برتراند راسل، فیلسوف شهیر انگلیسی میگوید: «آخرین دستاورد تمدن، توانایی انسان در پرکردن هوشمندانه اوقات فراغت است». برتراند راسل، فیلسوف شهیر انگلیسی میگوید: «آخرین دستاورد تمدن، توانایی انسان در پرکردن هوشمندانه اوقات فراغت است».
بعضیها فکر میکنند اوقات فراغت یک چیز ساختگیِ از پیش تعریفشده و تعیین شده است و شکل یا اشکال بهخصوصی دارد که در قالبهای مشخص و کلیشهای به مصرفکنندگان عرضه میشود. بعضیها فکر میکنند اوقات فراغت یک مقوله ذهنی و نظری است که فقط در لابهلای کتابهای جامعهشناسی میتوان آن را یافت. بعضیها فکر میکنند اوقات فراغت را باید پر کرد، درست مثل چالههایی که باید پر شود! بعضیها فکر میکنند اوقات فراغت در مکانهای بهخصوصی ساخته و عرضه میشود و مثلاً میگویند گذران اوقات فراغت در سینما، کلاس موسیقی، پارک، سالن تئاتر و... واقعیت این است که اوقات فراغت همه اینها هست، اما هیچکدامشان نیست!
اساساً اوقات فراغت از پدیدههایی است که در حصار قالبها نمیگنجد و مثل هوا در همه جا جریان دارد. فراغت را همه جا میتوان یافت، به شرط آنکه چشم باز کنی و دست دراز کنی و آن را بگیری، اما آنچه در دستهایت جای میگیرد، جنسش، کیفیتش و لذتی که از آن میبری متفاوت از محتوایی است که در دستهای دیگران وجود دارد؛ مهم این است که دنبال چه باشی، مهم این است که در کجا و چگونه به دنبال آنچه طالبش هستی بگردی و مهم این است که آنچه در پیاش هستی در همین نزدیکی یافت میشود یا باید فرسنگها بروی و خسته شوی تا به دستش بیاوری. هر چه هست، فراغت وقتی از جنس درون تو باشد با واژههای پاکی، هنر، عشق، زیبایی و نیکی پیوند میخورد و نتیجهاش قشنگترین لحظههای زندگیات را رقم خواهد زد، پس بهتر آن است که از جا بلند شوی و پاشنه کفشت را بکشی و از خانه بیرون بزنی. هرچند در خانه هم کتاب، تلویزیون، رادیو، رایانه، وسایل بازی و حتی وسایل کاردستی یافت میشود، اما برای خنک کردن لحظههای داغ تابستانی کافی نیست. بیرون از خانه فضای وسیعی چشمانداز تو را تشکیل میدهد و اگر به همه جا َسَرک بکشی بیتردید تصاویر زیبایی خواهی دید: جوانان بانشاطی که دستهجمعی و با روی هم گذاشتن دانگ چند هزار تومانی، خرما و کالباس و خیارشوری خریده و در کمرکش کوه، فراقت دلانگیز را تنفس میکنند... کودکان پر جنب و جوشی که در فضای سبز بیرونیِ «خانه فرهنگ» محله، قوطی رنگ و قلمی به دست، رؤیاهای قشنگ خود را بر دیوار نقاشی میکنند. سالمندانی که در کنار جوانان و نوجوانان میزهای شطرنج پارکها را دوره کردهاند. زنان خانهداری که به همراه دختران عزیزدردانهشان با جمع فامیلی یا دوستانه به طرف نزدیکترین فرهنگسرا یا خانه فرهنگ میروند و... فکرش را بکنید گپزدن زنانه در محفلی دوستانه همراه با خلق هنرهای دستی چه لذتی دارد و آنسوتر زن و مرد، پیر و جوان، دل به طبیعت سپرده اند و...
اینها تنها بخش کوچکی از تابلوهای زیبایی بود که در قاب چشمان جستوجوگر تو جای گرفته است. اگر بدانی به جز سینما، تئاتر، پارک، قهوهخانه، کافیشاپ، استخر و کلاسهای گرانقیمت زبان و کامپیوتر، صدها عرصه و فضای دیگر با هزاران برنامه مدل به مدل منتظر توست، تا تو دست دراز کنی و فراغت دوستداشتنی خود را بگیری، آن وقت چه کار خواهی کرد؟
از لاک خود بیرون بیا! غبار از افکار خسته پاک کن و نگاه مشتاقت را به سایههای خنکی بدوز که در این تابستان داغ، بیصبرانه انتظار تو را میکشد. آنچه طالبش هستی جای دوری نیست. دستیافتنی است و کم هزینه و حتی شاید بیهزینه!