کد خبر: 1096294
تاریخ انتشار: ۱۹ تير ۱۴۰۱ - ۲۲:۰۰
وقتی رضاخان، به اندیشه «پرورش افکار» می‌افتد!
نمادی از ساختار حاکم بر ایران در دوره حاکمیت قزاق اثری که هم اینک در معرفی آن سخن می‌رود، به تجزیه و تحلیل کارنامه «سازمان پرورش افکار» از مؤسسات فرهنگی دوران رضاخان پرداخته است. توضیح آنکه قزاق در پی مشاهده مقاومت اجتماعی در برابر منویات فرهنگی خویش، به فکر نوعی فرهنگ‌سازی افتاد که البته به دلیل آمرانه و از بالا بودن آن نهایتاً برایش آورده‌ای نداشت
شاهد توحیدی

اثری که هم اینک در معرفی آن سخن می‌رود، به تجزیه و تحلیل کارنامه «سازمان پرورش افکار» از مؤسسات فرهنگی دوران رضاخان پرداخته است. توضیح آنکه قزاق در پی مشاهده مقاومت اجتماعی در برابر منویات فرهنگی خویش، به فکر نوعی فرهنگ‌سازی افتاد که البته به دلیل آمرانه و از بالا بودن آن نهایتاً برایش آورده‌ای نداشت. مرکز اسناد انقلاب اسلامی به عنوان ناشر این پژوهش، در دیباچه آن چنین آورده است:
«مشروعیت سیاسی یکی از دغدغه‌های اصلی رژیم‌های سیاسی و شرط استمرار مسالمت‌آمیز حاکمیت آنهاست. به همین خاطر فعالیت‌های زیادی از سوی حکومت‌ها برای کسب، حفظ و گسترش حیطه مشروعیت سیاسی انجام می‌گیرد. حکومت‌هایی که از اقتدار لازم برخوردارند، مشکل کمتری در زمینه حفظ مشروعیت سیاسی دارند، ولی حکومت‌هایی که صرفاً به قدرت متکی هستند، همواره در معرض رویارویی با بحران مشروعیت قرار می‌گیرند. حکومت‌های استبدادی، نمونه کامل نوع دوم حکومت‌ها به شمار می‌روند و به همین خاطر تلاش می‌کنند در کنار ابتنای حکومت خود به زور و اجبار، از سیاست‌های خاص فرهنگی نیز استفاده کنند تا مشروعیت سیاسی خود را در سراسر قلمروی سرزمینی گسترش دهند. رژیم دیکتاتوری رضاخان نیز از این قاعده کلی مستثنی نبود. این رژیم پس از تحکیم پایه‌های قدرت خود با اتکا به نیروی نظامی و تمسک به ترفند‌های سیاسی و پارلمانی، درصدد برآمد از لحاظ فرهنگی نیز با پرورش افکار حیطه نفوذ حکومت خود را در ایران گسترش دهد و به نوعی قدرت به دست آمده را به اقتدار تبدیل نماید. سازمان پرورش افکار، در راستای علمی کردن چنین تفکری پا به عرصه‌وجود نهاد. نحوه فعالیت متمرکز این سازمان و ساختار عمودی آن نمونه جالبی از کل ساختار سیاسی حاکم بر ایران در عصر پهلوی اول است. از آنجا که استبداد، جوهره حاکمیت سیاسی در عصر رضاخان بود و حتی خود وی با گفتن این جمله که هر کشوری رژیمی دارد و رژیم ما یک نفره است، این مطلب را تأیید کرده بود، به ناچار سازمانی هم که در این فضای سیاسی در حال فعالیت بود، نمی‌توانست از لحاظ ساختاری، متفاوت از ساختار حاکمیت باشد. بنابراین، این سازمان وسیله‌ای برای اجرای مقاصد فرهنگی یک رژیم استبدادی به شمار می‌رفت. نکته جالب توجه این است که سازمان مذکور، به پیشنهاد و همت جمعی از روشنفکران تأسیس شد، زیرا این روشنفکران به زعم خود، به دنبال وحدت ایران و پیدایش حکومتی متمرکز برای توسعه این کشور بوده‌اند، ولی ناسیونالیسمی که مورد نظر آن‌ها قرار گرفته بود، ناسیونالیسم فرهنگی بود که در آن بدون توجه به مبانی اصیل ناسیونالیسم سیاسی و پیگیری حقوق مردم، همت اصلی صرف تمجید از گذشته باستانی ایران، شخص پادشاه و زبان فارسی شد و در این مسائل به حدی افراط و تملق صورت گرفت که حتی مؤسسات این سازمان، یکی از علل افول آن را همین تملق‌گویی اعلام کردند! کتاب حاضر تحقیق مستندی از نحوه تشکیل، اهداف، فعالیت‌ها و عملکرد سازمان پرورش افکار است که محقق محترم توانسته به خوبی بین ساختار سیاسی حاکم و پیدایش این سازمان، رابطه ایجاد و در نهایت علل افول و فروپاشی آن را تحلیل کند. مرکز اسناد انقلاب اسلامی امیدوار است با انتشار این اثر، گام دیگری در روشن شدن تاریخ پرفراز و نشیب ایران بردارد و جامعه علمی کشور را در تحلیل بهتر تاریخ معاصر ایران یاری رساند.»
بابک دربیگی، نویسنده این کتاب نیز در مقدمه‌ای به بیان ضرورت انجام این پژوهش و تشریح چند و، چون شیوه خویش در آن پرداخته است. او در این فقره می‌نویسد:
«سازمان پرورش افکار، در زمستان ۱۳۱۷ توسط احمد متین‌دفتری تشکیل شد. این نهاد، یک نهاد فرهنگی به حساب می‌آمد که با اهداف رسماً اعلام شده‌ای، شروع به کار کرد. در عین حال اهداف اعلام نشده‌ای نیز برای این نهاد در نظر گرفته شده بود که سال‌ها بعد این اهداف از لابه‌لای اسناد و مدارک جدید و همچنین خاطرات افراد مختلف به طرز روشن‌تری آشکار شد. با این حال بررسی‌ها نشان می‌دهد این نهاد، مانند بسیاری از برنامه‌های مدون یا غیرمدون دوران رضاشاه که بیشتر حالت انفعالی و دوره‌ای داشت تا یک برنامه‌ریزی درازمدت و مشخص، از اهداف اولیه خود، چه اهداف عنوان شده و چه عنوان نشده، دور شد و در گرداب مشکلاتی گرفتار گشت که خودساخته یا ناشی از مشکلاتی می‌شد که برآمده از ساختار نظام و حاکمیت آن دوران‌- به عنوان مؤسس و متولی این نهاد‌- بود. در هر حال تجربه نشان داد مسئولان این نهاد، از حل مشکلات آن یا به عبارت گویاتر، از شناسایی و درک آن عاجز بودند! کتاب حاضر تلاشی در جهت شناسایی اهداف، عملکرد و مشکلات سازمان پرورش افکار است که فصل اول آن به جایگاه سازمان پرورش افکار در ساخت حکومت رضاشاه می‌پردازد. هدف از نوشتن این فصل، یادآوری نکاتی درباره عملکرد عمومی حکومت رضاشاه و بررسی روابط حاکم میان حکومت و مردم در آن مقطع تاریخی است تا به نتیجه‌ای جامعه شناسانه از ساختار حکومت منتهی شود و آنچه نویسنده بر آن تأکید دارد، یعنی رابطه تنگاتنگ سیستم حکومتی و همبستگی وجودی آن با سازمان پرورش افکار، تبیین گردد. فصل دوم، در واقع ادامه بحث فصل اول و تلاشی است در جهت شناسایی دیدگاه‌های فرهنگی غالب بر روشنفکران، در دوران قبل از تشکیل حکومت رضاشاه و عملکرد حرکت‌های فرهنگی و اجتماعی حکومت رضاشاه که در نهایت تشکیل نهادی مانند پرورش افکار را توجیه می‌نمود. اهداف پیدا و پنهان این نهاد و ساختار تشکیلاتی آن به ترتیب در فصول دوم و سوم مورد بررسی قرار گرفته‌اند. عملکرد سازمان پرورش افکار در کمیسیون‌های مختلف، موضوع فصول چهارم تا ششم است. فصل چهارم به کمیسیون مطبوعات اختصاص داده شده است. تجربه نشریه ایران امروز، تجربه جالبی است که می‌تواند بازتابی از دیدگاه‌های متولیان پرورش افکار، در برخورد با مسائل فرهنگی و در عین حال بازتابی از چگونگی شناسایی و حل مشکلات یک نشریه دولتی باشد، لذا اختصاص یک فصل به این موضوع ضروری بود. فصلی دیگر نیز به کمیسیون سخنرانی اختصاص داده شده که به جهت اینکه در اجرای برنامه‌هایش مانند سایر کمیسیون‌ها نیاز به امکانات ویژه و تخصیص منابع مالی گزاف (در مقایسه با سایر فعالیت‌ها) نبود، اهمیت ویژه‌ای دارد. سه کمیسیون نمایش، موسیقی و رادیو نیز در یک فصل مورد بحث واقع شده‌اند و در نهایت به عنوان جمع‌بندی و نتیجه‌گیری، به بررسی دلایل افول و انحلال سازمان پرورش افکار پرداخته شده است. ابتدا نویسنده قصد داشت تا با اختصاص فصلی جداگانه، علل افول و انحلال این نهاد را بررسی نماید، اما بنا به دلایل مشخصی از آن منصرف شد. دلیل این امر، به نکته ظریفی باز می‌گردد. پس از فروپاشی نظام رضاشاه که امکان نقد عملکرد آن دوره به وجود آمده بود، به واسطه اشغال کشور، مشکلات اقتصادی ناشی از جنگ، قحطی و نظایر آن بیشتر مباحث روزنامه‌ها به مسائل مختلف روزمره بازمی‌گشت یا آنکه نقد و بررسی نظام سابق، بیشتر به حملات تند سیاسی معطوف بود. ضمن آنکه نمی‌توان انتظار داشت در مدت کوتاهی که از سپری شدن نظام رضاشاهی می‌گذشت، نقد جدی و بی‌طرفانه‌ای از نهاد‌هایی مانند پرورش افکار صورت گیرد....»

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار