کد خبر: 1098073
تاریخ انتشار: ۰۲ مرداد ۱۴۰۱ - ۲۱:۰۰
در حالات و مقامات «سرباز روز نهم»
محمدرضا کائینی

اثری که هم اینک در معرفی آن سخن می‌رود، به واگویه حالات و مقامات شهید مدافع حرم، مصطفی صدرزاده پرداخته است. این مجموعه گرانسنگ و خواندنی را گفتگو‌های متعدد پژوهشگران حوزه انقلاب و دفاع مقدس شکل داده و دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، به انتشار آن همت گماشته است. «سرباز روز نهم» دیباچه‌ای در صدر خویش دارد که بخشی از ماجرای تدوین این پژوهش را واگویه کرده است:
«روزی در اوایل آبان ۱۳۹۴، برادر و همکار عزیزم محمدمهدی رحیمی گفت به تازگی یکی از بچه‌های شهریار تهران، در سوریه شهید شده است و به درخواست بچه‌های محلشان، می‌خواهد خاطرات خانواده و دوستان شهید را جمع‌آوری کند. آن موقع، یعنی سال ۹۴، هنوز روایت از شهدای حرم باب نشده بود، انگار هنوز مجموعه نظام تصمیم نگرفته بود که بگوید آنجا می‌جنگیم! همچنین روایت از شهدا چندین متولی هم داشت، از سپاه و بسیج گرفته تا ناشران متعدد. دی‌ماه هر سال، به مناسبت یوم‌الله ۹ دی، جشنواره مردمی فیلم عمار را برگزار می‌کنیم. رسم داریم در مراسم افتتاحیه و اختتامیه، از عمار‌های این روزگار و زمانه یاد و تجلیل کنیم. دست تقدیر و روزگار، ما را برد و برد تا اینکه اختتامیه ششمین جشنواره مردمی فیلم عمار در سال ۹۴، گره بخورد به موضوع مدافعان حرم، موضوعی که تا آن روز به صورت رسمی در رسانه‌های کشور بازتاب نداشت و شاید اولین بروز هنری، رسانه‌ای و رسمی آن در کشور، همین رویداد محسوب می‌شد. کار خدا را ببینید! مایی که به دلایلی که نوشتم، به تکلیف جمع‌آوری خاطرات مدافعان حرم نرسیده بودیم و تبعاً کاری نمی‌کردیم، حالا اختتامیه‌مان شده بود خاص شهدای حرم با محوریت مصطفی صدرزاده، شهید مدافع حرمی که جانباز فتنه ۸۸ هم بود. در آن سال حسابی چاقو خورده بود، مجروح شده و تا پای شهادت رفته بود. چند سال بعد هم خودش را به فتنه شام هم رسانده بود. آنجا هم گردان ورزیده‌ای شکل داده بود به اسم عمار. مراسم اختتامیه جشنواره شروع شد. قاری قرآن مراسم که بود؟ دختر شش ساله شهید مدافع حرم، مصطفی صدرزاده. بهت و اشک حضار وقتی که فاطمه خانم کنار عکس پدرش قرآن خواند، دیدنی بود. سخنران برنامه هم همسر شهید صدرزاده بود که چه خطبه‌ای خواند در آن مراسم! آن مجلس تمام شد، ولی کار مصطفی صدرزاده تازه برای ما شروع شده بود. در همه این مدت، محمدمهدی رحیمی مشغول مصاحبه بود. از اوایل بهمن‌ماه، برادر عزیزی برای نوشتن کتاب به جمعمان اضافه شد، نوید نوروزی. حالا او به موازات رحیمی که مصاحبه‌ها را انجام می‌داد، آن‌ها را مطالعه می‌کرد و سؤال و نکات تکمیلی را به محقق می‌رساند. پروژه‌ای که قرار بود شخصی پیش برود، حالا شده بود گل سرسبد کار‌های مجموعه ما! مصطفی صدرزاده پدیده چند بعدی و مهمی بود. از فعالیت گسترده مسجدی تا فعالیت نظامی و امنیتی تا حضور عمارگونه در فتنه ۸۸ و فعالیت‌های مفصل اجتماعی و در آخر، حضور جدی و فعال در فتنه شام. او در همه این مواقف، ارتباطات گسترده و رفتار‌های چندجانبه داشته و صرفاً در قید یک فعالیت فرهنگی یا سیاسی نبوده است. او همه نوع فعالیتی را در حد اعلایش انجام داده، به طوری که روایت کردنش را به شدت سخت و دشوار می‌کرد. تصمیم اولیه این شد که خاطرات حسب موضوع، جدا و کتاب به سبک موضوعی نگارش شود. با مجموع مصاحبه‌هایی که تا خرداد ۱۳۹۵ انجام شده بود، کتاب به نسخه موضوعی خودش رسید، اما هنوز افراد زیادی باید به جمع مصاحبه‌شوندگان اضافه می‌شدند...».

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار