در آموزههای دینی و الهی از کمتر خصلت و رفتار ناپسندی به اندازه غیبت و سخنچینی نهی و نکوهش شده است. در واقع غیبت کردن نه فقط به فرد غیبتکننده و غیبتشونده بلکه به گروه و جامعه آسیب میزند و فضای اجتماعی را مسموم میکند. در داستانهای دینی آمده است: سالی در بنیاسرائیل قحطی شد، حضرت موسی (ع) چند بار نماز استسقاء خواند و طلب باران کرد، اما خبری از باران نشد در آموزههای دینی و الهی از کمتر خصلت و رفتار ناپسندی به اندازه غیبت و سخنچینی نهی و نکوهش شده است. در واقع غیبت کردن نه فقط به فرد غیبتکننده و غیبتشونده بلکه به گروه و جامعه آسیب میزند و فضای اجتماعی را مسموم میکند. در داستانهای دینی آمده است: سالی در بنیاسرائیل قحطی شد، حضرت موسی (ع) چند بار نماز استسقاء خواند و طلب باران کرد، اما خبری از باران نشد. خداوند به حضرت موسی (ع) وحی کرد: من به خاطر آنکه یک نفر در میان شماست و سخنچین است و اصرار بر نمامی دارد، دعای شما را مستجاب نمیکنم. عرض کرد: خدایا آن شخص کیست؟ خداوند فرمود:ای موسی شما را از غیبت نهی میکنم، حال خودم نمامی کنم؟! بگو همه توبه کنند تا دعایشان مستجاب شود. همه توبه کردند و خداوند باران رحمت را بر آنها نازل کرد. (در خبری دیگر آمده است: آن شخص درباره حضرت موسی غیبت کرده بود و موسی (ع) تقاضای شناسایی آن شخص را کرد و خداوند فرمود: من سخنچینی را زشت دارم، حال خود سخنچینی کنم؟!). با این مقدمه کوتاه، موضوع غیبت را از منظر اخلاقی و روانشناسی اجتماعی بررسی میکنیم.
غیبت کردن از هر منظری مذموم است
غیبت کردن از هر منظر و در تمام اندیشهها و فرهنگها مذموم است و هیچ جا این موضوع به شکل یک عمل پسندیده شناخته نشده است. پس چه چیزی باعث میشود، ضمن اینکه میدانیم غیبت کردن، اشتباه است، باز در بسیاری موارد این کار را انجام میدهیم. به طور کل در رفتارشناسی در پس هر آنچه انسان انجام میدهد، عوامل متعدد و بیشماری تأثیرگذارند؛ مواردی که گاه ریشه در گذشتهها دارند، اما این هرگز به آن معنا نیست که مهر تأیید بر بسیاری کارها بزنیم. ما در برابر هر کردار و رفتار خود به شدت مسئولیم. مخصوصاً در نظر داشته باشیم، حرفهای ما، صرفاً کلمات خنثی نیستند. هر واژه بار معنایی و هیجانی خاصی دارد. بیربط نیست که از کلمات نامناسب به عنوان «زخم زبان» یاد میکنند، چون حرفها میتوانند نتایج بسیار مخرب، مانند یک زخم، بر زندگی یا روحیه فرد بگذارند، حتی ممکن است ناراحتی و رنج یک جمله، گاه تا سالها دامنگیر روان افراد باشد، پس به حکم انسان بودن همیشه باید مراقب آنچه بر زبان میرانیم باشیم، غیبت کردن متأسفانه یکی از صحبتهای رایج است که نتیجهای کمتر از زخم زبان ندارد.
چه اتفاقی هنگام غیبت کردن میافتد؟
ما وقت غیبت کردن ویژگیهای به ظن خودمان ناخوشایند افراد را با دید پر از لغزش خودمان به شکلی هیجانی، با قضاوت یک طرفه، اکثراً غیرمنصفانه و با اغراق عنوان میکنیم. اصلاً در نظر بگیریم منصفانه و بدون اغراق هم باشد! چه پیامدی خواهد داشت و چه اتفاقی میافتد؟ آیا مسئله حل میشود؟ خیر! فقط کمی سبک میشویم! چرا؟ چون جایی حس کردیم در حقمان اجحاف شده، خب طبیعی است! زیرا زندگی گره خورده با ناکامیهاست. همه چیز همیشه طبق میل نیست! دلخور شدیم! یا حس ناامنی از صحبتی در سر تا پای خود حس کردیم! یا حسادت کردیم! و به دلایل مختلف نتوانستیم از خود دفاع کنیم. شاید هم اعتمادبهنفس لازم برای این کار را نداشتیم. حالا با غیبت کردن روان ما درصدد تخلیه این بار هیجانی منفی برآمده است. مسئله این است که ما رودررو نتوانستیم یا فرصت نداشتیم از آنچه حق مسلم خود میدانیم دفاع کنیم، پس حالا روان ما، از ترفندی به ظاهر کمخطرتر استفاده میکند. پشت سر دیگران عیبجویی کرده و از خود دفاع میکنیم. نفس این کار یک روش غیرجرئتمندانه است، چون به دلیلی، در موقعیتی، صریح و شفاف نتوانستیم حرف خود را بگوییم. در واقع از این کار اجتناب کردیم. غیبت کردن یک نبرد گفتاری ناعادلانه است، چون حریف در میدان حضور ندارد. همچنین بسیاری از صحبتها برداشت ما از قضیه است نه لزوماً واقعیت.
غیبت کردن چه سودی به حال ما دارد؟
همان طور که گفته شد، غیبت کردن مشکلی را حل نمیکند. بر فرض مدتها پشت سر کسی عیبجویی کنیم. نق بزنیم و ایراد او را بگیریم. آیا کار مثبتی از پیش بردهایم؟ «هرگز». قطعاً وقتی این صحبتها به گوش فرد برسد، اوضاع ناراحتکنندهتر میشود و چقدر تأسفبار که زمان باارزش ما، با چرخهای از حرفهای بیهوده سپری شود! از طرفی مخصوصاً برای کسانی که اعتماد به نفس پایینی دارند، این عمل جنبه عادت پیدا میکند. یک عادت و اعتیاد منفی! با این عادت فرد فرصت روبهرو شدن با مشکل را از خود گرفته و از راهحل دور میشود. جرئت ابراز وجود، دفاع منطقی از آنچه انجام داده را از خود سلب میکند و همیشه مثل یک شخص منفعل رفتار میکند. جریان به اینجا ختم نمیشود! افرادی که نمیتوانند رودررو، حرفشان را بگویند، معمولاً یک وجه مشترک کلی باهم دارند. بله آنها به شکل افراطی خشم درونی را تجربه میکنند. شاید شما هم افرادی را دیده باشید که در ملاقات با برخی، با روی به ظاهر باز از وی استقبال میکنند، همنشین و همکلامش میشوند، اما به محض اینکه از او فاصله میگیرند، با عصبانیت شروع به عیبجویی میکنند! مشخص است که خشمی آزارشان میدهد، حالا با دیدن چنین رفتاری چه احساسی در شما به وجود میآید؟ اول اینکه با فرد قابل اطمینانی روبهرو نیستم! و روی دیگر سکه، چرا این شخص این قدر عصبی است؟ زیرا به شکل کلی وقتی فرایندی با بار هیجانی منفی، به شکل حلنشده در ذهن باقی بماند، با گذشت زمان مشکلآفرین است، آرامش را از فرد میگیرد. چه بسیار ناراحتیهای دستگاه گوارش، سردردهای عصبی و هزاران ناراحتی دیگر که محققان ریشه آن را در مسائل حل نشده روانی میدانند، بنابراین غیبت کردن، اصلی بر پایه حل مسئله ندارد. پس نکته مثبتی به همراه آن نیست که برایمان به ارمغان بیاورد. حالا آیا بهتر نیست رفتار دیگری جایگزین کنیم؟
غیبت را کنار بگذاریم و رودررو حرف بزنیم
همه شنیدهایم که وقت طلاست! اگر ارزش وقت مشابه طلا باشد، ارزش وجودی ما حتی با کمیابترین عناصر شناختهشده در عالم هم قابل قیاس نیست! یعنی ما دو امتیاز بینظیر داریم. انتخاب با ماست. اینکه از عمری که در حال گذر است و گنجینه درون خود به چه نحوی استفاده کنیم. آیا حیف نیست، زمان را با جریانی بگذرانیم که هیچ نفعی برایمان ندارد؟ اگر غیبت کردن، گره مشکل شما را باز میکند، به این کار ادامه دهید! اما قطعاً چنین نیست، پس این کار را متوقف کنیم.
با خود خلوت کنیم و صادقانه گفتوگوی درونی داشته باشیم. مشکل کجاست؟ چرا جایی که باید محترمانه و قاطعانه صحبت کنیم، سکوت اختیار میکنیم؟ بهتر نیست روش خود را تغییر دهیم؟ ضمن اینکه خوب است انتقادپذیر باشیم، اما در برخی شرایط سکوت در برابر انتقاد یا صحبت ناحقی که از ما شده به معنی پذیرفتن بیچون و چرای آن است. گلهمندی و به اصطلاح عامیانه پشت سر گفتن دردی را دوا نمیکند. پس یادمان باشد، دفعه بعد که در شرایطی اینچنینی قرار گرفتیم، به جای سکوت رودررو صحبت کنیم. اگر فکر میکنیم اعتمادبهنفس این کار را نداریم، روی این بخش از شخصیت خود کار کنیم. اگر خجالت کشیدن مشکل ماست، آن را به مرور حل کنیم، اما بیتفاوت و راکد نمانیم. با توجه به پیامد، به نظر میرسد این رفتارها خردمندانهتر است.
با غیبتکنندگان معاشرت نکنیم
گاه پیش میآید طرف صحبت ما فردی است که حتی در قبال جوابهای منطقی و متین، واکنشهای تند و غیرمنطقی دارد، پس بهتر است حتیالامکان، به خاطر آسودگی خاطر خود، معاشرت با چنین اشخاصی را به شکل کامل قطع یا به حداقل برسانیم. یادمان باشد بسیاری در بند دردهای خویشند، ما بنا نیست آنها را تغییر دهیم، مگر خود بخواهند و از فرد متخصص کمک بگیرند. اینجا وظیفه ما حفاظت از سلامت روان خودمان است.
به رفتار دوستان خود دقت کنیم. آیا آنها اهل غیبت کردن هستند؟ اگر چنین است، شاید بهتر باشد تجدیدنظر در مراودههایمان داشته باشیم. به خاطر بسپاریم معمولاً کسانی که عادت به این کار دارند، هدف خاصی در زندگی ندارند. گاه فقط برایشان مهم است وقتشان بگذرد و چطور گذراندن وقت زیاد برای آنها مهم نیست. حواسمان باشد، ما درگیر این صفت آنها نشویم. بسیارند جمعها و دوستانی که بودن در کنارشان، مشابه استراحت کنار چشمهساری است که هم مایه آرامش هستند و هم با گفتار و رفتار به آموزههای ارزشمند شما اضافه میکنند و در مقابل، چه بسا بودن در کنار کسانی مسبب بد شدن «حال» ماست. به یاد داشته باشیم بیشتر وقتها کسی ما را وادار به معاشرت نمیکند. ما انتخابکننده هستیم.
با کمی ممارست غیبت را ترک کنیم
به شکل قراردادی برای خود برنامههایی داشته باشیم که ضمن آن مثلاً مدتی عهد کنیم هرگز غیبت نکنیم، البته این تمرین به مرور و با ممارست، جزو ویژگی شخصیتمان میشود. به خاطر بسپاریم هر آنچه در آموزههای دینی ماست، رابطه تنگاتنگی با سلامت روان و آرامش دارد. منطق حکم میکند در موردشان بیندیشیم و رفتار درست را انتخاب کنیم.
در نهایت همیشه مدنظر داشته باشیم، زندگی بسیار سریعتر از آنچه فکر میکنیم در حال گذر است. باعث تأسف است که اوقات بیبازگشت، بیهوده سپری شوند، پس بهتر است خود را از چرخه بیهوده برخی گفتارها و رفتارها خارج کنیم. تمرکز و انرژی ذهنی خود را روی نکات مثبت و اهداف ارزشمند بگذاریم. به توصیههای دینی توجه کنیم که بسیاری ریشه در عوامل خودشناسی و خودشکوفایی دارند. عادات مثبت مثل کتاب خواندن، ورزش، کلاسهای مهم آموزشی بسته به روحیاتمان را پرورش دهیم.
همین طور به عللی که ما را به این عادت کشانده است فکر کنیم و درصدد رفع نکات منفی خود باشیم. هیچ گاه برای تغییر مثبت دیر نیست. همین حالا میتواند نقطه آغازی برای قدم گذاشتن در مسیر رشد باشد. یادمان باشد، کمک گرفتن در مشکلات و مشورت از افراد آگاه و متخصص لازمه زندگی پیچیده امروز است و ما نقطه آغاز تغییر مثبتیم.