کد خبر: 1150149
تاریخ انتشار: ۲۱ فروردين ۱۴۰۲ - ۰۴:۲۰
نگاهی به رویکرد فرهنگی استعمار در دو قرن اخیر برای استحاله فرهنگی مسلمانان
ممنوعیت حجاب آخرین گام فرمول چهارگانه استعمارگران  تاریخ ۲۰۰ ساله گذشته جهان، تصویری سیاه از استعمارگری کشور‌های اروپایی و امریکا و البته کمونیست‌ها به نوعی دیگر، پیش چشم انسان به نمایش می‌گذارد. تصویری که در آن رنج مردمان بسیاری از کشور‌های قاره آفریقا و آسیا و همچنین کشور‌های امریکای لاتین، از ظلم و ستم شدید استعمارگران نمایان است. تصاویر بس ناراحت‌کننده‌ای که فقط به خاطر غارت منابع و چپاول ثروت کشور‌های مستعمره، از سوی کشور‌های یاغی به ظاهر متمدن ایجاد شده است!
انوشه میرمرعشی

 تاریخ ۲۰۰ ساله گذشته جهان، تصویری سیاه از استعمارگری کشور‌های اروپایی و امریکا و البته کمونیست‌ها به نوعی دیگر، پیش چشم انسان به نمایش می‌گذارد. تصویری که در آن رنج مردمان بسیاری از کشور‌های قاره آفریقا و آسیا و همچنین کشور‌های امریکای لاتین، از ظلم و ستم شدید استعمارگران نمایان است. تصاویر بس ناراحت‌کننده‌ای که فقط به خاطر غارت منابع و چپاول ثروت کشور‌های مستعمره، از سوی کشور‌های یاغی به ظاهر متمدن ایجاد شده است! البته باید توجه داشت که استعمارگران در طول بیش از دو قرن، برای رسیدن به اهداف خود تنها از روش نظامی، قتل و جنایت استفاده نمی‌کردند، بلکه در بسیاری از مواقع با روش‌های فرهنگی و تحمیل عقاید، آداب و رسوم و سبک زندگی‌شان به مردمان تحت سلطه، اهداف خود را دنبال می‌کرده‌اند. بررسی تاریخ معاصر کشور‌های اسلامی و روند سلطه استعمارگران غربی و شرقی بر آنها، این مطلب را به مخاطبان نشان می‌دهد که گویی همه استعمارگران، فارغ از ملیت‌های متفاوت، گاهی بیش از روش‌های نظامی و سیاسی، از روش‌های فرهنگی استفاده کرده‌اند. در واقع آن‌ها یک فرمول مشخص را برای هویت زدایی و به ویژه دین‌زدایی از بدنه مسلمان آن کشور‌ها به کار می‌برده‌اند تا بتوانند از روحیه جهادی و ضدسلطه مسلمانان بکاهند و بر آن‌ها مسلط شوند. در مقال پی آمده این فرمول منبعث از روش فرهنگی استعمارگران برای سلطه بر کشور‌های اسلامی را مورد بررسی قرار داده‌ایم. امید آنکه مفید و مقبول آید.


غرب و دین‌زدایی از مردمان غربی
تا قرن ۱۶ و به رغم شروع دوره رنسانس، فرهنگ و اندیشه عمده مردمان کشور‌های اروپایی، رنگ دینی داشت. کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها گرچه در جنگ با هم بودند، اما در رعایت مسائل دینی در زندگی روزمره و در عرصه اجتماع، با هم مشترک می‌نمودند. اما کم‌کم با قدرت گرفتن سرمایه داری و گسترش اندیشه «لیبرالیسم» در غرب، روز به روز پایبندی به اصول دینی در میان اقشار ثروتمند و صاحب قدرت، کمرنگ و کمرنگ‌تر می‌شد. تا جایی که انقلاب صنعتی در انگلستان مانند انقلاب کبیر فرانسه، آداب و رسوم زیادی را در سبک زندگی عموم مردم این کشور تغییر داد و البته با گسترش انقلاب صنعتی در سایر کشور‌های غربی، همان تغییرات در نقاط دیگر هم اتفاق افتاد، به طوری‌که در آستانه عصر جدید اروپا، سنت‌ها و قوانین حاکم بر جوامع غربی، مورد نقد فیلسوفان و منتقدان اجتماعی [که عمده آن‌ها یهودی و ضد دین مسیحیت بودند!]قرار گرفت. در آن دوره به دلیل رشد صنعت و ساخت کارخانه‌های متعدد در شهرها، مهاجرت‌های گسترده مردم از روستا‌ها به شهر، در بسیاری از کشور‌های اروپایی اتفاق افتاد و در نتیجه همین مهاجرت‌ها و تغییر سبک زندگی، به ویژه بعد از استخدام زنان کارگر در کارخانه‌ها عملاً بنیان خانواده در غرب با چالش‌های اساسی مواجه شد. تغییر در نحوه پوشش، حذف تدریجی حجاب از سر زنان مسیحی اروپایی، گسترش کافه‌ها و مشروب فروشی‌ها و رواج روابط غیراخلاقی در میان جوانان، رسماً هویت دینی جوامع مسیحی کشور‌های اروپایی را به حداقل رساند. همچنین در طول زمان، شعار‌ها و جنبش‌هایی، چون آزادی زنان، حقوق زنان و فعالیت فمینیست‌های ضدخانواده که در خدمت حکومت‌های سرمایه سالار غربی بودند، بیشتر و بیشتر در مرحله اول هویت دینی زنان و مادران جامعه غربی و به تبع آن‌ها بدنه مردم را از بین برد. (۱) این روش فرهنگی دقیقاً مدتی بعد، توسط حاکمان زیاده خواه و سرمایه سالار غربی، در کشور‌های تحت سلطه و مستعمره شده برای پیشبرد اهداف استعماری آن‌ها به کار برده شد.

مهندسی نامقدس فرهنگی استعمار
با شروع دوره رنسانس و پیشرفت مادی در غرب، کشور‌های اروپایی و البته بعد‌ها شوروی، به دلیل رقابت و زیاده‌خواهی، استعمار دیگر کشور‌ها را در پیش گرفتند و غارت منابع طبیعی و انسانی کشور‌های آسیایی، آفریقایی و سرخ پوستان امریکا را آغاز کردند. اشغال خاک، تسلط نظامی، کشتار و غارت مستقیم منابع، اولین اقدام این استعمارگران خونریز بود. اما بعد از سال‌ها غارتگری مستقیم، با شروع حرکت‌های ضداستعماری به ویژه در کشور‌های اسلامی، به فکر چاره افتادند. آنان بهترین راه استحاله فرهنگی مسلمانان را به وسیله ترویج تفکر غربی می‌دیدند و اجرای نقشه‌های فرهنگی خود توسط گماشتن یک دست نشانده در آن کشورها. (۲) البته نکته جالب در اجرای استحاله فرهنگی مسلمانان، استفاده از یک فرمول مشخص بود. فرمولی که در تمام کشور‌های اسلامی - با وجود متفاوت بودن ملیت استعمارگران- یکسان اجرا می‌شد. این فرمول شامل چهار دستورالعمل اصلی بود:
۱- خارج کردن نظام اوقاف و دادگاه‌های اسلامی از دست روحانیون مسلمان.
۲- تعطیل کردن مکتبخانه‌های آموزش قرآن به کودکان و مدارس دینی.
۳- مبارزه با اجرای احکام اسلامی در جامعه مسلمانان.
۴- ممنوعیت حجاب بانوان مسلمانان و ترویج فساد.
برای درک بهتر این موضوع، تنها کافی است به عنوان نمونه تاریخ دوره استعمار نو، شرایط چند کشور اسلامی را مورد بازخوانی قرار دهیم:
تونس:
کشور تونس که در شمال آفریقا واقع شده است، سال‌های طولانی از استعمار فرانسه رنج برد. در طول آن سالیان منابعش غارت شد و نیروی انسانی بسیاری را در مبارزه با استعمارگران از دست داد. البته با زیاد شدن قیام‌های ضداستعماری، دولت فرانسه که می‌دانست بهترین راه برای مقابله با قیام‌هایی اینچنین، گماردن یک دست نشانده وابسته به فرانسه است، به شکل کاملاً صوری استقلال «تونس» را در تاریخ ۱۹۵۶. م - برابر با ۱۳۳۵. ش- به رسمیت شناخت و به این ترتیب «حبیب بورقیبه» - که به ظاهر فردی ملی گرا و خواهان استقلال بود- اولین رئیس‌جمهور تونس شد! آن هم رئیس‌جمهوری مادام‌العمر و هماهنگ با دولت فرانسه! او اندکی بعد از به دست گرفتن قدرت، ابتدا با از میان برداشتن اوقاف اسلامی، گامی مهم را در سست کردن بنیه اقتصادی اسلامگرا‌ها برداشت. سپس بعد از تعطیل کردن مدارس اسلامی، شروع به ممنوع اعلام کردن روزه ماه رمضان، مجاز اعلام کردن ازدواج زن مسلمان با مرد غیرمسلمان و مبارزه با حجاب بانوان مسلمان کرد. سپس غیر از این موارد، شروع به امضای قرارداد‌هایی با دولت فرانسه کرد که براساس آن استقلال اقتصادی تونس کاملاً از بین رفت! (۳)
ترکیه:
امپراطوری عثمانی بعد از سقوط عباسیان توسط مغول‌ها، شروع به قدرت‌گیری کرد. این امپراطوری طی سه قرن، توانست بخش قابل توجهی از آفریقا، شرق اروپا و منطقه بالکان، کشور‌های فلسطین، لبنان، سوریه، عربستان و عراق کنونی را تحت سیطره خود درآورد. به همین دلیل استعمارگران انگلیسی به فکر نفوذ به این امپراطوری و تجزیه این کشور اسلامی افتادند. نقشه‌ای که پس از سال‌ها اختلاف افکنی و ایجاد فتنه دعوای عرب و ترک (در قالب شعار‌های پان ترکیسم و پان عربیسم)، زمینه فروپاشی امپراطوری را فراهم کرد. به هرحال این فتنه‌گری‌ها بعد از جنگ جهانی دوم، به نتیجه مورد دلخواه انگلیسی‌ها منجر شد. بعد از فروپاشی امپراطوری عثمانی و تجزیه آن به دست استعمارگران انگلیسی، لازم بود دیگر هوس مقابل استعمار ایستادن، به ذهن و دل مسلمانان ترک نیفتد. برای همین با روی کار آمدن «مصطفی کمال» معروف به آتاتورک، عین همین فرمول نامقدس به وسیله این مهره استعماری، در کشور نوپای ترکیه به اجرا گذاشته شد. به این شکل که وی در طول ۱۵ سالی که در قدرت بود، ابتدا با دخالت مذهب و علمای دین در امر سیاست به شدت مخالفت کرد. بعد دادگاه‌های اسلامی را حذف کرد و اختیار آن را به حقوقدانان درس خوانده در غرب داد. سپس مدارس مذهبی و مکتب‌های آموزش قرآن به کودکان را از بین برد و به جای آن مدارس جدید به سبک غربی را جایگزین کرد و در آخر هم در سال ۱۹۳۴. م - برابر با ۱۳۱۳. ش- دستور ممنوعیت حجاب داشتن بانوان مسلمان را صادر کرد. البته حذف تقویم اسلامی و خط عربی و جایگزین کردن خط لاتین هم از دیگر اقدامات او بود. (۴)
تاجیکستان:
کشور تاجیکستان قرن‌ها جزئی از خاک ایران زمین بود، اما نفوذ روسیه تزاری بر این منطقه از سال ۱۲۴۵. ش، به شکل رسمی آغاز شد. در این زمان امیران بخارا به دلیل سرگرمی به انواع فساد‌ها و خودکامگی‌ها، به شدت ضعیف شده بودند و به همین علت وقتی روس‌های تزاری در سال ۱۲۴۷. ش به خاک تاجیکستان فعلی حمله کردند، در کوتاه مدتی خجند و بخش شمالی رود زرافشان به اشغال آن‌ها درآمد. در سال‌های بعد از آن نیز سربازان ارتش تزار توانستند تمام ارتفاعات پامیر تاجیکستان را به اشغال خود درآورند. با ورود روس‌های تزاری، ظلم و ستم بر مسلمانان تاجیک آغاز شد. ظلم و ستمی که چندین دهه بعد با قدرت گرفتن بلشویک‌های کمونیست در کشور تازه تأسیس شوروی، بیشتر و وحشیانه‌تر هم شد. رفتار‌های ظالمانه بلشویک‌ها در نهایت موجب شد مردمان مسلمان تاجیک، علیه کمونیست‌ها دست به قیام بزنند. قیامی که رهبران بزرگی چون: «فضیل خدوم»، «ابراهیم بیک» و «انور پاشا» داشت. روس‌ها به تحقیر، نام این جهادگران را «باسماچی‌ها» نامیده بودند، یعنی راهزنان! این قیام باعث شد حکومت کمونیستی شوروی، مبارزه شدیدتری را برای از بین بردن اعتقادات اسلامی مردم تاجیکستان و فرهنگ غنی آن‌ها شروع کند، به طوری که با حمایت بلشویک‌ها در سال ۱۳۰۴. ش «اتحادیه بی‌دینان» - ملحدان- در این کشور تشکیل شد. این اتحادیه در طول سال‌های فعالیت خود تا جنگ جهانی دوم، ۲۱۹ کتاب ضداسلامی منتشر و توزیع کرد. از طرف دیگر افراد وابسته‌ای از میان خود تاجیک‌ها همچون «صدرالدین عینی» و «عبدالسلام دهاتی» به شدت از سیاست تغییر خط فارسی به لاتین حمایت کردند تا جایی‌که در نهایت آموزش زبان فارسی در مدارس ممنوع و به جایش آموزش زبان روسی در مدارس تاجیکستان اجباری شد و کم‌کم بخش اعظم مردمان این سرزمین، به رغم حفظ زبان فارسی، خط فارسی را فراموش کردند!
البته سیاست‌های استعماری کمونیست‌ها در تاجیکستان به همین موارد ختم نمی‌شد، بلکه آن‌ها به روش‌های مختلف به دنبال نابودی کامل اعتقادات اسلامی مردم این منطقه بودند و برای همین از سال ۱۳۰۳. ش، ابتدا بلشویک‌ها محاکم شرعی را در تاجیکستان منحل کردند، چهار سال بعد از آن مکتبخانه‌ها و مدارس علمیه را تعطیل کردند و سپس تمام اموال و املاک موقوفه، از سوی حکومت شوروی مصادره شد. سپس نوبت بستن درِ مساجد شد، به طوری‌که از ۲۶ هزار مسجد تاجیکستان - که در سال ۱۲۹۷. ش دایر بود- در سال ۱۳۲۱. ش و همزمان با جنگ جهانی دوم، تنها ۱۳۱۲ مسجد باقی مانده بود. البته با وجود تمام این سیاست‌ها مردم تاجیکستان محبت به اسلام را در قلوب خود زنده نگه داشتند و نسل به نسل و به رغم حاکمیت شدید خفقان، معارف دینی را سینه به سینه به فرزندان خود منتقل کردند. اما واقعیت این است که هویت دینی مردم تاجیکستان به خاطر آن اقدامات دچار خدشه شده بود. (۵)
بوسنی و هرزگوین:
با گسترش قدرت امپراطوری عثمانی در شرق اروپا، بخشی از کشور‌های امروزی این منطقه، به فتح ترک‌ها درآمد. به این شکل اسلام در کشور‌هایی چون: آلبانی، بوسنی و هرزگوین و بخش‌هایی از سرزمین اسلاو‌ها گسترش پیدا کرد. اما با ضعف عثمانی‌ها - که در نهایت به فروپاشی امپراطوری شان انجامید- سرزمین‌های شرق اروپا از دست آن‌ها خارج شد. به ویژه اینکه اتریشی‌ها توانسته بودند بخش‌های مسلمان نشین اروپای شرقی را تحت سلطه خود درآورند. اما با شروع جنگ جهانی در سال ۱۹۴۱. م - برابر با ۱۳۲۰. ش- کل منطقه یوگسلاوی به اشغال آلمان‌ها درآمد. تا آن زمان مسلمانان بوسنی و هرزگوین، با وجود زندگی طولانی زیر سلطه کلیسای کاتولیک اتریشی‌ها و بعد‌ها صرب‌ها، اعتقادات خود را حفظ کرده بودند. بانوان حجاب داشتند و کودکان در مکتب‌های آموزش قرآن، تعلیمات دینی می‌دیدند. با این همه در همان زمان اشغال، گروهی از مبارزان کمونیست به رهبری «تیتو» مبارزه خود را علیه اشغالگران آلمانی آغاز کردند. در این مقطع مسلمانان منطقه بوسنی و هرزگوین برای مبارزه با اشغالگران به ارتش کمونیست‌ها پیوستند، گرچه حتی در دوران مبارزه هم تبعیض و ظلمی آشکار علیه آن‌ها از طرف صرب‌های کمونیست وجود داشت، ولی به هرحال با ورود متفقین به جریان جنگ، آلمان‌ها شکست خوردند و یوگسلاوی آزاد شد و به این ترتیب کمونیست‌ها توانستند بعد از جنگ به قدرت برسند. به هر روی در ابتدای دوره کمونیست‌ها، مسلمانان آزادی‌های نسبی به دست آوردند. اما بعد از سال ۱۹۵۲. م «تیتو» - رئیس‌جمهور یوگسلاوی- ابتدا برگزاری مراسم و اعیاد اسلامی، سپس فعالیت دادگاه‌های اسلامی و بعد حجاب را برای زنان مسلمان ممنوع اعلام کرد. در مرحله بعدی مکتب‌های قرآنی جهت آموزش کودکان و سپس انجمن‌های مذهبی و فرهنگی مسلمانان تعطیل شد. حتی در دوره کمونیست‌ها، تعدادی از قبرستان‌های مسلمانان به پارک و ساختمان‌های اداری و مسکونی تبدیل شد. در آن شرایط سخت و با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، مسلمانان بوسنی و هرزگوین با علاقه اخبار مربوط به ایران را پیگیری می‌کردند. به ویژه که بعد از مرگ تیتو در سال ۱۳۵۹. ش، شرایط تجدید حیات مسلمانان آغاز شد. (۶)

ما و مهندسی معکوس فرهنگی
ناگفته پیداست که این مهندسی فرهنگی از سوی انگلیسی‌ها در ایران ما نیز توسط پهلوی اول و دوم و با دستیاری روشنفکران غربگرا انجام شد، چنانچه همین فرمول دقیقاً در کشور‌های مصر، لبنان، افغانستان و... هم اجرایی شد. اقدامی که خسارات مادی و معنوی بسیاری برای کشور‌های اسلامی و امت اسلام به دنبال داشت و کشور‌های اسلامی را به مناطقی سرسپرده و گوش به فرمان غرب یا ضعیف، فقیر و بحران زده تبدیل کرد. اما قطعاً این پایان ماجرا نبوده و نیست! زیرا بعد از وقوع انقلاب اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی (ره) زمینه بیداری اسلامی در تمام جهان اسلام فراهم شد.
از آنجا که یکی از آرمان‌های مهم نظام جمهوری اسلامی، ایجاد تمدن طلایی دیگری در کل جهان اسلام و زمینه‌سازی برای ظهور حضرت حجت (عج) است، به همین دلیل ابتدا بازگشت به اصل خود و بازیابی هویت دینی را از اهداف مقدماتی برای ایجاد این تمدن نوین اسلامی می‌دانیم. همچنین مبنا قرار دادن سبک زندگی دینی در تمامی شئون و پالایش اندیشه‌های لیبرالی و دهری از سطوح مختلف حیات فردی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی‌مان، از دیگر پیش نیاز‌های پایه‌گذاری این تمدن است. پس لازم است با «مهندسی معکوس فرهنگی روی آن فرمول نامقدس استعماری» به اصل خودمان برگردیم و «دین و اندیشه دینی را اصل تعیین سبک زندگی خود در تمام شئون قرار دادن»، «آموزش قرآن و معارف دینی به شکلی عمیق و مفهومی به کودکان و نوجوانان برای تربیت انسان‌هایی مقید و متدین»، «احیای فرهنگ وقف و مولدسازی اوقاف برای رشد تولید ملی و ارتقای وضع اقتصادی عموم مردم»، «ایجاد دادگاه‌های عدل اسلامی» و مهم‌تر از همه «گسترش فرهنگ عفاف و حجاب به عنوان پرچم پیروزی اسلام بر شرک در میان همه جوامع اسلامی» اقداماتی است که در جهت ایجاد تمدن نوین اسلامی بسیار اهمیت دارد تا آنچه طی دو قرن قبل از دست دادیم را دوباره به دست آوریم.

منابع:
۱- اسفندیار، سرور، مقاله «تراژدی استعمار در کشف حجاب»، دوماهنامه حوراء، شماره ۱۷، آذر و دی ۱۳۸۴. ش
۲- دانشنامه «دانش گستر»، جلد ۶، چاپ ۱۳۸۹. ش، صص ۳۰۳ و ۳۰۴،
۳ - ابراهیم و دیگران، محمد، «جنبش اسلامی تونس»، ترجمه جواد اصغری، مؤسسه اندیشه سازان نور، چاپ اول ۱۳۸۵. ش، صفحات ۱۲ تا ۲۳،
۴- قاسمی، صابر، «ترکیه»، مؤسسه چاپ و انتشارات وزارت امورخارجه، چاپ اول ۱۳۷۴. ش، ص ۱۴۱،
۵- دانشنامه «جهان اسلام»، جلد ۶، زیر نظر غلامعلی حدادعادل، چاپ اول ۱۳۸۰. ش، ص ۸۳ - و - دایرة المعارف تشیع، جلد ۴، نشر شهید سعید محبی، چاپ اول ۱۳۷۵. ش، صفحات ۲۰ تا ۲۴؛ و - دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، «تاجیکستان»، انتشارات وزارت امورخارجه، چاپ اول ۱۳۸۷. ش، صص ۲۵ و ۲۶،
۶- «دانشنامه اقوام مسلمان»، جلد ۲، نوشته ریچارد ویکز، ترجمه معصومه ابراهیمی و پیمان متین، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل، چاپ اول ۱۳۸۵. ش، ص ۲۰۵؛ و - «دانشنامه جهان اسلام»، زیر نظر غلامعلی حدادعادل، جلد ۴، چاپ ۱۳۷۷. ش، صفحات ۵۶۴ تا ۵۶۶ (مدخل بوسنی و هرزگوین)

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار