کد خبر: 1177394
تاریخ انتشار: ۱۹ مرداد ۱۴۰۲ - ۰۶:۰۰
گزارش میدانی از مادرانی که به همراه فرزندان خردسال خود به هیئت می‌روند
دردانه‌هایی که در مجلس روضه پا می‌گیرند و حسینی بار می‌آیند از نوزاد ۴۰ روزه تا کودکان ۱۰ ساله... دختر و پسر... قسمت خواهران، مجالس روضه خاص است. یکی در حال نقاشی کردن، یکی در حال جغجغه تکان دادن، یکی در حال شیر خوردن، یکی خواب، دیگری بی‌قرار از نشستن و تمایل به راه رفتن دارد...

در مجلس روضه قسمت خواهران هرگز سکوت مجالس آقایان را نمی‌بینیم... همهمه دارد، اما این قسمت مملو از مادرانی است که در همان لحظه با همه سختی‌ها در حال تربیت فرزند خود برای آینده هستند تا یک دوستدار اهل بیت (ع)، یک زینبی و حسینی تربیت کنند.
کیف، ساک، کالسکه و کیسه خوراکی عمدتاً از لوازم ثابت خانم‌ها در مجالس روضه است؛ مادرانی که باید برای همه چیز تدبیر کنند. از خرد و خوراک گرفته تا تعویض پوشک طفل خود؛ همان کودکانی که تحمل‌شان به نسبت بزرگ‌تر‌ها کمتر است. نه صبری برای مجالس طولانی‌مدت دارند و نه انگیزه‌ای برای حضور، غیر از اینکه با دوستان و سایر بچه‌ها هم‌بازی شوند، اما انگیزه مادران، چیز دیگری است.
با حضور در مراسم مختلف عزاداری در سطح شهر تهران به خصوص هیئت‌های پرجمعیت که حتی عبور و مرور در آن برای بانوان به همراه کودکان به سختی صورت می‌گیرد، انگیزه مادران را جویا شدیم.

۱) بچه‌ها از فضای هیئت رنگ می‌گیرند
زهرا ۳۶‌ساله مادر حسین و علی هشت و سه ساله است. او بچه‌ها را همیشه با خود به مراسم عزاداری و البته مراسم‌های جشن و شادی اهل بیت (ع) می‌برد. طبق گفته‌های او حتی در شرایط کرونایی با رعایت نکات بهداشتی علی را که تنها چند هفته داشت در دهه اول محرم با خود همراه می‌کرد. در مراسم شلوغ و پرجمعیت یکی از هیئت‌های مذهبی تهران در حال دویدن دنبال علی است که به زبان بچگی داد می‌زند «من هواپیما هستم.» از زهرا می‌پرسم چرا این سختی را تحمل می‌کنی و در هیئت در حال بازی کردن با کودک خودت هستی؟! می‌گوید: بچه‌ها از فضا رنگ می‌گیرند. اعتقاداتی که در ما شکل گرفته در آن‌ها هم شکل می‌گیرد. چرا در عروسی بچه‌ها را به همراه خود می‌بریم، اما زمان عزاداری بگوییم اذیت می‌شود؟! چه فرقی دارد؟ همین حضور باعث مأنوس شدن با مجالس روضه و اهل بیت (ع) می‌شود. هیئت مثل حرم می‌ماند و اعتقادات بچه‌ها قوی‌تر می‌شود. سعی می‌کنم سختی‌ها را قبول کنم و بچه‌ها را به هیئت ببرم. خودم ذوق نشان می‌دهم و معمولاً بچه‌ها به دلیل انسی که با مادر دارند، وقتی مادر چیزی دوست داشته باشد، انجام می‌دهند. همواره ذوق نشان می‌دهم و از طرف دیگر سعی می‌کنم در فضای هیئت با آن‌ها بازی کنم. اسباب‌بازی مخصوص هیئت دارم که صرفاً باید در هیئت بازی کنند و همین باعث ترغیب حضورشان در فضای روضه می‌شود.
از او می‌پرسم برای آرام نگه داشتن بچه‌ها چه کار می‌کنی؟ زهرا می‌گوید: بچه‌ها از فضای هیئت چیزی متوجه نمی‌شوند، اما من برای حضور آن‌ها کار‌هایی که دوست دارند انجام دهند را مرتبط با این حضور انجام می‌دهم. خوراکی‌هایی را که دوست دارند در هیئت در اختیارشان می‌گذارم. بازی نشستنی انجام می‌دهم. هرگز زمان بازی با بچه‌های دیگر با آن‌ها تندی نمی‌کنم. در انتخاب‌ها دقت می‌کنم. سعی می‌کنم هیئتی بروم که با بچه‌ها بازی کنند، اذیت نشوند و در زمستان گرم و تابستان خنک باشد. سعی می‌کنم خوراکی تهیه کنم که بتوانند همراه بقیه بچه‌ها بخورند. حسین را در هیئت برای انجام کاری شریک می‌کنم، مثل پخش کردن دستمال کاغذی. وقتی کودک کار دلخواه خود را انجام می‌دهد، اعتمادبه‌نفس می‌گیرد و از سوی دیگر مزه انفاق را هم می‌چشد. اصلاً هیئت، کلاس درس و تربیت است. سعی می‌کنم اسباب‌بازی‌هایی که می‌آورم در عین سادگی، متنوع و پرتعداد باشد. گران‌قیمت نباشد که اگر خراب شد، ناراحت نشود. قبل از هیئت برای حضور در این فضا زمینه‌سازی می‌کنم. سعی می‌کنم مکان‌هایی را انتخاب کنم که دوستان مذهبی و خانوادگی هم شرکت می‌کنند تا با فرزندان آن‌ها معاشرت کنند.

۲) روضه سیدالشهدا (ع) در ناخودآگاه کودکم تأثیر دارد
در یکی دیگر از هیئت‌های مذهبی که جمعیت داخل خیابان روی موکت نشسته‌اند، نزد خانم‌هایی می‌روم که کودکی در کنارشان نشسته است. مادری کنار دختر تقریباً دو‌ساله است که نقاشی می‌کشد. از او می‌خواهم چند دقیقه وقتش را بگیرم و بی‌مقدمه می‌گویم چرا با بچه به هیئت می‌آیی؟!
با صلابت و محکم می‌گوید: دوست دارم کودکم در این فضا باشد. به قول معروف «آدمی فربه شود از راه گوش». معتقدم شنیدن روضه سیدالشهدا (ع) و اهل بیت (ع) در ناخودآگاه کودکم تأثیر دارد، حتی اگر چیزی از آن متوجه نشود. در ادامه می‌گوید: برای سرگرم کردن بچه حتماً اسباب‌بازی و خوراکی می‌آورم. از طرفی حتماً سعی می‌کنم در فضایی باشد که دوست دارد مثلاً محیط باز دوست دارد و در محیط داخل مسجد کلافه می‌شود و اولویت هم برای من حس خوب دخترم است.

۳) حب امام حسین (ع) در قلب‌مان می‌افتد
کنار خانمی می‌نشینم که تلفن همراه خود را به دختر سه چهارساله‌اش داده است. از او می‌پرسم همیشه با بچه به هیئت می‌آیید؟ می‌گوید: در خانه به پسر ۹‌ساله‌ام می‌گویم شما با راحتی، با وسیله شخصی به هیئت می‌آیید که کولر و همه امکانات را دارد، اما ما بچه بودیم مادر ما پیاده دست ما را می‌گرفت و در مجالس روضه امام حسین (ع) به سختی شرکت می‌کردیم. حب امام حسین (ع) در قلب ما افتاد و ما هم می‌خواهیم این حب در قلب آن‌ها هم شکل بگیرد.
می‌پرسم مگر مطمئنی تأثیری دارد؟ پاسخ می‌دهد: صددرصد حضور آن‌ها تأثیر دارد. قضیه الک سیاه است که پدری به بچه خود گفت برو با الک سیاه آب بیاور. بچه بعد چند بار گفت بابا به چه درد می‌خورد! پدر الک را نشان داد و گفت سفید شد. بعد از جواب روشن او به دخترکوچکش که همچنان مشغول گوشی‌بازی است، اشاره می‌کنم و می‌پرسم، موبایل او را سرگرم می‌کند؟ می‌گوید: نه، ۱۰ دقیقه موبایل، ۱۰ دقیقه نقاشی، ۱۰ دقیقه خوراکی و هر چیزی ۱۰ دقیقه ۱۰ دقیقه آرامش کند کافی است، حتی اگر من فیض نبرم، اما بی‌تأثیر نخواهد بود.

۴) بچه‌ها در اینجا با دوستداران اهل بیت (ع) معاشرت می‌کنند
چشمم به کودکی می‌خورد که کنار جدول در حال ماشین‌بازی و مادرش با فاصله ایستاده است. سراغ مادرش می‌روم و بعد از معرفی خودم، سؤال ثابتم را می‌پرسم و می‌شنوم: برای اینکه بچه‌ها هم عشق امام حسین (ع) در دل‌شان بنشیند. روضه، کلاس درس تربیتی است. معاشرت بچه‌ها در این فیض بالطبع با فرزندانی است که در خانواده‌های دوستدار اهل بیت (ع) رشد کرده‌اند.
با فاصله نزدیک خواهر او که گوش تیز کرده بود هم به سؤالم جواب می‌دهد و می‌گوید: بچه‌ها را می‌آوریم تا عشق امام حسین (ع) در دل آن‌ها هم بنشیند و برای این به دل نشستن هر کاری باید کنیم و از هیچ تلاشی دریغ نکنیم.

