خشکسالیهای پیدرپی، همراه با برداشت بیرویه، باعثشده بخش بزرگی از آب مورد استفاده کشاورزی از منابع زیرزمینی تأمین شود؛ منابعی که اکنون در اغلب استانها به وضعیت بحرانی رسیدهاند. افت شدید سطح آب سفرهها در استانهایی مثل فارس، کرمان، یزد، خراسانرضوی، همدان و اصفهان باعث خشکشدن قنوات، کمدبی چاهها و افزایش هزینه پمپاژ آب شده است.
ایران در کمربند خشک و نیمهخشک جهان قرار دارد و متوسط بارندگی سالانه آن حدود یکسوم میانگین جهانی است. این واقعیت اقلیمی، سالهاست تغییر نکرده، اما الگوی مصرف آب در بخش کشاورزی که بیش از ۸۵درصد منابع آب کشور را مصرف میکند، همچنان بر مبنای روشهای پراتلافی، چون آبیاری غرقابی باقی مانده است. نتیجه این روش کاملاً مشخص است و آن هم افت شدید آبهای زیرزمینی، فرونشست زمین، شوری خاک و تهدید مستقیم تولید غذا میباشد.
در چنین شرایطی، آبیاری نوین و هوشمند نه یک انتخاب لوکس فناورانه، بلکه ابزار بقا برای کشاورزی ایران است. آبیاری تحت فشار با روشهایی مثل قطرهای، بارانی، تیپ، سامانههای زمانبندیشده، حسگرهای رطوبت خاک، دادههای هواشناسی و حتی هوشمصنوعی، میتوانند مصرف آب را بین ۳۰ تا ۵۰ درصد کاهش دهند و همزمان بهرهوری محصول را افزایش دهند. یعنی «آب کمتر، محصول بیشتر»؛ معادلهای که برای کشوری کمبارش حیاتی است.
با این تفاسیر باید بدانیم که نسخه نجات، برای همه استانها یکسان نیست زیرا خشکسالی نسخه استانی میخواهد، نه دستوری سراسری.
در استانهای پرتنش آبی مانند خوزستان، فارس، کرمان، یزد و سیستانوبلوچستان، اولویت باید بر توقف کشت محصولات آببر، توسعه آبیاری قطرهای و جایگزینی الگوی کشت باشد. ادامه تولید برنج، هندوانه یا ذرت علوفهای با آب زیرزمینی، عملاً به معنای تخریب سرمایه بیننسلی است.
در استانهایی مانند گلستان، خراسانها و آذربایجانها، آبیاری هوشمند میتواند نوسانات بارشی را مدیریت کرده و کشاورزی را در برابر خشکسالیهای دورهای مقاوم کند و در استانهای مرکزی، توسعه گلخانههای هوشمند، کشتهای متراکم و سیستمهای بسته آبیاری، تنها راه حفظ تولید است.
نکته کلیدی اینجاست که آبیاری نوین بدون حکمرانی درست آب، شکست میخورد. اگر همزمان با توسعه فناوری، قیمتگذاری آب، کنترل برداشت از چاهها، انسداد چاههای غیرمجاز و پایش واقعی مصرف انجام نشود، صرفهجویی رخ نخواهد داد. تجربه نشان داده در برخی مناطق، با افزایش راندمان، سطح زیرکشت گسترش یافته و دوباره مصرف آب بالا رفته است؛ پدیدهای که به «اثر بازگشتی» معروف است.
از منظر امنیت غذایی، آبیاری هوشمند دو دستاورد حیاتی دارد: نخست، پایداری تولید در شرایط کمبارشی و دوم، کاهش وابستگی به واردات مواد غذایی راهبردی. کشوری که آب را دقیق مصرف میکند، میتواند تولید را برنامهریزیپذیر کند و این همان نقطه اتصال آب، غذا و امنیت ملی است.
در نهایت، رهایی استانهای ایران از خشکسالی، نه با بارشهای مقطعی، بلکه با تصمیمات شجاعانه ممکن است. سرمایهگذاری هدفمند دولتی، پرداخت یارانه هوشمند به کشاورزان پیشرو، آموزش میدانی و الزام قانونی به اصلاح الگوی آبیاری راههایی است که بدون فوت وقت باید در دستور کار مسئولان و سازمانهای ذیربط قرار بگیرد.