مصرف برق در نگاه نخست عدد و نمودار است، اما در واقع بازتابی از سبک زندگی، نوع فناوریهای در دسترس و کیفیت زیرساختهایی است که سالها پیش طراحی شدهاند جوان آنلاین: مصرف برق در نگاه نخست عدد و نمودار است، اما در واقع بازتابی از سبک زندگی، نوع فناوریهای در دسترس و کیفیت زیرساختهایی است که سالها پیش طراحی شدهاند. هر فصل، روایت متفاوتی از این مصرف را آشکار میکند و همین تفاوتهاست که گاه شبکه برق را در آستانه ناترازی قرار میدهد. در روزهای گرم سال، بار سرمایش بهسرعت بالا میرود و در زمستان، گرمایش جای آن را میگیرد؛ تغییری که اگر بهدرستی شناخته نشود، تحلیلهای سطحی و تصمیمهای مقطعی را به دنبال خواهد داشت. جابهجایی ساعات اوج مصرف از روز به شب و تغییر ماهیت بار از سرمایش به روشنایی، شبکهای را که برای شرایطی خاص طراحی شده، در برابر الگوهای متغیر قرار میدهد. در چنین وضعیتی، هر اختلال کوچک در تأمین سوخت یا هر افزایش ناگهانی مصرف میتواند توازن عرضه و تقاضا را برهم بزند. اینجاست که موضوع مدیریت مصرف، نه بهعنوان یک توصیه عمومی، بلکه بهمثابه بخشی از راهبرد کلان انرژی مطرح میشود.
در عین حال، نمیتوان نقش فناوری را نادیده گرفت. بسیاری از تجهیزات برقی که در خانهها و ساختمانها مورد استفاده قرار میگیرند، محصول دورهای هستند که بهرهوری انرژی در اولویت نبوده است. جایگزینی این تجهیزات با نمونههای کممصرف، اگرچه راهکاری مؤثر به نظر میرسد، اما هزینههای اقتصادی آن برای بخش بزرگی از جامعه چالشبرانگیز است. بنابراین، انتظار تغییر سریع رفتار مصرفی بدون فراهمشدن بسترهای فنی و اقتصادی، واقعبینانه نخواهد بود.
از سوی دیگر، مقررات و استانداردهای ساختوساز نیز سهم تعیینکنندهای در میزان مصرف و اتلاف انرژی دارند. ساختمانهایی که بدون توجه به عایقبندی مناسب حرارتی و برودتی ساخته میشوند، سالها شبکه برق را با مصرف اضافی مواجه میکنند. این مسئله، تنها یک مشکل فنی نیست، بلکه پیامدی بلندمدت برای اقتصاد انرژی کشور به شمار میآید؛ پیامدی که اصلاح آن نیازمند نگاه پیشگیرانه و برنامهریزی از مبدأ ساخت است. در چنین بستری، گفتوگو با کارشناسان صنعت برق فرصتی فراهم میکند تا تصویر دقیقتری از واقعیت مصرف، تلفات شبکه و محدودیتهای موجود ترسیم شود. سعید مهذب ترابی، مدیرعامل شرکت مهندسی قدس نیرو در گفتوگو با «جوان» سعی کرده با نگاهی تحلیلی و مستند از کلیگویی فاصله بگیرد و نشان دهد اتلاف انرژی چگونه شکل میگیرد، سهم مردم و سهم ساختارها در آن چیست و چه مسیرهایی میتواند به کاهش پایدار مصرف و بهبود کارایی شبکه منجر شود.
وی میگوید: تفاوت مصرف برق در زمستان و تابستان تفاوتی بنیادین است. در ماههای گرم سال، بخش عمده بار شبکه به مصرف سرمایش اختصاص دارد؛ بهگونهای که براساس برآوردها و اظهارات مسئولان وزارت نیرو، حدود ۳۰درصد پیک بار تابستانی کشور ناشی از وسایل سرمایشی است. این سهم قابلتوجه، فشار مضاعفی بر شبکه وارد میکند. در مقابل در زمستان با حذف بار سرمایش، همین ۳۰ درصد عملاً از چرخه مصرف خارج میشود و اگر مشکل تأمین سوخت وجود نداشته باشد، ناترازی جدی در مصرف برق شکل نمیگیرد.