۵) وظیفه دارم فرزندانم را امام حسینی بار بیاورم
ساجده مادر هانا و هدی دوقلو است که هر دو در کالسکه خواب هستند. از او می‌پرسم چرا با بچه‌ها به روضه آمدی و او می‌گوید: ما خودمان در این هیئت‌ها بزرگ شده‌ایم، امام حسینی شده‌ایم. وظیفه من به عنوان مادر این است که این سختی را تحمل کنم و بچه‌ام را همراه خودم کنم تا در بزرگسالی این حضور تأثیر خود را بگذارد. اعتقاد دارم باید به هیئت و روضه آمد تا بچه‌ها قدری سختی بکشند، مگر بچه‌های ما کجا سختی می‌کشند؟! البته که تعمدی ندارم و تا حد امکان سعی می‌کنم بچه‌ها اذیت نشوند. سعی می‌کنم در محیط باز بنشینم. جایی باشم که گرم نباشد. اگر خسته شدند هم بلند می‌شوم و لزوماً تا پایان مراسم نمی‌مانم.
۶) می‌دانم با بچه خیلی سخت است، اما هدف تربیتی دارم
دوباره قدم می‌زنم. از میان جمعیت رد می‌شوم. کنار مادری می‌نشینم که مشغول غذا دادن به کودکی یک‌ساله است. می‌گویم خبرنگارم و در حال تحقیق برای اینکه بدانم چرا مادران این همه سختی می‌کشند و بچه‌های خود را به هیئت می‌آورند. در همان حال که به کودک خود غذا می‌دهد، می‌گوید: خیلی سخت است. کسانی که بچه ندارند و به این مجالس می‌آیند، بهره بیشتری از مراسم می‌برند، اما مادرانی که با بچه می‌آیند دائماً درگیر هستند و تمرکزی نه برای گوش دادن به سخنرانی دارند و نه از روضه و سینه‌زنی بهره‌مند می‌شوند، اما به هر حال هدف تربیتی پشت این همه سختی برای من وجود دارد که سایر موارد بعد از آن اهمیت دارد. فرزندم از همین سن کم باید در حال و هوای دینی
قرار بگیرد.

۷) این بچه را از لطف و کرم آقا امام حسین (ع) دارم
شب بعد به هیئتی دیگر می‌روم. همان بدو ورود خانمی که تقریباً حجاب نیمه‌کامل دارد و کنار خیابان نشسته است و کودکی در کالسکه دارد، توجهم را جلب می‌کند. نزدیک می‌روم و خودم را خبرنگار معرفی می‌کنم و می‌پرسم چرا با بچه به روضه آمدید؟ سخت نیست؟! پاسخ ابتدایی قطره‌های اشکی است که روی گونه او روان می‌شود. به کودکش نگاه می‌کند و می‌گوید: چرا نیایم؟ من این بچه را از لطف و کرم آقا امام حسین (ع) دارم. من نذر داشتم. پارسال در همین مراسم خواستم و چند ماه بعد برای اولین بار به کربلا رفتم و بعد از آن باردار شدم. حالا احساس می‌کنم کمترین کار من حضور من و پسرم در مراسم برای همدردی و همراهی با مصیبت‌های امام حسین (ع) و
خانواده اوست.
۸) بچه‌هایم عاشق مجلس امام حسین (ع) هستند
مراسم شلوغ است. خانمی به همراه دو کودک پسر و دختر تقریباً پنج و سه ساله به همراه همسرش روی زیراندازی با فاصله دورتر از بلندگو نشسته است. کنارش می‌نشینم و بعد از معرفی خودم پرسشم را مطرح می‌کنم و او می‌گوید: برای اینکه بچه‌ها بیمه امام حسین (ع) شوند. با روضه مأنوس باشند. از خیلی وقت پیش بچه‌ها را به حضرت‌شان سپردم و با تمام سختی‌هایی که هیئت دارد، آن‌ها را می‌برم و حتی کربلا هم می‌رویم. زیارت و هیئت رفتن بدون بچه واقعاً راحت است، اما این سختی را به جان می‌خرم تا محب و عاشق حضرت باشند. پسرش با تلفن همراه مشغول بازی است و دخترش آرام و متین مشغول تماشا کردن مراسم است. می‌پرسم چه تدبیری می‌کنی که اینجا دوام بیاورند؟! می‌گوید: خوراکی، مدادرنگی و نقاشی و حتی اسباب‌بازی و جایزه می‌خرم. الان اگر از بچه‌های من بپرسید، می‌گویند هیئت خوش می‌گذرد و عاشق آمدن به هیئت هستند. سن بچه‌ها به دعا و درک ماجرای کربلا نمی‌رسد، اما عاشق مجالس عزاداری هستند.

