همسفر خوب شبیه «خودکار» روی کاغذ است. خاطرهای که خوب و بد آن هرگز پاک نمیشود و تنها راه چاره این است که کاغذ را پاره کنید همسفر خوب شبیه «خودکار» روی کاغذ است. خاطرهای که خوب و بد آن هرگز پاک نمیشود و تنها راه چاره این است که کاغذ را پاره کنید. گاهی یک سفر کوتاه شما را مجبور میکند همه کاغذی که خاطره سفر در آن نوشته شده را پاره کنید. پس کسی را انتخاب کنید که مجبور نباشید برای یک سفر همه خاطرات را از بین ببرید. نه اینکه مهم نباشد کجا میرویم، اما وقتی همسفر خوب باشد، حتی بدترین جای دنیا هم خوش میگذرد و خاطره میشود!
عید امسال به خواست رفیق صمیمی خودم راهی سفری دو روزه به همراه دو نفر از دوستان او شدم. رفیق خودم را سالها بود که میشناختم. شبیه هم نیستیم، اما میدانستم در سفر لااقل از دست هم حرص نمیخوریم یا اگر بخوریم کوتاه و زودگذر است و راههای از دل هم در آوردن را بلدیم.
تجربه سفر دست جمعی را داشتم، اما در جمعهایی گستردهتر بود که به اصطلاح «بدسفری» یکی را دیگران میشستند و در طول چند ساعت فراموش میشد. به هر حال برای اولین بود که تجربه همراه شدن با چند همسفر ناآشنا را داشتم.
با توجه به اینکه ساعت شش صبح پلیس راه قرار داشتیم، از شب قبل بخشی از وسایل صندوق را چیدم و جابهجاییهای لازم را برای گذاشتن یخچال سفری نیز انجام دادم. ساعت ۴:۳۰ صبح از خواب بیدار شدم و وسایل فاسدشدنی را در یخچال سفری چیدم و داخل صندوق ماشین گذاشتم و رأس ساعت ۵:۳۰ در منزل، رفیق خودم را سوار کردم و رأس ساعت شش صبح طبق وعده به پلیس راه رسیدیم.
شاید باورتان نشود، اما وقتی رسیدیم و با دوستان تماس گرفتیم تازه از خواب بیدار شده بودند. در همان لحظه اول حدس زدم که با افراد خوش وعده و خوش قولی همسفر نیستم، چراکه با تأخیر دو ساعته رسیدند. گروهی که تجربه سفر نداشت و به هیچ عنوان در چیدن و جمعآوری وسایل همراهی نمیکردند. درست شبیه مهمانهایی که من و رفیقم از آنها پذیرایی میکردیم. عدم تجربه رانندگی در جاده باعث شد تا رانندگی پرخطری داشته باشند و ما مجبور شدیم به راه و مسیر خودمان ادامه دهیم و از توقف بیجا خودداری کنیم و همین باعث شد تا با تأخیر یک ساعته به مقصد برسند. بماند که در همان ۲۴ ساعت سفر چندین بار دلخوری پیش آمد. از عدم تجربه در پختوپز هم چیزی نمینویسم و به همین بسنده میکنم که به رغم خرید مفصل و داشتن همه وعدههای غذایی که نیازمند طبخ ساده بود، اما خرج اضافه هم روی دستمان گذاشتند و علاوه بر این، وعدههای غذایی عمدتاً با من و رفیقم پیش رفت، چراکه آنها تجربهای در زمینه پخت و پز سفر هم نداشتند.
در سفر دوروزه تعطیلات نوروز تجارب ارزشمندی کسب کردم؛ اینکه خوش قولی و تعهد به زمان، انعطافپذیری، صبوری، همراهی، توجه به شرایط مادی تکتک حاضران در سفر از مهمترین ویژگیهایی است که همسفران باید داشته باشند.
با همه ناراحتی و به قول خودم حرصخوردنها، آورده ارزنده من از این سفر، یک تجربه بزرگ بود: همسفر حتی از مقصد هم مهمتر است. پذیرفتم خیلی از مواقع برای شناخت باید وارد مسیر شد، یعنی تا در یک سفر با شخص یا گروهی همسفر نباشیم، نمیتوانیم قضاوت درستی داشته باشیم. دقیقاً برای همین است که میگویند آدمها را باید در سفر شناخت.