در امریکا نهادی وجود دارد، وابسته به کتابخانه ملی امریکا که به صورت سیستماتیک کتابها را ارزیابی میکند و اگر مناسب اقتباس سینمایی باشد، آن را به سینماگران معرفی میکند. جوان آنلاین: در امریکا نهادی وجود دارد، وابسته به کتابخانه ملی امریکا که به صورت سیستماتیک کتابها را ارزیابی میکند و اگر مناسب اقتباس سینمایی باشد، آن را به سینماگران معرفی میکند.
پیمان شوقی، نویسنده کتاب داستانها چگونه فیلم میشود؛ مجموعه مقالاتی جدید از استادان و چهرههای نامدار آموزش فیلمنامه در جهان گفت: در حال حاضر میبینیم که تا چه حد اقتباس ادبی در دنیا زیاد است. در صورتی که در سینمای ایران کم و بیش برمیگردد به زمانه موجنو و شاهکارهای ادبی که در دهه ۴۰ و ۵۰ ساخته شد. باید گفت، هم از نظر ادبی هم برگردان سینمایی آنها آثار خوبی بودند. یکی از مواردی که در این سالها زیاد درباره آن شنیدهایم، این بوده که انتظارات نویسندگان از سینما نامعقول است؛ یا انتظارات مالی یا بحث امانت و حفظ چارچوبهای داستانی باعثشده نویسنده راضی نباشد از کتابش استفاده شود، ولی از آن طرف در ارتباط با سینماگران متوجه شدم خانواده سینما هم خیلی کتابخوان و دنبالهرو اقتباس نیست.
وی درباره وضعیت اقتباس ادبی در دنیا توضیح داد: در سینمای صنعتی مثل سینمای امریکا، اقتباس ادبی درصد قابلتوجهی از فیلمها را به خود اختصاص دادهاست. چه اقتباس ادبی، چه اقتباس از اتفاقات و وقایع و مقالات و این اقتباس درصد قابلتوجهی از فیلمها را به خود اختصاص دادهاست. در امریکا نهادی وجود دارد، وابسته به کتابخانه ملی امریکا که به صورت سیستماتیک کتابها را ارزیابی میکند و اگر مناسب اقتباس سینمایی باشد، آن را به سینماگران معرفی میکند.
وی عنوان کرد: بسیاری از نویسندگان دید تصویری دارند و آثارشان برای سینما است. این پیوند آنقدر تنگاتنگ و جالب شدهاست که نویسندهای مثل استیون کینگ که معروفترین فیلمهای ژانر ترسناک از کتابهای او ساخته شده و درآمد کلانی از فروش حق اقتباس کتابهایش دارد، یک مجموعه داستان را منتشر میکند و اقتباس از این داستانها را برای فیلمسازان جوان یا فیلم اولیها آزاد و رایگان اعلام میکند. حسرت ما همیشه این بود که چرا ما در ایران این شرایط را نداریم. تا اینکه حدود هشت سال پیش، انجمن سینمایی جوانان ایران مقوله اقتباس را جدی گرفت و جایزهای جداگانه به فیلمهای اقتباسی اهدا میکند. همانطور که در اسکار هم این اتفاق میافتد.
شوقی که با ایبنا سخن گفتهاست، در ادامه درباره تفاوت فیلمنامهنویسی اقتباسی با اورجینال و اینکه آیا مقالهها به صورت کاربردی، انواع اقتباس را مطرح کردهاند یا خیر اینگونه توضیح میدهد: چند سال پیش مجموعهای از بهترین داستانهای کوتاه ایرانی به انتخاب یکی از کارشناسان ادبیات داستانی انتخاب شد که حدود ۶۰ داستان داشت و اینها را همراه با یک اجازه ضمنی برای اقتباس از نویسندگان آثار به صورت کتاب منتشر کرد. این حرکت از فیلم کوتاه شروع شد و ما را به آینده امیدوار کرد. اقتباس ادبی برای خود یک دنیاست و قواعد و سازوکار خود را دارد. اینطور نیست هر فیلمنامهنویسی بتواند اقتباس ادبی خوبی بنویسد. ما در ایران سینما را به عنوان هنر الیت و روشنفکرانه مطرح میکنیم، در صورتی که فیلمنامهنویسی یک حرفه و مهارت است. کسی که سراغ فیلمنامهنویسی میرود باید هم علاقه و استعداد داشتهباشد و هم آموزش ببیند. برای من مقوله آموزش باعث شد شروع کنم به جستوجو و پیدا کردن مقالات و کتابهای مفید این حوزه. پس از جستوجو به حدود ۱۰۰ مقاله رسیدم. فکرم این بود که اگر یکسری مقالات پیدا شود، از کنار هم گذاشتن آنها پازلی تشکیل میشود که خواننده را درگیر کند و خواننده حوصله خواندن آن را داشته باشد. از میان این صد مقاله حدود ۲۰ مقالهای که به فیلم کوتاه ارتباط داشت، انتخاب شد. این مقالات اقتباس ادبی برای سینما را از انتخاب سوژه و ایدهیابی تا ساختارهای فیلم کوتاه و مقایسه آن با داستان کوتاه بررسی میکنند. بحثهای مربوط به فرم را متأسفانه در آموزشهای سینمایی کم داریم و نقطه ضعف جدی سینمای ایران همین است که پشتوانه آکادمیک ضعیفی دارد. در این حوزه مشابهتهای ساختاری کم کار شدهاست. حتی ژانرهای مختلف ادبیات که قابلبرگردان به ژانرهای مختلف سینمایی هستند، کم است. در یکی از مقالات آکادمیک برخوردم به این موضوع که یکی از ژانرها، شعر است. در نهایت مجموع مقالاتی را انتخاب کردم که در ادبیات سینمای ایران سابقهای نداشتند. مقولهها، مباحث و فوتهای کوزهگری در مقالات مطرح میشود که به نظرم برای فیلمسازان جوان مفید خواهد بود.