۹) از کودکی در روضه و هیئت بزرگ شده‌ام
چشمم به خانمی می‌افتد که چادر به سر مشغول دویدن دنبال دو کودک تقریباً نوپاست که لحظه‌ای قرار ندارند. نزدیک‌تر می‌روم که حرفی بزنم، اما می‌بینم فرصت ندارد ثانیه‌ای از بچه‌ها چشم بردارد. بچه‌ها خوشحال از این طرف به آن طرف می‌روند و مشغول معاشرت با سایر کودکان هستند. همزمان دست هر دو را می‌گیرد، فرصت را غنیمت می‌دانم و به کنارش می‌روم و می‌گویم خبرنگارم و برای جواب سؤالم آمدم، اما به حدی درگیر هستید که فرصت پاسخ ندارید. با لبخندی از من می‌خواهد سؤال را بپرسم. به محض پرسیدن سؤال تکراری، پسربچه دستش را می‌کشد و فرار می‌کند. دخترک را به من سپرده و به دنبال پسرش می‌دود. تمام مدت گفتگو دست ریحانه در دست من است. مادرش می‌گوید: من بچه‌هایم را از امام حسین (ع) گرفتم. نذر امام حسین (ع) هستند. می‌پرسم دوقلو آوردن به هیئت خیلی سخت است؟! پاسخ می‌دهد: خیلی! اما از آنجا که خودم در روضه و هیئت بزرگ شده‌ام دوست داشتم بچه‌هایم هم اینطور باشند. خودم از هیئت چیزی متوجه نمی‌شوم، اما قطعاً در
امام حسینی شدن بچه‌هایم تأثیرگذار است.

۱۰) نشاط معنوی مجلس سیدالشهدا (ع) در هیچ مراسمی تکرار نمی‌شود
مادری نوزاد در بغل و در حال باد زدن طفل خود است. کودک خواب و مادر در حال عزاداری است. کنارش می‌نشینم و می‌پرسم با بچه نوزاد عزاداری سخت نیست؟! می‌گوید: خودمان از زمان بچگی با شرکت در این مجالس حس مثبتی داشتیم و نشاط معنوی مجلس سیدالشهدا (ع) در هیچ مراسمی تکرار نمی‌شود. اعتقاد دارم برای ماندن فرزندم زیر پرچم اهل بیت (ع) باید این احساس را در ناخودآگاه او نیز از طریق همین مجالس شکل دهم. به هر حال هوا گرم است، اما تحمل این شرایط به دلیل هدف بزرگ‌تری است که قطعاً بی‌تأثیر نخواهد بود.

۱۱) با بچه‌های حسینی مهربان باشیم
در پایان این گزارش چند نکته شاید بیان آن خالی از لطف نباشد:
نکته اول در رابطه با همراهی پدران با مادران است که می‌تواند آن‌ها را در ثواب این سختی شریک کند. این همراهی می‌تواند در بحث حضور در مجالس باشد تا سرگرم کردن پسربچه‌ها در قسمت مردانه هیئت و حتی حمل وسایل و اندیشیدن تمهیداتی که آمد و شد را برای مادران ساده‌تر کند.
نکته دوم درباره بانیان برگزاری مراسم‌های مذهبی است که بعضاً در همین چند مراسم دیده شد. برخی هیئت‌های مذهبی قسمتی را برای نگهداری کودکان تعبیه کرده‌اند تا مادران حسینی امکان استفاده از مراسم را داشته باشند. چنین عملکردی بسیار مورد استقبال مادران است.
نکته سوم در مورد برخی عزاداران حسینی است که بعضاً دیده می‌شود در برخورد با کودکان ملاطفت کمتری به خرج می‌دهند. برخورد‌های نسبتاً ضعیف از سوی سایر عزاداران خاطرات تلخی را از مراسم برای کودکان رقم می‌زند و در ناخودآگاه آن‌ها ثبت و مانع از این می‌شود که شوقی برای آمدن در مراسم داشته باشند. چه بسا سعه‌صدر بیشتر همان کار مهمی باشد که بر دوش ماست تا با تحمل سر و صدا و شیطنت‌های کودکان، بتوانیم در پرورش نسلی حسینی شریک باشیم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار