ناصر عباسی، هنرمند کهنه کار و پیشکسوت صنایعدستی از سال ۴۲ تاکنون در زمینه مینیاتور فعال است. از ۱۰ سالگی نزد برادرش فتحالله عباسی به نگارگری مشغول شد و شبها به اکابر میرفت و درس میخواند. او که مبدع سبک خاصی در این هنر بدیع و زیباست از جمله معدود هنرمندانی است که بر سردر مغازهاش عنوان منتخب حکشده تا علاقهمندان به مینیاتور و آشنایان به این هنر مطمئن شوند آثار او مورد تأیید است. «جوان» با این استاد عرصه نگارگری گفتگو کردهاست.
از چه زمانی جزو معدود هنرمندان منتخب شدید؟
پس از سالها کار کردن و کسب تجربه و شناخت در این هنر، سرانجام چند سال پیش بود که از سوی اتحادیه و سازمان صنایعدستی اشخاصی را شناسایی کردند و تابلو منتخب را به حجره من دادند تا مشتریها با خیال آسوده آثار را تهیه کنند.
سالهاست شما نگارگری کار میکنید و در این مدت سبک خاصی هم ابداع کردید، درست است؟
بله، چون این هنر را دوست دارم از همان ابتدا سعی کردم تا شیوه خاصی را برای کارم ابداع کنم که پیش از آن در نگارگری نبود. شیوه کار من حالت سنتی است. بیشتر کارهایم موضوعات خاص است. در انتها روی آنها روغن جلا میزنم تا ثابت بماند. این سبک را حدود ۴۰ سال پیش ابداع کردم.
استادان شما چه کسانی بودند؟
تنها استاد من در نگارگری برادرم فتحالله عباسی بود که خود او شاگرد مرحوم استاد مهدی شریفیان بود که در زمینه مینیاتور و میناسازی کار میکرد.
سبک شما با برادرتان یکی است؟
خیر، تخصص برادرم بیشتر نقاشی اسب و شکار بود، اما سبک کار من با برادرم تفاوت دارد و خودم دوست داشتم سبک خاصی داشته باشم. هر موضوعی را که برایم جذاب بود، به شیوه سنتی کار میکنم مثل چهره، طبیعت روستا، بناهای تاریخی، گل و مرغ، مراسم سنتی مانند عروسی و خیلی از موضوعهای دیگر را در ابعاد کوچک و بزرگ کار میکنم. البته همه را به طور تخیلی کارکردهام، چراکه نگارگری بر اساس تخیل است، ولی از آنچه میدیدم الهام میگرفتم و تا الان هم به همین صورت ادامه دادهام. ولی این را همیشه گفتهام که الفبای کار را نزد برادرم آموختم.
در این سالها هنرجو هم داشتید تا سبک هنری خودتان را آموزش و به آنها انتقال دهید؟
بله، قبل از این شاگردانی داشتم، اما اخیراً فقط پسرم محسن است که بعد از ظهرها به همین مغازه میآید و کار میکند. فرد دیگری هم بود به نام مهدی ابوطالبی که البته این هنر را رها کرد. افراد زیادی آمدند، اما کارشان استمرار نداشت. حتی آقای رضا فتاحی که الان گل و مرغ کار میکند، پیش ما کار میکرد و من تشخیص دادم که سبک کار ایشان بهگونهای است که میتوانند در کار گل و مرغ خیلی پیشرفت کنند و چند تا کار گل و مرغ طرح زدم و ایشان کار کرد و خیلی کار خوبی شد و از آن زمان بود که ایشان دیگر به گل و مرغ علاقهمند شدند و الحمدلله پیشرفت کردند.
مینیاتور در حال حاضر در میان مردم چقدر خواهان دارد؟
سالها پیش خود سازمان صنایعدستی کارهای ما را میخرید که اگر فروش داشت یا نداشت از ما خریداری میشد تا پس از انقلاب این رویه بود تا اینکه سازمان صنایعدستی به نوعی امانتفروش شد. به این صورت که آثار ما را میبردند و میگفتند اگر فروخته شدند، پول شما را میدهیم. عدهای کارهایشان را اینطور عرضه میکردند و منتظر فروش بودند.
آینده نگارگری را چطور میبینید؟
این هنر توریستی است. ایرانیان، چون اغلب خودشان با هنر آشنا هستند، چندان رغبتی برای خرید اثر هنری ندارند، ولی گردشگران خارجی برایشان جالب است و خرید میکنند. برای همین است که زندگی و کار ما به توسعه گردشگری مربوط است. کسی که بخواهد در آینده در زمینه نگارگری کار کند، اگر بخواهد برای امرار معاش خود این کار را انتخاب کند، آیندهای ندارد، اما اگر از روی علاقه و عشق به این هنر روی بیاورد، بسیار لذتبخش است.
بازار کار صنایعدستی و بخصوص نگارگری چگونه است؟
خوب نیست؛ امیدوارم خوب شود به دلیل وفور کارهای تقلبی و چینی که کیفیت ندارند، ولی ارزان هستند، متأسفانه اوضاع کار ما رونقی ندارد و از وضعیت فعلی راضی نیستیم. من گاهی ۱۰ تا ۱۵ روز هم بوده که فروش نداشتم.
به این فکر افتادهاید که از طریق فضای مجازی برای کارهایتان مشتری پیدا کنید؟
ما قدیمی هستیم و به این فضا آشنایی نداریم برای همین در فضای مجازی حضور نداشتهام.
انتظار شما از مسئولان چیست؟
دیگر از انتظار گذشته است. موقعی که ما جوان بودیم و قدرت داشتیم، کارهای شاخصی انجام میدادیم که در حد موزه بود، ولی آن موقع هم حمایت آنچنانی از ما نمیشد و مجبور بودیم به خاطر مخارج کارهای تجاری هم تولید کنیم که قیمت بالایی نداشتهباشد و زود به پول نزدیک شود، اما الان دولت باید از جوانانی که استعداد و علاقه دارند و در این رشته فعالیت میکنند و میتوانند کارهای شاخصی در حد موزه انجام دهند حمایت کند تا بتوانند در آینده حرفی برای گفتن داشتهباشند. مسئولان چوب لای چرخ ما نکنند، حمایت پیشکش. الان پرداخت مالیاتها با این وضعیت سخت است و ما هم که معاف از مالیات نیستیم. مسئولان کمک کنند و دستمان را بگیرند، پیش از این دورتادور میدان امام پر از حجرههای صنایعدستی بود، اما امروز بستنیفروشی و گزفروشی شدند، چون برای معاش و گذران زندگی مجبورند.
چه کشورهایی بیشتر به نگارگری علاقه دارند و مشتری هستند؟
کشورهای اروپایی مثل انگلیس و فرانسه بیشتر مشتری ما هستند. از امریکا هم مشتریانی داریم.
با توجه به مشکلاتی که اشاره کردید، هنوز هم به کارتان علاقه دارید؟
خیلی زیاد. اگر یکبار دیگر امکان انتخاب شغل را داشتم، باز هم نگارگری را انتخاب میکردم، چون کارم را دوست دارم، عاشق کارم هستم و همین عشق به کارم باعث شده که در آن دوام داشته باشم. من روش به دست آوردن درآمد زیاد را بلد نبودم و این کار را نکردم، اما خیلیها کارشان به لحاظ کیفیت قابلمقایسه با ما نیست، اما به لحاظ مالی پیشرفت زیادی داشتند. ما الحمدلله تا الان درنماندهایم و همهاش به خاطر علاقه به کارم است.