنگ هنوز وجود دارد، اما اراده برای همکاری و ایجاد دوران جدیدی از سیاست ورزی و حکمرانی نیز اجتناب ناپذیر خواهد بود.
محمدباقر قالیباف، شخصیتی توسعهگرا
این پژوهشگردر پاسخ به نقش محمدباقر قالیباف در این توافق میگوید: محمد باقر قالیباف دورانهای مختلفی از تلاش پایان ناپذیر در دوران جنگ و صلح را به انجام رسانده است. به لحاظ شخصیتی از انگیزه لازم برای نوسازی و بهینه سازی ساخت اجتماعی برخوردار است. اگر خواسته باشیم بر اساس انگارههای «آلکس اینکلس» که شخصیت توسعه گرا را تبیین کرده، ویژگیهای رفتاری و انگارههای سیاسی دکتر قالیباف در حوزه حکمرانی را مورد سنجش قرار دهیم، بسیاری از ویژگیهای حکمرانی در سطوح عالیه مملکت را دارا است. او در دورانهای مختلف حکمرانی و زمامداری خود از انگیزه لازم برای پیگیری سیاستهای نوآورانه در چارچوب ساختار سیاسی برخوردار بوده است. از همه مهمتر اینکه قالیباف قادر است تا شکل جدیدی از همکاری را بین جناحهای مختلف سیاسی، امنیتی و راهبردی به وجود آورد. با طیف متفاوتی از فرماندهان سپاه همکاری داشته و میتواند اعتماد آنان را برای گذار از بحران به دست آورد.
این استاد دانشگاه تاکید میکند: هر چند بخشی از ذهنیت قالیباف با قالبهای رویاگرایی ایرانی پیوند یافته، اما تجربه کنش سازمانی نامبرده بیانگر این واقعیت است که از اراده لازم برای «شیفت پارادایمیک» در درون یک ساختار برخوردار است.
به لحاظ شخصیتی از انعطاف پذیری بوروکراتیک، عملگرایی سازمانی و ساختاری برخوردار است. عموماً تلاش میکند تا انگارههای جدید را در قالب ساختار کهن باز تولید کند. به قول «پارتو» از انگیزه لازم برای تجمع و تداوم بین کارگزاران برخورد است.
او ادامه میدهد: اگر چه الگوی کنش رفتاری نامبرده مورد پذیرش برخی از اصولگرایان قرار نگرفته، اما در دوران موجود نقش محوری برای گذار از جنگ، برنامه ریزی الگویی و پایه گذاری روند جدیدی برخوردار است. روندی که با انگارههای ذهنی بسیاری از کارگزاران و گروههای اجتماعی حاشیهای شده ایران نیز پیوند دارد. نگاره معطوف به جمع گرایی را میتوان در زمره شخصیت سازمانی قالیباف دانست که زمینه عبور از برخی چالشها را فراهم میآورد. طبعا چنین فردی از قابلیت لازم برای جمع گرایی و توافق سازی برخوردار خواهد بود.