اثری که هم اینک در معرفی آن سخن میرود، مناسبات عباس افندی، رهبر دوم بهائیان با دولت انگلستان را مورد بازخوانی قرار داده است. این تحقیق توسط عبدالحسین آیتی به رشته تحریر درآمده و تیتیآلبویه آن را ترجمه کرده است. اثری که هم اینک در معرفی آن سخن میرود، مناسبات عباس افندی، رهبر دوم بهائیان با دولت انگلستان را مورد بازخوانی قرار داده است. این تحقیق توسط عبدالحسین آیتی به رشته تحریر درآمده و تیتیآلبویه آن را ترجمه کرده است. نشر نیکان که این دفتر را روانه بازار نشر ساخته است، در دیباچه خویش بر آن، موضوع و محتوای آن را چنین توصیف میکند:
«شاید ظرف چندین سده گذشته، کمتر حرکت فرقهای را بتوان سراغ داشت که به اندازه شیخیه، بابیه، ازلیه و بهائیه، مورد بحث و تحقیق و رد قرار گرفته باشد. میزان توجه و واکنش به این دست ساختههای امپراتوری فاسد عثمانی، روس تزار و انگلیس مکار، به قدری گسترده بوده و هست که هر چه ارائه میشود، به نوبه خود تازگی دارد و بعضاً با این سؤال همراه است که چرا این قدر در قبال چند مسلک سیاسی شبهدینی، حساسیت و واکنش نشان داده میشود؟ اینکه چنین فرقههایی، چرا با واکنشهای تند و ادامهدار مواجه شده، موضوع بسیار حساس و مهمی است که با مطالعه آثار مخالفان نقاد شیخیه، بابیه و بهائیه، میتوان بدان پی برد. موضوعات با اهمیت و فراوانی از قبیل ذیل آمده، ضرورت شناخت شیخیه، بابیه و بهائیه را فراهم آورده است:
۱ ـ نقش بیگانگان در کاشت و برداشت از این تشکیلات دستساخته عثمانی، روس تزار و انگلیس که امروزه در خدمت امریکا قرار دارد.
۲ ـ ساختارشکنی سیاسی به منظور برخورد همهجانبه با مرجعیت مقتدر شیعه، در مقام نیابت عامه دوران غیبت.
۳ ـ ساختارشکنی دینی که فرقههای مزبور، با تأسیس بابیت، رکن رابع، مهدویت، نبوت و الوهیت دنبال کردند و با حمایت انگلیس و امریکا تقویت شد.
۴ ـ برخورد منحرفانه دستساختههای استعمار ضداسلام، با مبانی اعتقادی اسلامی.
۵ ـ به انحراف کشاندن مسلمانان ناآگاه یا فریب دادن سادهلوحان، برای عملی کردن اهداف شوم استعمار.
موارد فوق آمده از جمله دلایلی است که وظیفه برخورد با عوامل خارجی مذهبساز و ایادی داخلی آن را در زمره فرایض ایمانی درمیآورد، البته باید توجه داشت که ممکن است این فریضه ایمانی که باید به صورتهای گوناگون انجام گیرد، به دلیل اعمال نظریاتی سلیقهای از مسیر اصلی خود منحرف شود و کژراههای را در عملکرد مسلمانی به وجود آورد که اثر آن در جوامع اسلامی، کمتر از دستساختههای شبهدینی مخرب نباشد. برای نمونه میتوان وظایف دوران غیبت کبری را که با فضیلت افضل اعمال شیعتنا انتظار الفرج تعریف شده است، با اعمال اظهارنظرهای ابداعی- که بعضاً با قرآن و سنت سازش ندارد- نه فقط بیارزش ساخت، بلکه مدینه فاضله را به مدینه فاسدهای که خواست دشمنان تشیع است، تبدیل کرد. برای شناخت چنین خط انحرافی، باید تصمیمها و شکل انجام وظایف در دوران غیبت را به آنچه معصوم (ع) تعیین فرموده است ارائه دهیم تا بدانیم آیا باید در مقابل مفاسد که دام و دانه استعمار خارجی است، سکوت کرد تا تعجیل در فرج شود یا بنا بر اصل امر به معروف و نهی از منکر انجام وظیفه نمود؟ برحسب آنچه که حضرت حجتبنالحسن (عج) در رقیمهای به شیخ مفید فرمودهاند، باید با فساد و رواجدهندگان مبارزه کرد، نه اینکه در مقابل هر خلاف عفتی که جامعه را لکهدار میسازد، سکوت کنیم و خود را به این غلط قانع کنیم که تا فساد عالم را نگیرد امام زمان ظهور نمیکند!
به هر روی نگارش آثاری از قبیل انگلیس وسر عبدالبهاء که روشنگری میکند و ماهیت واقعی دینسازان و ایادی آنان را برملا میسازد، از جمله وظایف مسلمانی دوران غیبت است. هر گونه مسامحه و کوتاهی، تقویت مسیرهایی است که استعمار برای تضعیف اسلام، خاصه تشیع تشخیص داده است...».