«گنجینه آسمانی» عنوان مجموعه گفتار متن (نریش) فیلمهای روایت فتح است که شهید آوینی در آن سخن گفته است. این مجموعه برای اولین بار در اوایل دهه ۸۰ از سوی مؤسسه روایت فتح پیاده شده و به صورت یک کتاب تحت عنوان گنجینه آسمانی در سال ۱۳۸۱ منتشر شد؛ با هم نگاهی به داشتههای
آن میاندازیم.
پخش مستند روایت فتح از بهار سال ۱۳۶۵ آغاز شد. زمستان سال ۶۴ عملیات والفجر ۸ در اروندرود اجرا شد و مجموعه مستندهای شهیدآوینی و گروهش از همین عملیات به صورت مستمر تاریخ جنگ را از زاویه دید دوربینشان به نظاره نشستند و به ثبت رساندند. بعد از پایان دفاعمقدس و وقفهای حدوداً سه ساله، مجدداً مجموعه روایت فتح از اوایل سال ۱۳۷۱ آغاز به کار کرد و «شهری در آسمان» مستند دیگری بود که گروه روایت فتح ساخت و آوینی در آنها نوشت و صحبت کرد.
«شب عاشورایی» اولین بخش از کتاب گنجینه آسمانی است که به وقایع عملیات والفجر ۸ میپردازد. قصد سازندگان این مستند روایت جزءبهجزء روند عملیات نیست. نگاه آوینی یک نگاه انسانمحور است و توجه او به آدمهای جنگ در تمام مستندهایی که به دفاع مقدس اختصاص داده، دیده میشود. «این نخلستانها (حاشیه اروند) مرکز جهان است، چراکه بهترین بندگان خدا، یعنی بندهترین بندگان خدا در اینجا گرد آمدهاند تا بر صف کفر بتازند و بند از اسرای شب برگیرند و آیینه فطرتها را از تیرگی گناه بزدایند و کاری کنند تا جهان بار دیگر اهلیت ولایت نور را پیدا کند.» شهید آوینی مستندسازی بود که خود به دل آتش جنگ میرفت و از نزدیکترین مواضع، رزم رزمندگان را مشاهده میکرد و با دوربینش به ثبت میرساند. او و تیم همراهش در ماجرای عملیات والفجر ۸ از شب حمله گرفته تا دفع پاتکهای دشمن که یکی از سختترین پاتکها در طول دفاع مقدس بود، حضور پیدا میکنند و صحنههای نابی را به ثبت میرسانند. گردآورندگان کتاب جز پانوشتهایی که برای توضیح برخی از اسامی و اصطلاحات آوردهاند، چیزی به متن کتاب اضافه نکردهاند. «گنجینه آسمانی» تماماً صحبتهای شهیدآوینی است که با دقت به آنها، عمق اعتقاد و التزام نویسنده این متنها به مقولهای به نام «دفاع مقدس» را درک میکنیم. او خود یکی از آدمهای جنگ است که حالا به حکم وظیفه سعی دارد از زاویه دوربین یک مستندساز، به آدمهای جنگ نگاه کند. شاید به همین خاطر باشد که بهتر از هر مستندساز دیگری، آدمهای جنگ را درک میکند و آنها را به مدد قلم و دوربین به تصویر میکشد. «اسوه حزبالله، ابوالفضل العباس (ع) است و درس وفاداری را از او آموختهاند. وقتی با این جوانان سخن از عباس میگویی، در دل خود جراحتی هزار و چند صد ساله را باز مییابند که هنوز به خون تازه آغشته است؛ جراحت کربلا را میگویم.» مجموعه مستندهای روایت فتح پس از پایان دفاع مقدس نیز ادامه مییابد و اینبار آوینی سری جدید مستندهای خود را از جایی شروع میکند که در زمان جنگ نیز از همانجا کارش را آغاز کرده بود. او به خرمشهر میرود، همان شهری که در شروع دفاع مقدس دوربینش را برداشت و به آنجا رفت.
کتاب «گنجینه آسمانی» شرح دغدغههای مستندسازی است که حال و هوا و احساس خود در مورد جنگ و انسانهای حاضر در آن را در قالب نریشهایی ماندگار کرده است. چون آوینی همان آوینی دوران دفاع مقدس است، متنهایی که برای مستندهای پس از جنگ نیز نوشته نیز همان حال و هوا را دارند. خواندن این متنها در هر زمان و هر مکانی که باشد، خواننده را به روزهای آتش و خون میکشاند.
«خرمشهر شقایقی خونرنگ است که داغ جنگ بر سینه دارد... داغ شهادت. ویرانههای شهر را قفسی درهمشکسته بدان که راه به آزادی پرندگان روح گشوده است تا بال در فضای شهر آسمانی خرمشهر باز کنند. زندگی زیباست، اما شهادت از آن زیباتر است.»