ذهن انسان یک قصهگوی بیبدیل و حرفهای است و گاهی میتواند از معمولیترین موقعیتهای زندگی یک داستان دراماتیک و تأثیرگذار خلق کند. این قابلیت را زمانی که گوشهای بیکار نشستهاید احتمالاً تجربه کردهاید. ناگهان ذهنتان به طور ناخودآگاه به کار میافتد و بدون آنکه متوجه باشید خود را میان داستانی از گذشته یا حتی آینده مییابید. ذهن به طور خاص به گذشته گرایش دارد و به نوعی به آن معتاد است، زیرا گذشته معمولاً به ما حسی از هویت میدهد. برای بسیاری از افراد دشوار است که ماجراهای گذشته خود را رها کنند، زیرا معمولاً این احساس در آنها تقویت میشود که موقعیت کنونیشان اصلاً مناسب نیست، اما نکته این است که چسبیدن به زندگی گذشتهمان این ذهنیت را در ما ایجاد میکند که در آینده هم همان ماهیت گذشته را خواهیم داشت. در این صورت محکوم هستیم در دایرهای بسته حرکت کنیم که هیچ چیز جدید یا خلاقانهای وارد آن نمیشود که تغییرش دهد، بنابراین زندگی در زمان حال نیز برای داشتن یک زندگی رو به رشد و امیدوارکننده بسیار اهمیت دارد. در ادامه چند نکته را در این زمینه آوردهایم.
از تعریف خود بر اساس گذشته دست بردارید: این یک عادت ناخودآگاه است که در کودکی آن را فراگرفتهاید. به عنوان مثال، اگر در مدرسه نمره پایینی گرفتید و به خاطر آن سرزنش شدید، در این صورت ممکن است همیشه خود را به عنوان یک دانشآموز متوسط یا شکستخورده بشناسید. بیشتر بزرگسالان هنوز هم خودشان را بر اساس آنچه در گذشته برایشان اتفاق افتاده تعریف میکنند. این روش بسیار ناکارآمد است، زیرا زندگی بازتابی از آنچه فکر میکنید هستید را برای شما به ارمغان میآورد نه آنچه واقعاً هستید. زمانی که شما در گذشته خود زندگی نمیکنید، زندگی به آرامی پیش میرود و شما را به واسطه اتفاقاتی که برایتان رخ داده است، تعریف میکند.
زندگی همین لحظه است: این بسیار ساده است ولی خیلیها به سختی متوجه میشوند که زندگی همین لحظه است که باید آن را زیست. وقتی سوار قطار میشوید، آیا باز هم چمدان خود را در دست نگه میدارید یا ترجیح میدهید آن را زمین بگذارید و از سفر لذت ببرید؟ متأسفانه اکثر افراد نمیدانند که زندگی پویاست و همیشه در حال حرکت رو به جلو است.
فارغ از داستانهای ذهن خود زندگی کنید: زندگی آزاد از داستانهای ذهن باعث میشود که وجودتان از رنج رها شود. شما این انتخاب را دارید که در سیطره افکارتان باشید و همچنین میتوانید ذهن را نادیده بگیرید. انتخاب با شماست. لازم نیست هر بار که داستانی در یاد شما ظاهر میشود به آن توجه کنید. ما معمولاً این انتخاب را انجام نمیدهیم و به ذهن خود اجازه میدهیم با هر فکری که ایجاد میکند، توجه ما را جلب کند. وقتی اجازه میدهید این اتفاق بیفتد، در تسلط ذهن هستید، بنابراین هرگز نمیتوانید گذشته را رها کنید، زیرا با توجه خود آن را تجدید میکنید. ذهن ذاتاً بر اساس گذشته عمل میکند. پس چگونه میتوان ذهن را رها کرد؟ ساده است، مهم نیست که چقدر حیلهگرانه سعی میکند توجه شما را جلب کند، به آن توجه نکنید. ذهن همه انواع روشها را امتحان میکند تا توجه شما را جلب کند، اما اگر به سادگی در هوشیاری بمانید، گرفتار آن نخواهید شد. با گذشت زمان و تداوم شما در بیتوجهی به داستانهای گذشته، ذهن کند و ساکت میشود. وقتی از ذهن رها شوید، از گذشته و داستانهای پیشین خود نیز رها خواهید شد و هر روز داستانی تازه و نو خواهید نوشت. وقتی این گونه زندگی میکنید، هر روز تازه خواهید بود و شادیای را برای خود به ارمغان میآورید که قبلاً هرگز تجربه نکردهاید.