خانوادهها همزمان چند نقش را میتوانند ایفا کنند؛ ابتدا اینکه خود نسبت به مسائل بیتفاوت نباشند. فرق است بین خانوادهای که هم و غم او کمک برای جبهه مقاومت است با خانوادهای که زندگی عادی دارد. الان فرصت خوبی برای گفتوگو با بچهها است تا درباره موضوعات روز با آنها صحبت کنیم. اینکه چرا به خیابان میرویم و پرچم به دست میگیریم و شعار دادن ما چه کمکی میکند، یا اینکه اصلاً چرا دشمن داریم و یا چرا به ما حمله شد و یا اینکه چرا تسلیم نمیشویم و جنگ را ادامه میدهیم جوان آنلاین: همدلی مردمی چیست و چه معنی دارد؟! وحدت و همبستگی مردم تا چه اندازه میتواند در کاهش فشارهای روانی ناشی از جنگ مؤثر باشد؟ چه عواملی باعث تضعیف وحدت اجتماعی در زمان بحران میشود و چگونه میتوان با آن مقابله کرد؟ همبستگی اجتماعی چه تأثیری بر روحیه مقاومت و امید در جامعه دارد؟ این فضای همدلی و همکاری چگونه میتواند در شکلگیری تربیت حماسی در کودکان و نوجوانان اثرگذار باشد؟ خانوادهها چه نقشی در انتقال ارزشهایی مثل ایثار، همدلی و مسئولیتپذیری به نسل آینده دارند و آیا میتوان گفت تجربه این دوران، نسلی مقاومتر و آگاهتر تربیت خواهد کرد؟ چرا؟ اینها سوالاتی است که از حجتالاسلام والمسلمین محمدمهدی الهی منش، مدرس، پژوهشگر و استاد تربیت و روانشناسی اسلامی پرسیدیم. متن گفتوگو به شرح زیر است.
در شرایط فعلی جنگ، شما «همدلی مردمی» را چگونه تعریف میکنید و چه جلوههایی از آن را دیدهاید؟
این حجم از همدلی بی سابقه است. عقاید و سلایق مختلف کنار هم حضور پیدا کردهاند و این بسیار ارزشمند است. همدلی یعنی همین به فکر هم بودن، هوای یکدیگر را داشتن و نزدیک بودن دلها به یکدیگر که مصادیق آن متعدد است. پررنگترین مصداق آن نیز همین حضور میدانی مردم در کنار یکدیگر با سلایق و عقاید مختلف است و در همین حضور میدانی گویی برخی میزبان هستند که با ایستگاه صلواتی و برای مردم بساط پذیرایی آماده میکنند و این خود یک مصداق همدلی است. کمکهای مالی مردم به رغم شرایط اقتصادی و جنگی دیدنی است. مردم پرچم به دست کنار هم هستند. ایستهای بازرسی و فعالیت نیروهای امنیتی بخش دیگری از این همدلی است. برخی از این ایستهای بازرسی توسط نیروهای داوطلب و نوجوانان و جوانان بسیجی مردمی فعالیت میکنند که این هم مصداق همدلی است.
در فضای مجازی تبلیغات مختلفی برای پیروزی جبهه مقاومت صورت میگیرد که مردم در این امر هم مشارکت دارند و حتی به صورت مجازی در کارهای خیر و عام المنفعه شرکت میکنند. خانمی که به اقوام خود زنگ میزند و آقایی که به رفیق خود در این شبها و روزها و ساعتها آرامش میدهد، مصداق همدلی است. در برخی خانه باز هستند و خانه و زندگی خود را در شهر و روستاها به روی دوستان و اقوام باز کردند که این هم مصداق دیگری همدلی است. دشمنان و مهاجمان در برابر مقاومت، تابآوری و همبستگی خانواده ایرانی کم آوردهاند.
به نظر شما وحدت و همبستگی مردم تا چه اندازه میتواند در کاهش فشارهای روانی ناشی از جنگ مؤثر باشد؟
بسیار مؤثر است. عربها ضربالمثلی دارند که میگویند «بلا (گرفتاری - مشکل) وقتی عمومی شد، شیرین میشود» بدین معنی که قابل تحملتر و درد و رنج آن کمتر خواهد شد. شما نگاه کنید در دوران مدرسه اگر معلم یک نفر را از کلاس اخراج میکرد، سخت و ناراحت کننده بود، اما اگر پنج نفر اخراج میشدند در مسیر اخراج به سمت دفتر مدیر میخندیدند و جوک تعریف میکردند. در فشارها هم هر قدر مردم بیشتر کنار هم باشند و روابط صمیمیتر باشد، اضطراب و فشار روانی کمتر است، اما هرقدر بیشتر در انزوا باشند، استرس و سختی بیشتر است. در کشورهای غربی مشکلات روانی به تناسب بیشتر است، چراکه سبک زندگی آنها فردمحور و انزواطلبانه است، در حالی که در کشور اسلامی ما مردم بیشتر کنار هم هستند و فشارهای روانی حاصل از مشکلات مختلف قابل تحملتر است. اساساً کنار هم بودن آرامبخش است، به همینخاطر است که در روایات مختلف بر صله ارحام و دید و بازدید و نماز جماعت و برنامههای جمعی تأکید شده است. مشکلات وقتی روی دلهای مختلف تقسیم میشود، سبکتر خواهد شد.
نقش رسانهها در تقویت روحیه همدلی و اتحاد میان مردم را چگونه ارزیابی میکنید؟
رسانهها به خوبی نقش خود را ایفا میکنند و اگر منظور از رسانه، رسانه ملی باشد هم در دایره همین ایفای نقش درست قرار میگیرد. پیامرسانها، روزنامهها و نشریات نیز به درستی اثرگذار هستند. آنها نشان دادند جلوههای همدلی یکی از مهمترین مصادیق نقش رسانه است که در رسانه ملی به خوبی و درستی این نقش منعکس میشود. پیشنهاد راهکارهای مختلف برای طیفهای متفاوت مصداق دیگر نقش رسانه است، به طور مثال شاید یک خانم خانهدار از طریق همین پیامرسانها، پیشنهادها و راهکارها را ببیند و به او کمک کند. رسانه باید راهکار نشان دهد.
در واقع رسانه میتواند پیشنهاد راهکارهای عملیاتی را به تناسب قشرهای مختلف بدهد. در جنگ هشت ساله شاهد بودیم مردم از هر قشری هر کاری میتوانستند انجام دادند، از بافتن دستکش برای رزمندهها گرفته تا پخت نان و شستن لباس. الان هم هرکس باید جای خود را پیدا کند و رسانه در این زمینه میتواند کمک شایانی کند.
راهاندازی پویشها یکی دیگر از اقداماتی است که رسانه توان انجام آن را دارد و بدون رسانه پویش بیمعنی است. پویشهایی مثل توسل و تضرع و دعا یا کمکرسانی به مناطق آسیبدیده از جمله این موارد است. الان همین حضور میدان و میدانداری مردم به برکت رسانه است.
به نظر شما چه عواملی باعث تضعیف وحدت اجتماعی در زمان بحران میشود و چگونه میتوان با آن مقابله کرد؟
ما باید مراقب باشیم در شرایط فعلی به همدلی آسیب وارد نکنیم، چند مورد به همدلی آسیب میزند. یک، دنبال مقصر گشتن مثل اینکه بگوییم چرا فلانی شهید شد، چرا فلان مسیر را رفتیم، چرا فلانی این کار را کرد. دنبال مقصر گشتن برهمزننده اتحاد است. مورد بعدی پخش کردن موارد برهمزننده اتحاد و یکدلی است.
مثلاً مذاکرهای در حال شکل گیری است و پیام نفاق گونه میآید و عدهای آن را پخش میکنند، بدون اینکه از درست بودن آن مطلع باشیم و یا بدانیم پخش آن در فضای مجازی به صلاح است یا خیر. قبل از ارسال هر پیامی فکر کنیم به همدلی کمک میکند یا به تفرقه دامن میزند. مثلاً تعدادی سلبریتی موضع گیری دارند، باید دید برخورد محبتآمیز بهتر است یا برخورد قهری!
مثلاً اعتراض و ایراد گرفتن از مسئولان مورد دیگر است که دائماً موضعگیری داریم. درحالی که باید بدانیم نظام یک نیروی عاقلهای دارد که بر اساس آن تصمیمگیری میکند و بهتر است در تصمیمگیریها همراه باشیم تا اینکه خودمان نظر کارشناسی بدهیم.
مورد آسیبزای دیگر جر و بحث در خانوادهها است. مثلاً منزل خویشان و دوستان میرویم و بهرغم تفاوت سلیقه شروع به بحث میکنیم و دعوا و مجادله شکل میگیرد که در اینجا چه حرف ما به کرسی بنشیند و چه ننشیند بازندهایم، زیرا همدلی و اتحاد را از بین بردهاست. باید با محبت واحترام حقیقت را بیان کنیم و به آدمها فرصت دهیم حقیقت را هضم کنند و بپذیرند. بحث کردن و زخم زبان زدن آسیبزننده است.
مورد دیگر آیه یأس خواندن است؛ این باعث میشود دل آدمها خالی شود و به مرور همصدایی از بین برود.
این فضای همدلی و همکاری چگونه میتواند در شکلگیری تربیت حماسی در کودکان و نوجوانان اثرگذار باشد؟
در حال حاضر شرایط خوبی فراهم است تا روحیه مبارزه و شجاعت را در فرزندان خود تقویت کنیم. همین حضور بچهها در تجمعات، روحیه مبارزه و دشمنستیزی و شجاعت را تقویت میکند. ما شاهد هستیم مردم در برخی شهرها بهرغم بمباران همزمان علیه دشمن شعار سر میدهند و ذرهای تردید در حضور میدانی خود ندارند. بچهها شاید اوایل میترسیدند، اما کم کم شجاعت در آنها ایجاد میشود. از سوی دیگر احساس مسئولیت در قبال جامعه و کشور در آنها ایجاد میشود. عدهای ممکن است فقط به فکر زندگی خود باشند، اما ما برای تربیت نسلی شجاع و مقاوم نیاز به برجسته کردن روحیه حماسی و احساس مسئولیت در آنها داریم. احساس مسئولیت با بی تفاوت نبودن ایجاد میشود و این اثرگذار بودن از پدر و مادر شروع خواهد شد. الان شرایط خوبی برای انتقال این مفاهیم به فرزندانمان وجود دارد.
ما شاهد بودیم برخی بچهها پولهای قلک خود را برای کمک دادند یا حتی از دوچرخه خود گذشتند و به جبهه مقاومت کمک کردند.
خانوادهها چه نقشی در انتقال ارزشهایی مثل ایثار، همدلی و مسئولیتپذیری به نسل آینده دارند؟
خانوادهها همزمان چند نقش را میتوانند ایفا کنند؛ ابتدا اینکه خود نسبت به مسائل بیتفاوت نباشند. فرق است بین خانوادهای که هم و غم او کمک برای جبهه مقاومت است با خانوادهای که زندگی عادی دارد. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم برای فرزندان خود الگو هستیم. الان فرصت خوبی برای گفتوگو با بچهها است تا درباره موضوعات روز با آنها صحبت کنیم. اینکه چرا به خیابان میرویم و پرچم به دست میگیریم و شعار دادن ما چه کمکی میکند، یا اینکه اصلاً چرا دشمن داریم و یا چرا به ما حمله شد و یا اینکه چرا تسلیم نمیشویم و جنگ را ادامه میدهیم و … از جمله موارد محوری برای گفتوگو است.
در گفتوگوها مفاهیم به بچهها منتقل میشود و نگرش در آنها شکل میگیرد، درپی تغییر نگرش رفتارها تغییر میکند و رفتاری که بر اساس تغییر نگرش باشد، ماندگار خواهد بود، اما رفتاری که برخاسته از هیجان باشد، ماندگار نیست. در نتیجه والدین از فرصت فعلی میتوانند برای گفتوگو و تغییر نگرش استفاده کنند.
راهکار دیگر معرفی الگوهاست. کسی که یک ماهه منزل نرفته، پای لانچر بوده، روز و شب عید خود را در حالی سپری کرده که هر لحظه احتمال شهادت او وجود داشته این باید برای بچهها تبیین شود. تلاش نیروی امنیتی، هلال احمر و آتشنشانی که بیشتر از یک ماه از خانواده خود دور بودند و جان بر کف هستند باید به بچهها نشان داده شود. الگوها همان کسانی هستند که رشادت به خرج میدهند و میتوان به بچهها معرفی کرد.
آیا میتوان گفت با تجربه این دوران، نسلی مقاومتر و آگاهتر تربیت خواهد شد؟
حتماً همینطور است. امیرالمؤمنین (ع) میفرمایند درختانی که در کنار چشمهها رشد میکنند با درختانی که در کوهستان رشد میکنند، تفاوت دارند. درختی که در کوهستان است به دلیل تحمل شرایط سرما و گرمای شدید مقاومتر است و حتی اگر هیزم شود، آتش سوزانتری دارد. آدمهایی که در شرایط امن و راحت هستند، ضعیف و شکننده خواهند بود، اما نسلی که در شرایط سخت بزرگ شود و در بحران حرکت میکند، ناخودآگاه قدرتمندتر میشود و علت آن هم واضح است. آنچه باعث میشود استعداد و قدرت فوقالعاده افراد مشخص شود، فشار و مشکلات است. سختیها توان و قدرت درونی افراد را مشخص میکند، استعداد آنها را شکوفا میکند، مردمی که امروز در این شرایط هستند به لحاظ روحیه به شدت مقاومتر خواهند بود به نسبت کسانی که در این دوران نیستند.
علاوه بر این، شرایط بحران و جنگ ایجاد مسئله و چالش میکند و این دو مادر تفکر هستند؛ یعنی تفکر جایی متولد میشود که مسئله و چالش وجود داشته باشد. در زندگی یکنواخت و منظم تفکر و شناخت جایی ندارد. شرایط بحرانی فعلی به دلیل ایجاد چالش و مسائل مختلف فکرها را به راه میاندازد و شناخت عمیق را کلید میزند.
اگر بخواهید یک پیام برای تقویت وحدت و همدلی در جامعه امروز بدهید، آن پیام چیست؟
روایتی از امام زمان (عج) در نامهای است که میفرمایند: اگر پیروان ما به راستی در راه وفای به عهد و پیمانی که بر دوش دارند، همدل و یکصدا بودند، هرگز خجستگی دیدار ما از آنان به تأخیر نمیافتاد و سعادت دیدار ما زودتر روزی آنان میگشت.
با استناد به این روایت باید گفت یکی از راههای تعجیل در فرج همدلی و به هم فشرده شدن صفوف مسلمانان است. اگر این اتفاق بیفتد در تعجیل اثرگذار است.