به اعتقاد ترابی در فصل سرد، مصرف برق بیشتر به روشنایی محدود میشود و تنها در برخی مناطق فاقد دسترسی به گاز از برق برای گرمایش استفاده میشود که سهم آن در مقیاس ملی چندان قابلتوجه نیست.
وی ادامه میدهد: هر چند بخاریهای برقی و هیترها مصرفکنندگان پرمصرفی محسوب میشوند، اما با توجه به گازرسانی گسترده در کشور، استفاده از این وسایل به حدی نیست که بهتنهایی ناترازی بزرگی در شبکه ایجاد کند.
ترابی میافزاید: در حوزه مصرف خانگی، خاموش و روشنشدن مکرر وسایل برقی ممکن است عمر تجهیزات را کاهش دهد، اما تأثیری بر میزان مصرف برق ندارد. کاهش واقعی مصرف زمانی اتفاق میافتد که وسایل کممصرفتر با راندمان بالاتر مورد استفاده قرار گیرند. هرچه رتبه انرژی تجهیزات بهتر باشد، مصرف برق کاهش مییابد و به همان نسبت، بهای برق پرداختی خانوارها نیز کمتر میشود. جایگزینی لامپهای رشتهای با لامپهای کممصرف یا LED نمونهای روشن از این رویکرد است که هم مصرف انرژی و هم هزینهها را کاهش میدهد.
در نگاه این کارشناس، الگوی پیک مصرف نیز در دو فصل متفاوت است، تأکید میکند: در زمستان، اوج مصرف معمولاً در ساعات ابتدایی شب و به دلیل بار روشنایی رخ میدهد، حال آنکه در تابستان، پیک مصرف به ساعات روز و استفاده گسترده از وسایل سرمایشی منتقل میشود. این تفاوت زمانی، برنامهریزی و مدیریت شبکه را با چالشهای متفاوتی مواجه میکند.
ترابی توضیح میدهد: در ادبیات صنعت برق، مفهوم «تلفات» به هدررفت انرژی در شبکه اطلاق میشود؛ موضوعی که بهطور مستقیم در اختیار مصرفکنندگان نیست. تلفات به دو بخش فنی و غیرفنی تقسیم میشود. تلفات فنی به مشخصات و کیفیت شبکه بازمیگردد و هرچه شبکه متناسبتر با الگوی مصرف طراحی و بهرهبرداری شود، این نوع تلفات کاهش مییابد. تلفات غیرفنی نیز شامل مواردی مانند برقدزدی، دستکاری تأسیسات، خرابی کنتورها یا تجهیزات است. با این حال، کاهش مصرف برق از سوی مشترکان، بهطور غیرمستقیم موجب کاهش تلفات فنی شبکه میشود.
وی خاطر نشان میکند: واقعیت آن است که در شرایط کنونی، نمیتوان بار اصلی مدیریت مصرف را بر دوش مردم گذاشت. تغییر فناوری، هزینهبر است و با وضعیت اقتصادی موجود، برای بسیاری از خانوارها امکانپذیر نیست. آنچه مصرف را بالا نگه میدارد، استفاده از فناوریهای قدیمی با راندمان پایین است. هر اندازه تجهیزات نوآورانهتر و مجهزتر به فناوریهای جدید باشند، مصرف برق آنها کاهش مییابد. استفاده از کولرهای گازی استاندارد یا سیستمهای گرمایشی هوشمند مجهز به حسگر و تنظیمکننده خودکار دما، نمونههایی از این مسیر اصلاحی است که اثر آن در مقیاس ملی نیز قابل مشاهده خواهد بود. در این میان، نقش مقررات ساختمانی بسیار تعیینکننده است. الزاماتی مانند مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان که بر عایقبندی مناسب حرارتی و برودتی تأکید دارد، میتواند بهطور ساختاری مصرف انرژی را کاهش دهد. با وجود اهمیت این موضوع، در عمل توجه کافی به آن نمیشود. اگر از امروز ساختوسازهای جدید براساس الگوی مصرف و معیارهای بهرهوری انرژی انجام شود، در افق چندساله میتوان انتظار داشت ساختمانهای نوساز با مصرف منطقی انرژی وارد چرخه بهرهبرداری شوند و میزان اتلاف انرژی در کشور بهطور ملموسی کاهش یابد.