اهمیت مطالعه، کتابخوانی، تحقیق و پژوهش برای یک هنرمند اعم از سینماگر، روزنامهنگار، نویسنده بر هیچکس پوشیده نیست.
شخصاً معتقدم از بزرگترین معضلات امروز سینمای کشور و ایضاً سینمایینویسها و منتقدان، فقدان مطالعه و آگاهی است!
تب همه چیز دانی و همه فن حریف بودن این روزها در میان بخشی از سینماگران، منتقدان و روزنامه گاران بسیار بالا گرفته و آنها خود را ملزم میدانند تا در هر زمینهای که اصلاً تخصصی در آن ندارند، اظهارنظر کنند و به تحلیل و بررسی مسائل مختلف اعم از سیاسی، اقتصادی، اجتماعی بپردازند!
پرواضح است که استدلالها، نظرات و راهکارهای این افراد به دلیل فقدان مطالعه کمعمق، سطحی و نازل است، همانطور که امروزه بخش اعظمی از فیلمهای سینمایی ما به دلیل فقدان مطالعه فیلمسازان و نگاه کاسبکارانه تهیهکنندگان جز ابتذال، تکرار و بیخاصیتی چیز دیگری در چنته ندارند.
فیلمسازان به جای ترویج فرهنگ و علم و اندیشه در جامعه به سینما به مثابه ابزاری برای درآمدزایی خود نگاه میکنند و حاضرند فرهنگ ارزشمند ملی را به سخره بگیرند، اما پولهای کلان به جیب بزنند. در روزگاران نهچندان دور یک هنرمند، نویسنده، منتقد یا سینمایینویس در هر حوزه و رشتهای مطالعات جدی و فراوان داشت، اما متأسفانه چند سالی است که دیگر مطالعه در بین اهالی فرهنگ و هنر جایی ندارد و هنرمندان به جای آنکه در پی مطالعه باشند دنبال انجام امور تشریفاتی و شوگونه برای بیشتر دیده شدن خود بهویژه در فضای مجازی هستند. متأسفانه مطالعه و کتابخوانی که تا سالهای نهچندان دور یک ارزش در جامعه محسوب میشد، امروزه در جامعه هنری بدل به ضدارزش شده است!
کلام پایانی اینکه امروزه بیسوادی در سینما موج میزند، لمپنیزم بنیانکن حاکم بر سینما قطعاً به دلیل بیسوادی، ناآگاهی و عدم مطالعه بخشی از دستاندرکاران تولید آثار سینمایی است. منتقدان و سینمایینویسان پولکی و بیدانش نیز از سوی دیگر تیشه به ریشه این سینمای نگونبخت میزنند!
اسفا و دریغا