کد خبر: 1090941
تاریخ انتشار: ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ - ۲۱:۰۰
«علفزار» روی ایده‌اش متوقف مانده است زمانی که فیلم علفزار را روی پرده می‌بینیم، می‌توانیم با آن ارتباط بگیریم، اما این برای ۲۰ دقیقه اول است و پس از آن دیگر قصه‌ای در کار نیست و توان ادامه دادن ندارد.
افشین علیار

فیلمساز در اولین ساخته‌اش سراغ موضوع ملتهب تجاوز دسته جمعی رفته است؛ ایده‌ای که علاقه نشان دادن به آن برای فیلمساز خودش جای سؤال دارد، اما پرداخت و پردازش آن هم با ساده انگاری پیش رفته و انگار موضوع یا هسته مرکزی برای کارگردان صرفاً بازپرس (پژمان جمشیدی) بوده است نه موضوع ملتهبش.
اینگونه به نظر می‌رسد که کاظم دانشی در وهله اول حواسش به قهرمان‌سازی بوده و تلاش کرده بازپرس خلق کند و در ادامه به یک موضوع اجتماعی بپردازد، اما راهش به شدت اشتباه است، چرا که قصه‌ای که در علفزار روایت می‌شود انگار چند پهلو است و گستردگی جهان فیلم با آدم‌های متعددش- که هیچ کدام حتی بازپرسش به شخصیت نمی‌رسند- فضای به وجود آمده را تبدیل به تکرار مکررات کرده است.
فضای فیلم شباهتی به آثاری از سینمای ایران دارد که چندین سال است به کنایه از آن به عنوان ژانر فریاد و دعوا و عربده کشی یاد می‌شود. بازپرس علفزار بدون شناخت کامل از متهم می‌خواهد قهرمان اخلاق باشد و دستور مافوق مصلحت‌طلبش را رد می‌کند و با قانون جلو می‌رود. این اخلاق‌گرایی مرسوم، جای توجیه هیچ کنش‌گرایی برای مخاطب نمی‌گذارد، چرا که کاراکتر بازپرس به شدت معلق در هوا است.
اصل فیلم در خرده پیرنگ‌ها مخفی شده است؛ خرده پیرنگ‌هایی که می‌توانست طور دیگری روایت شوند، اما فیلمساز ترجیح داده از عنصر تعلیق استفاده نکند که اتفاقاً علفزار فیلمی است که می‌توانست با یک تعلیق مخاطبش را غافلگیر کند.
در شرایط کنونی همه چیز همان ۲۰ دقیقه اول برای مخاطب رو می‌شود و دیگر اتفاقات مثل وجود آن زن و مرد معتاد که برای شناسنامه به بازپرس مراجعه می‌کنند، برای فیلم اضافه است، یعنی هیچ منطق روایی در آن احساس نمی‌شود و اینکه آن زن (ستاره پسیانی) تلاش می‌کند رابطه نامشروعش را از شوهرش پنهان کند، وقت فیلم را گرفته است. بهتر بود برای مخاطب تا لحظه آخر غافلگیر‌کننده باشد، اما در شرایط فعلی فیلم در همان ابتدا تمام داشته‌های خودش را رو می‌کند و دیگر دیالوگ‌ها و ارجاعات فیلم را در یک ایستایی مطلق نگه می‌دارد و هیچ نکته دیگری نمی‌تواند جذاب و پیش برنده باشد.
اگر فیلمساز از قهرمان‌سازی دست می‌کشید می‌توانست به موضوع ملتهب آن بیشتر رسیدگی کند و اینکه چطور یک آدم برای رسیدن به پست و مقام حاضر می‌شود از تعرض به خانواده خود چشم‌پوشی کند این می‌توانست نکته روانشناسی و حتی جامعه‌شناسی باشد، اما دوربین دانشی طرف هیچ کدام از آدم‌های فیلم نیست جز بازپرس. با اینکه می‌دانیم احتمالاً اتفاقاتی برای فیلم رخ داده و دچار ممیزی شده، اما ما با فیلمی طرف هستیم که نمی‌توانیم به فرامتن‌هایش توجه داشته باشیم.
علفزار در روند داستانی به شدت الکن مانده است، سمت و سویش را نمی‌داند و فیلمسازش سعی داشته اثری شلوغ بسازد تا حفره‌های فیلمنامه‌اش احساس نشود. فیلم مانند فیلم‌هایی از قبیل ابد و یک روز، بدون تاریخ بدون امضا یا جان‌دار شلوغ و پرسروصداست، اما اینجا منطق در فیلمنامه‌اش لنگ می‌زند و پایانش به شدت نافرجام است.
بازی پژمان جمشیدی قطعاً می‌تواند مهم‌ترین نکته فیلم باشد و دوربین لرزان و سرگردان هادی بهروز یکی از نکات منفی علفزار است. ایده علفزار در پس ذوق زدگی فیلمسازش قطعاً هدر رفته است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار