علامه سیدمحمدحسین طباطبایی در کتاب «سنن نبی» بخشی از رفتارهای پیامبر اسلام (ص) را در این زمینه آورده است که در آستانه عید سعید مبعث تقدیم شما میشود.
امام صادق (ع) میفرماید: رسول خدا (ص) عطردانی داشت که بعد از هر وضو خود را با آن معطر میکرد. از این رو هرگاه از منزل بیرون میآمد، بوی عطر در مسیر آن میپیچید.
رسول خدا (ص) کراهت داشت که کسی برای او از جای برخیزید و به همین جهت مردم جلوی پای ایشان بلند نمیشدند، اما موقع رفتن همراه آن حضرت برخاسته و تا در منزل همراهی میکردند.
علی (ع) فرمود: هرگز نشد که رسول خدا (ص) با کسی دست دهد و زودتر از او دستش را بکشد. بلکه درنگ میکرد تا او دستش را بیرون بکشد. هرگز کسی با آن حضرت در کاری یا سخنی مشارکت نکرد که حضرت زودتر از او دست از کار کشد، بلکه صبر میکرد تا وی دست از کار بکشد و نشد کسی با آن حضرت گفتگو را آغاز کند و حضرت پیش از او سکوت کند. هرگز دیده نشد نزد کسی پای خود را دراز کند و هرگز میان دو کار مخیر نشد، مگر آنکه محارم خدا هتک شود که در این صورت به خاطر خدا خشم میگرفت و هرگز در حال تکیه دادن چیزی نخورد تا از دنیا رحلت فرمود.
چیزی از آن جناب درخواست نشد که «نه» بگوید و هرگز حاجتمندی را رد نکرد جز آنکه حاجت او را برمیآورد یا او را با سخنی نرم و دلنواز خرسند میساخت. نمازش در عین تمامیت از نماز همه مردم سبکتر و خطبهاش از همه کوتاهتر و از بیهودهگویی بر کنار بود و، چون از راه میرسید از بوی خوشش شناخته میشد. چون با دیگران بر سر یک سفره مینشست اول کسی بود که شروع به غذا خوردن میکرد و آخرین کسی بود که از غذا دست میکشید و هنگام غذا خوردن از جلو خود میل میفرمود، تنها هنگام خوردن رطب و خرما دست به سوی دیگر هم میبرد.
رسول خدا (ص) هیچ گاه برای خود از کسی انتقام نگرفت، بلکه آزاردهندگان را میبخشید و از آنان گذشت میفرمود.
در روایت آمده رسول خدا (ص) کفش خود را پینه میزد، لباسش را وصله میکرد و خود در خانه را باز میکرد و شیر گوسفندان را میدوشید، چون خادمش از آسیاب کردن خسته میشد، به او کمک میکرد و خود آسیاب مینمود.
آب وضوی شبش را تهیه میکرد، هیچ کس در شرم و حیا بر او پیشی نداشت، هنگام نشستن تکیه نمیکرد و در کارها به اهل خانه کمک میکرد و با دست خودش گوشت خرد میکرد.
تشییع جنازه میکرد، در دورترین نقاط شهر به عیادات بیماران میرفت. با فقرا مینشست، با تهیدستان هم غذا میشد، با دست خود برای آنها لقمه میگرفت. با خویشاوندان صله ارحام میکرد. بر کسی ستم و درشتی نمیکرد. پوزش عذرخواهان را میپذیرفت. بیش از همه کس لبخند بر لب داشت. در خوراک و پوشاک از غلامان و کنیزان خود برتری نمیجست. هرگز به کسی فحش و ناسزا نمیگفت. هیچ گاه زن یا خادم را لعن و نفرین نکرد.
یکی از بهترینهای درج شده در این کتاب همین روایت است که رسول اکرم (ص) فرمودند: اگر توانستی که در تمام روز و شب خود حقد و کینهای از کسی به دل نداشته باشی چنین کن، زیرا این سنت من است و هر که سنت مرا زنده کند مرا زنده کرده، و هرکه مرا زنده کند در بهشت با من خواهد بود.